printlogo


واکاوی تاثیر تحریم ها بر حوزه رفاه و اقشار مختلف در گفت و گو با دکتر مهدی ناجی، اقتصاددان و استاد دانشگاه
فرماندهی متمرکز؛ راه مقابله با تحریم‎ها
تحریم‌ها از راه رسیده‌اند، اما هنوز ارزیابی دقیقی از تاثیرات آن نداریم. می‌دانیم تحریم‌ها بی‌تاثیر نخواهند بود، چه بسا پیامدهای سختی هم خواهند داشت، اما به روشنی مشخص نیست که در هر حوزه، باید منتظر چه عواقبی باشیم. در حوزه رفاهی تحریم چه خواهد کرد یا در حوزه درمان؟ برای بازنشستگان و کارگران و زنان چه؟ چنین پرسش‌هایی، به ما می‌گوید که راه مقابله با تحریم‌ها، تک‌خطی نیست. انتظار داشتن مدیریت یا فرماندهی واحد برای مقابله با تحریم‌ها طبیعی است، اما نباید انتظار داشت این فرمانده برای همه حوزه‌ها، فرمان یکسان صادر کند. هر بخش، بسته به میزان مخاطراتی که با آن رو‌به‌رو خواهد بود، باید نسخه مجزایی برای مواجهه با شرایط تحریمی داشته باشد. البته برای همه این بخش‌ها، یک نسخه واحد می‌توان نوشت و آن، چیزی جز شفافیت نیست. به عبارت دیگر، مردان و زنانی که ذیل بخش‌های مختلف نظام رفاهی و تامینی قرار می‌گیرند، باید به روشنی بدانند که چه مسائل و مشکلاتی پیش روی آنان است و تصمیم‌سازان، چه اندیشیده و چه راهکاری تدوین کرده‌اند. اما همان طور که دکتر مهدی ناجی گفته است، دست‌کم تا الان چنین ارزیابی‌ رخ نداده است. ناجی، هم استاد اقتصاد دانشگاه تهران و هم معاون اقتصادی مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست‌جمهوری است. او در پاسخ مکتوب به پرسش‌های «آتیه‌نو» ضمن تاکید بر اینکه اساسا نمی‌توان منکر تاثیرات تحریم‌ها شد، معتقد است که در مقایسه با کارگران و بازنشستگان، کارمندان احتمالا کمترین مشکلات را تحمل خواهند کرد. او درعین حال می‌گوید که نمی‌توان همه مشکلات کشور را متوجه تحریم‎ها دانست، چراکه موج جدید تورمی و حتی بحران ارزی اخیر لزوما ارتباط مستقیمی با تحریم‎های جدید ایالات متحده آمریکا ندارد و حاصل برخی سیاست‎های نادرست اقتصادی در سال‌های گذشته هستند. پاسخ‌های او به پرسش‌های ما را بخوانید.
مرتضی گلپور

آیا تحریم‌ها می‌تواند بر نظام رفاهی ایران تاثیرگذار باشد؟
طبیعتا بله. اصلا اجازه دهید سوال را به شکل دیگری مطرح کنیم و بپرسیم، آیا ممکن است تحریم‎ها نظام رفاهی کشور را تحت‌تاثیر قرار ندهند؟ آن موقع خواهم گفت بسیار بعید، بلکه غیرممکن است. طبیعی است که جنس این تحریم‎ها مالی و اقتصادی هستند. تقریبا هیچ پدیده‎ کلان اقتصادی وجود ندارد که اثر کاملا یکنواختی بر گروه‎ها و طبقات مختلف در جامعه داشته باشد. مسلما در هر رخداد اقتصادی، خوب باشد یا بد، برخی گروه‎ها بیشتر تحت‌تاثیر قرار خواهند داشت و برخی کمتر. در پدیده تحریم‎ها به دلایل مختلف به نظر می‎رسد طبقات آسیب‎پذیر و فقیر بیشتر تحت‌تاثیر خواهند بود. اولا این گروه‎ها هیچ توان و پناهی برای دفاع از خود در مقابل حوادث نامطلوب اقتصادی ندارند؛ نه بیمه‎ای دارند، نه پس‎اندازی، نه سرمایه و ثروتی تا بتوانند در شرایط خاص و در روز مبادا از آن موهبت‎ها استفاده و فشار جدید را تحمل‎پذیرتر کنند. ثانیا، در شرایط تحریم طبیعتا نهادها و سازمان‌های حمایتی دولتی هم با مشکلات عدیده‎ای برای حمایت از اقشار آسیب‎پذیر روبه‌رو خواهند بود، چون از یک سو تعداد خانوارهای متقاضی حمایت به سرعت افزایش می‎یابد و از سوی دیگر منابع مالی دولت برای حمایت از این خانوارها در تنگنا قرار خواهد داشت، بنابراین شرایط فعلی، نظام رفاهی ویژه خود را می‎طلبد تا خانوارهای فقیر و آسیب‎پذیر بتوانند دشواری‎های روزافزون پیش‎ رو را تحمل کنند. 
 
