یادداشت
ریشهها و آینده قله جمعیتی دهه 60
احمد شیرزاد؛ تحلیلگر مسائل اجتماعی
متولدان دهه 60، امروز با چالشها یا دستاوردهایی در زندگی روزمره خود روبهرو میشوند که حاصل سیاستورزیها و تصمیمگیریهای سالهای کودکی آنان است. همچنان که دوران میانسالی و سالخوردگی آنان نیز با تدابیر و رویکردهایی تعیین میشود که در همین سالها در مراکز تصمیمگیری، اتخاذ میشود. از این رو، یک پرسش اساسی میتواند این باشد که سیاستها، قوانین و برنامهها تا چه اندازه آیندهنگرانه است و تصمیمسازان و ریلگذاران کشور، تا چه اندازه دغدغه افقهای پیش رو را لحاظ میکنند؟ باید اذعان کرد که پدیده قله جمعیتی دهه 60 فقط و فقط نتیجه بعضی از سیاستگذاریهای مسئولان کشور نبود. این قله جمعیتی، یک پدیده اجتماعی است و نباید از زمینههای فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی شکلگیری آن غافل شد. به عبارت دیگر، در سالهای نخست بعد از انقلاب، جامعه خود را در معرض یک نوع رهاشدگی و بالندگی میدید و امید بسیاری به رشد اقتصادی و برخورداری از مواهب بیشتر بود. این امور به همراه ارتقای ناگهانی سطح بهداشت، زمینه مساعدی برای یک جهش جمعیتی در کشور بهوجود آورد. اما همچنان که این جهش جمعیتی چند علتی بود، علتهای بسیاری دستبهدست هم داد تا مسیر زندگی و آینده این جمعیت که امروز از آنان به نام متولدان دهه 60 یاد میشود، دچار تلاطمهایی شود. به عبارت دیگر، جنگ، کمتجربگی در حوزههای مدیریتی، عدم الزام کافی برای اجرای قانون و در نهایت، نادیده انگاشتن دستاوردهای قانونی به بهانه زدن جناح مقابل یا رقیب، موجب شد توسعه کشور فرایند ثابت، مداوم و قابل پیشبینی را طی نکند. در کنار این مسائل، داشتن نگرش کوتاهمدت به مسائل مختلف، بهویژه در حوزه تصمیمگیری، آسیبهای جدی به کشور وارد کرد. نوع رفتار ما با حوزه محیطزیست، مثال خوبی برای این مسئله است. در سالهای گذشته گاه به بهانه منافع کوتاهمدت یا پارهکردن روبانها بهواسطه افتتاح طرحها، الزامات محیطزیستی نسلهای آینده را نادیده گرفتیم. تا جایی که کارشناسان معتقدند بلایی که بر محیطزیست و منابع، آبوهوا و خاک کشور وارد شده، در دو، سه دهه هم قابل جبران نخواهد بود، حتی اگر همین امروز مسیر و رویکرد خود نسبت به محیطزیست را تغییر دهیم. قربانیکردن بلندمدت به قیمت منافع کوتاهمدت اقلیتی خاص، آفت بزرگ امروز حوزه سیاست ماست. البته منظور از این اقلیت خاص، قطعا حکومتگران کلان کشور نیستند، بلکه ازمدیران میانی گرفته تا رانتجویان لانه کرده در لایههای میانی بوروکراسی ایرانی را شامل میشود. این اقلیت، در لابهلای رقابت جناحهای سیاسی، پروژههایی تصویب و تصمیمهای اقتصادی کلانی را اتخاذ شده که در نهایت، منابع کوتاهمدت عدهای خاص تامین میشود و در مقابل، منافع درازمدت بخش قابلتوجهی از جمعیت کشور تحتالشعاع قرار میگیرد. این رویکرد، مولد همان مخاطراتی است که امروز متولدان دهه 60 با آن مواجه هستند، مخاطراتی که از دوران کودکی و نوجوانی آغاز شده، به میانسالی آنان در این سالها رسیده و چه بسا به دوران سالخوردگیشان هم برسد.