جنبش «جلیقهزردها» که شانزدهم سپتامبر گذشته آغاز شد با درنظرگرفتن سطح بالای نارضایتی اجتماعی در کشور به یکباره منجر به اعتراضات خیابانی گسترده شد که در این میان، برخی معترضان با آتشزدن خودروها و شکستن پنجرهها موج خشم خود را ابراز کردند و کمتر از یک هفته، تمامی محوطه اطراف دروازه پیروزی از پلاکاردها و نوشتههای اعتراضی به سیاستهای دولت حاکم فرانسه پُر شد. شبکه خبریRTL، در این زمینه مینویسد: «اگرچه اغلب فرانسویها از خشونتهای ایجاد شده و خساراتی که به شهر وارد شده، ناراضی هستند، اما بر اساس سیاستهای اقتصادی و مشکلاتی که در جامعه وجود دارد با معترضان همراهی میکنند و بهنوعی با آنها موافق هستند.»از دیگر نشانههای حمایت آحاد مردم از سیاستهای اقتصادی و رشد جنبش اعتراضی «جلیقهزردها» به گفته رسانههای محلی که البته باعث تقویت روحیه معترضان شده، مربوط به واکنش امدادگران و پرسنل اورژانس بوده است. در این واکنش امدادگران در مخالفت با عدم امنیت اجتماعی با بیش از 100آمبولانس بهنوعی جریان تردد خودروهای منتهی به میدان «شارل دوگل» را مختل کرده و در بخش دیگر هم خیابانهای منتهی به مجلس را با همین شرایط درگیر کردند.در همین حال، دانشآموزان دبیرستانی نیز در اعتراض از شرایط تحصیلی خود و به انتقاد از شرایط اقتصادی با تجمع در مقابل 500مدرسه ضمن عدم حضور در کلاسهای درس، مانع از حضور کادر آموزشی در محوطه مدرسه شدند. این در حالی است که در یکی از شهرهای جنوبغربی فرانسه به نام (Pau) طی گفتوگوهای انجام شده میان معترضان و نیروهای ویژه پلیس، برای کاهش این تنشها و خشونتهای اعتراضی این تفاهم حاصل شد که پلیس کلاههای محافظ خود هنگام برخورد با شورشیان را برداشته تا معترضان نیز پراکنده شده و حالت آشوب شهر به پایان برسد. این تفاهم شاید اولین نشانههای به ثمر رسیدن اعتراضات اخیر فرانسه معروف به جنبش «جلیقهزردها» بود به این دلیل که پس از توافق محلی پلیس و معترضان، نخستوزیر این کشور «ادوارد فیلیپ» رسما اعلام کرد که دولت از تصمیم خود مبنی بر افزایش مالیات سوخت تا شش ماه آینده صرفنظر خواهد کرد و دیگر خبری از گرانی سوخت نیست.پس از اظهارنظر نخستوزیر فرانسه، برخی تحلیلگران این پرسش را مطرح کردند که آیا دستاوردهای اعتراضات یاد شده حاصل دخالتهای احزاب سیاسی یا تسلط جناح چپ به این اعتراضها یا به قول معروف تصاحب سیاسی جنبش یاد شده توسط چپهای افراطی بوده است؟ در نگاه اول شاید این پرسش زمانی دقیق به نظر برسد که به آغاز ناآرامیها توسط طبقه کارگر بهدلیل مشکلات معیشتی توجه کنیم. در این زمینه گروهی از تحلیلگران میگویند: «اعتراضهای کارگران در برابر ناعدالتیهای اقتصادی که این طبقه را درگیر کرده بهنوعی باعث شده تا چپها برای تحریک بیشتر مردم از این نکات استفاده کرده و رشد جنبش را دامن بزنند.»در مقابل این نگاه، گروهی معتقدند، از همان ابتدای جنبش که رفتهرفته تعداد معترضان بیشتر میشد کاملا میتوان فهمید که جنبش «جلیقهزردها» نه تنها ارتباطی با چپهای افراطی نداشته، بلکه از اتحادیههای کارگری نیز فاصله معناداری گرفته و این جنبش تنها از سوی آحاد جامعه و طبقههای اجتماعی مختلف هدایت و رهبری شده است. به گفته این گروه، نشانه اصلی این است که در روزهای اول جنبش چنین حرکتهایی از سوی حزب چپ کاملا نفی شده و با آن، مخالفت داشتند، ولی پس از مدتی که جنبش شکل و شمایل گستردهتری به خود گرفت این اظهارنظرها نیز درباره جنبش «جلیقهزردها» کمرنگ شد.گروهی از تحلیلگران موضعگیریهای دولت را نیز نشان از بیارتباط بودن جنبش «جلیقهزردها» به جناحهای سیاسی میدانند به این ترتیب که آنها اعلام میکنند در روزهای اولیه بروز ناآرامیها، افراد مختلف در کابینه ماکرون اعلام کردند جوانان معترض تحتتاثیر افکار نئوفاشیستی قرار گرفتهاند و این روند میتواند به بیاعتباری اعتراضاتشان منجر شود، چون افکارعمومی پذیرای افکار نئوفاشیستی نیست. بهمحض اینکه اولین اعتراضات ظاهر شد، وزیران مکرون بلافاصله سعی کردند جوانان را بهعنوان ارتباط با نئوفاشیستها بیاعتبار کنند. کاندیدای سابق ریاستجمهوری حزب سوسیالیست چپگرا، بنویت هامون، خواستار حمایت از زندانیان جوان این اعتراضها شد و اظهار داشت که او به سمت راست حرکت نخواهد کرد. نکته قابلتوجه اینجاست که در روزهای ابتدایی آغاز چنین جنبشی از سوی کارگران، بسیاری از اعضای حزب چپ در اظهارنظرهای مختلف نه تنها از حمایتشان سخن گفتند، بلکه دیگران را نیز تشویق به پیوستن به این جنبش کردند. در این زمینه «بنویت هامون»، کاندیدای اسبق چپگرای ریاستجمهوری فرانسه نیز به روشنی حمایتش از این جنبش اجتماعی را بیان کرده، اما طی یک مصاحبه مطبوعاتی گفته هرگز به آن نخواهد پیوست. این در حالی است که از همان ابتدای شکلگیری جنبش «جلیقهزردها» بسیاری از رسانههای چپگرا موضع مشابهی داشته و به شیوههای مختلف در این زمینه مطالبی را منتشر کردند. بهعنوان مثال، تنها یک هفته پس از آغاز جنبش «جلیقهزردها» نشریه «L’Obs» در سرمقالهای نوشت: «در این شرایط که جنبش «جلیقهزردها» روبه گسترش است، باید مراقب گسترش «افکار پوپولیستی» توسط معترضان باشیم.»