از میان کارگران، کارمندان و زنان خانه‌دار و بازنشسته‌ها و... کدام بخش آسیب بیشتری متحمل خواهد شد؟  
پاسخ به این سوال ساده نیست، چون در هرکدام از این گروه‌ها هم افراد و هم خانوارها شرایط متفاوتی دارند. با این حال احتمالا از بین این چند گروه، کارمندان دولت کمترین آسیب را متحمل خواهند شد، چون لااقل از امنیت شغلی برخوردار هستند، هرچند با توجه به تورم شدیدی که در پیش خواهد بود و با توجه به ثبات نسبی حقوق کارمندان، آن‌ها هم روزهای دشواری در پیش خواهند داشت. کارگرانی که در صنایع مختلف مشغول هستند (بسته به نوع صنعت) ممکن است شرایط بسیار ناپایداری را تجربه کنند و در صورت تدبیرنشدن اقدامات مناسب جبرانی زندگی آسیب‎پذیری خواهند داشت. شرایط رکود و تحریم می‎تواند بسیاری از صنایع و کسب‎وکارها را از چرخه فعالیت خارج کند و این اتفاق به‌سادگی می‎تواند به بیکار شدن هزاران کارگر منجر شود.  
 
در حوزه اجتماعی آسیب تحریم، متوجه چه حوزه‌ای خواهد شد؛ نظام درمانی، تامین‌اجتماعی یا سبد مصرف؟
هر سه. متاسفانه تامین داروی بیماران خاص ممکن است در شرایط تحریم با مشکل جدی روبه‌رو شود و هزینه‎های خانواده‎های این بیماران را به‌طور سرسام‎آوری افزایش دهد و در نتیجه تاثیر غیرقابل جبرانی در رفاه، سلامت و آموزش کل خانواده بگذارد. متاسفانه ما در کشور از یک نظام تامین‌اجتماعی همه‌جانبه و فراگیر بی‎بهره هستیم و حمایت از خانوارهای آسیب‎پذیر، تابع تمکن مالی دولت است. دولتی که خود از یک سو مشکلات مدیریتی دارد و از سوی دیگر به‌شدت متکی به درآمدهای نفتی است. بدیهی است اگر اهداف تحریم‎کنندگان در کاهش درآمدهای نفتی کشور حتی به طور نسبی محقق شود، خانوارهای آسیب‎پذیری که وابسته به حمایت‎های دولت هستند بیش از دیگران آسیب خواهند دید. مگر اینکه دولت هوشمندانه با برنامه‎ای هدفمند و موثر تمهیدی بیندیشد تا از فشار تحریم‎ها بر این طبقات بکاهد. در مورد سبد مصرف و تحریم‎ها بد نیست به یک نکته اشاره کنیم. متاسفانه تحریم‎های جدید در شرایطی رخ داد که کشور به خودی خود با مشکلات جدی اقتصادی روبه‌رو بود. به همین دلیل نمی‎توان همه مشکلات و مسائل کشور را متوجه تحریم‎ها دانست. موج جدید تورمی و حتی بحران ارزی اخیر الزاما ارتباط مستقیمی با تحریم‎های جدید ایالات متحده آمریکا ندارند و حاصل برخی سیاست‎های نادرست اقتصادی در سال‌های گذشته هستند. در واقع اگر تحریم‌ها هم نبودند ما همچنان درگیر مسائلی از این دست بودیم. این موضوع باعث شده که گاه تفکیک علت مشکلات به‌سادگی ممکن نباشد. به‌عنوان مثال، به نظرم می‎رسد بخش عمده افزایش اخیر نرخ شیر در سبد مصرف خانوار چندان تحت‌تاثیر تحریم‎ها نبوده باشد، اما اگر تحریم‎ها امکان واردات کافی خوراک مرغ و دام به کشور را مسدود کرده باشد، احتمالا با افزایش قیمتی محصولات گوشتی در آینده نزدیک روبه‌رو خواهیم شد که طبیعتا سبد مصرف بسیاری از خانوارها را از چیزی که هست کوچک‎تر می‎کند. 
 
