هر انسانی که به دنیا میآید، تا آخر عمر نیازهای اولیهای دارد که باید تامین شود. این نیازها عبارتاند از: خوراک، پوشاک و مسکن. رابطه و پیوند میان جمعیت و سیاست، درست از دل همین نیازها پدید میآید. دولتها هرچند در یک نگاه «وبری»، با اختیار منحصربهفرد بهکارگیری خشونت مشروع شناخته میشوند، اما کارکرد دیگر آنها، تامین نیازهای جمعیت هر جامعه است. در اینجا، منظور از دولت، نه قوه مجریه، بلکه کل سیستم حکومتی است که در یک قلمرو مشخص، اراده خود را اعمال میکند،
بنابراین با کنار گذاشتن عنصر خشونت مشروع، توانایی و کارایی حکومتها را باید با میزان تامین نیازهای انسانها و اتباع خود سنجید. از این منظر میتوان مقایسه کیفیت و کمیت زیست مردم کشورهای مختلف را با هم مقایسه کرد.
در این میان، مردم کشور ما مقایسه دیگری هم دارند و آن، تفاوت کمیت و کیفیت زندگی نسلهای مختلف و تفاوت آنها با یکدیگر است. در یک فرایند ثابت توسعه، انتظار میرود همه نسلها، کموبیش از زندگی باکیفیت یکسانی برخوردار باشند. لازمه این رویکرد، یکسان دانستن لایههای مختلف نسلی و دوریگزیدن از تصمیمگیریهای مقطعی است، اما از قضا آنچه در کشور ما دیده نمیشود، همین آیندهنگری نسلی است.
نه فقط مردم، بلکه کشور هم تحتتاثیر تصمیمهای زودگذر است، تصمیمهایی که نیازهای کوتاهمدت ما را برآورده میکند و اهداف کوتاهمدتی را در نظر دارد. برداشتن از منابع صندوقهای بازنشستگی
و هزینه آن برای نیازهای روزمره دولتها در گذشته، به تنهایی موید آن است که در دورههایی، بخشهایی از حاکمیت بوده که برای رفع چالشهای مقطعی خود، نیازهای بلندتمدت خیل کثیری از جمعیت کشور را نادیده گرفته است. در مثالی دیگر از سیاستهای مقطعی و تصمیمهای زودگذر، بالا و پایین شدن نرخ تورم در کشور است، نرخی که در هر دوره، بخشی از جمعیت را تحتتاثیر قرار داده و آرزوهای بسیاری را نابود میکند.
از این رو میتوان یکی از مهمترین عناصر تفاوت کشورهای توسعهیافته با کشورهای درحال توسعه را در تداوم سیاستها جستوجو کرد. ثبات سیاستی، به این معنی است که تصمیمگیریهای کلان تحتتاثیر آمدن و رفتن دولتها قرار نگیرد، اما در کشور ما، از کوچکترین تصمیمهای سیاسی و اقتصادی تا بزرگترین آنها، دچار نوسان میشود که بزرگترین نمونه آن، کنار گذاشتن برنامه سوم توسعه از سوی دولت نهم بود. مجموعه این شرایط به این معنی است که ما در بسیاری از مواقع، از جیب و هزینه نسلهای آینده، خرج نسلهای امروز کردهایم. احتمالا فردا، وقتی از راه برسد که جیب کشور خالی است
و در این صورت، معلوم نیست که با چه منابعی خواهیم توانست نیازهای اولیه جمعیت خود را تامین کنیم.