از سوی دیگر مفسران روزنامه لیبراسیون نیز که یکی از رسانههای وابسته به حزب چپهای فرانسه است نیز در مقالات مختلفی نوشتند: «بهطور کلی معترضانی که در خیابانها در مقابل سیاستهای دولت حضور دارند باید به دو گروه «مردمی» و «آشوبگران خیابانی» تقسیم شوند.» در این مقالات آمده که گروه اول در واقع افرادی هستند که به سیاستهای اقتصادی فعلی فرانسه اعتراض دارند، اما گروه دوم، افرادی هستند که بهدنبال آسیبرساندن به جریان زندگی و برهم زننده نظم عمومی هستند که باید از سوی نیروهای پلیس مورد محاکمه قرار گیرند. یکی از خبرنگاران این نشریه طی تهیه گزارشهای مستندش از جنبش «جلیقهزردها» در حساب توئیتری خود، نوشت: «جنبش حاضر در واقع نمونهای از «جنبش گفتمانی» (جنبش هیکس) است حتی اگر نشانههای کمی از آن به چشم آید.»در همین حال، ژان لوک مولونچون یکی دیگر از رهبران حزب چپ نیز در این زمینه بیان کرده، اگرچه علاقهای برای پیوستن به این جنبش ندارد، اما از آن برای رسیدن به اهداف مردم حمایت میکند. وی طی مطالبی که در وبلاگها، نشریات و حسابهایش در شبکههای مجازی منتشر کرده دائم به این نکته اشاره کرده که اعتراضات جلیقهزردها از نوع جنبشهای شهروندی است که از لحاظ ظاهری هیچ شباهتی با جنبشهای احزاب مختلف در کشور ندارد. وی حتی نگران این موضوع است که جنبش خیابانی کارگران که در راستای دستیابی به حقوق خود ایجاد شده به یک انقلاب تمامعیار مردمی تبدیل شود.بنابراین اینکه بخواهیم جنبش جلیقهزردها را به رهبری چپهای افراطی نسبت دهیم تصوری کاملا اشتباه است به این دلیل که بخشی از معترضان بهرغم اینکه به مشکلات اقتصادی اعتراض دارند از سیاستهای محیطزیستی دولت ماکرون حمایت میکنند که نشانه دقیقی از گرایشهای سیاسی آنها یعنی سوسیالیستهاست.
در این زمینه طی رقابتهای انتخاباتی گذشته فرانسه، «اقتصاد بدون کربن» جزء یکی از شعارهای حزب مکرون بود که بر اساس همان نیز توانست اعتبار و رای بالایی از مردم این کشور بهدست آورد، بنابراین زمانی که بخش قابلتوجهی از معترضان یا جلیقهزردها از این سیاست پیروی میکنند مرتبط دانستن آنها با حزب چپ، کاری اشتباه است.
موافقان طرح محیطزیستی مکرون که امروز در خیابانها اعتراض میکنند، معتقدند راهکارهای عملیتر و منطقیتری برای رسیدن به این هدف مهم وجود دارد بدون اینکه با افزایش مالیات به بهانه کاهش انتشار کربن در محیطزیست، زندگی طبقه کارگر و متوسط فرانسه را تحتتاثیر خود قرار دهیم. نکته قابلتوجهتر اینکه اصولا یک نشانه کامل درباره عدم ارتباط این جنبش با چپها وجود دارد که معمولا چپهای افراطی هرگونه تجمع اعتراضی طی یک یا دو دهه اخیر را بیشتر به سمت جنبشهای پوپولیستی میدانند و سعی دارند به جامعه این هشدار را بدهند که این اعتراضات در واقع روحیه عوامفریبانه جناح رقیب است.تودههای شورش اغلب بهعنوان فاشیستها شناخته میشوند، بنابراین باید بدانیم که اصولا یک حالت تدافعی همواره در مقابل هرگونه جنبش در غرب توسط چپها شکل گرفته تا نهایتا تمام این موارد را به فاشیست مرتبط بدانند. به هرحال برای رسیدن به پاسخ اینکه واقعا چپها بهدنبال تصاحب دستاوردهای جنبش اخیر هستند، باید در نظر داشته باشیم که جنبش «جلیقهزردها» که ابتدا با اعتراض طبقه کارگر نسبت به سیاستهای مالیاتی مکرون آغاز شد به این دلیل که بعضا با سیاستهای محیطزیستی دولت موافق هستند همواره مورد نقد چپها قرار داشته است. به این ترتیب که چپها در بهترین حالت تلاش میکنند بهگونهای از جنبش موردنظر حمایت کنند که تصور همسویی برای احزاب دیگر ایجاد نشود و در بدترین حالت هم، آن را محکوم خواهند کرد.
منبع:مجله اسپایکد اسپانیا