مقابله با این تاثیرات، نیاز به یک برنامه واحد دارد یا برنامه‌ای مختص بخش‌های مختلف رفاهی؟
به نظرم اولین راه مقابله این است که خود حاکمیت و مردم تصویر روشنی از آینده داشته باشند و بدانند شرایط فعلی قرار است تا کی و کجا ادامه یابد. به نظر می‎رسد چنین تصویری از آینده فعلا وجود ندارد. نکته دوم، شناسایی آثار و مجراهای تحریم و راهکارهای مقابله با آن است. بی‎تردید در مدیریت تحریم‎ها نیازمند یک نگاه کلان و سیستمی هستیم و نباید با تمرکز بر یک بخش، از بخش‎های دیگر غافل شویم. البته این بدین معنی نیست که در یک نگاه کلان، تقسیم کار بین بخش‎های خرد شکل نمی‎گیرد، بلکه اتفاقا در این‎گونه مدیریت‎ها چابک‎سازی تصمیم‎گیری و توجه به یک فرایند بازخوردگیری موثر و سریع از کیفیت و آثار تصمیم‌ها و اصلاح سریع آن‌ها بسیار حائز اهمیت است. از مدت‎ها پیش در محافل علمی پیشنهادهایی راجع به ضرورت ایجاد یک فرماندهی متمرکز برای مقابله با تحریم‎ها مطرح شد که بعید می‎دانم هنوز محقق شده باشد.نکته مهم دیگری که باید در مدیریت تحریم‎ها در نظر داشت، اهمیت استفاده از بخش خصوصی و نظام تصمیم‎گیری غیرمتمرکز است. به عبارت دیگر اگر از یک فرماندهی متمرکز برای مقابله با تحریم‎ها صحبت می‎شود اصلا به این معنی نیست که افرادی در جلسات متعدد پشت درهای بسته تصمیم‌هایی بگیرند و تصمیم‌هایی در قالب قانون و آیین‎نامه و دستورالعمل بیرون آید؛ ابدا. اگر این فرماندهی نگاه صحیح و واقع‌بینانه‎ای به عمق و جنس مسئله داشته باشد، اتفاقا توجه دارد که بهتر است به خیلی از حوزه‎ها وارد نشود و اجازه دهد بازیگران و فعالان آن حوزه‎ها با تجارب و تخصص‎هایی که دارند مشکلات را مرتفع کنند. متاسفانه عدم توجه به این نکته مهم باعث می‎شود در شرایط بحرانی شاهد تصمیم‌هایی باشیم که نه تنها به حل مسئله کمکی نمی‎کنند، بلکه با گرفتن تصمیم‌های نابجا راه را برای کنش‎های مطلوب و موثر فعالان داخلی هم می‎بندند. 
 
این برنامه، باید چه رویکردی را اولویت خود قرار دهد تا بخش‌های مختلف تحت حمایت بتوانند از تبعات تحریم عبور کنند؟
به نظرم، در شرایط فعلی نیازمند یک نظام بازتوزیع سریع و هدفمند هستیم. دقت کنید در طول تاریخ معمولا تصمیم‌های سخت در شرایط سخت گرفته می‎شوند. به نظر می‎رسد در حال حاضر زمان گرفتن برخی از این تصمیم‌های سخت است. شرایط دشوار فعلی به ما اجازه نمی‎دهد با نظام حکمرانی اقتصادی ناکارآمد خود ادامه دهیم. وضعیت فعلی کشور دیگر تاب فرایندهای نابهینه و ساختار پرهزینه و نابرابر فعلی را ندارد. دولت در این شرایط می‎تواند با اصلاح نظام حکمرانی اقتصادی و با اجرای چند طرح اصلاح ساختاری ضمن اینکه به جامعه این پیام را می‎دهد که عزمی جدی برای بهبود وضع موجود دارد، بر توان جامعه برای سپری کردن روزهای سختی که در پیش داریم، بیفزاید. یکی از ایده‎هایی که در این خصوص قابل طرح است، اصلاح نظام یارانه‎های پنهان و تبعیض‎آمیزی است که سال‌هاست خانوارهای ثروتمند و مرفه را بهره‎مند کرده و کمتر نصیب خانوارهای ضعیف شده است. به‌عنوان مثال، یارانه حامل‎های انرژی مانند بنزین و گازوئیل و حتی برق و آب. سرکوب قیمتی در سال‌های مدید باعث شده خانوارهای مرفه که مصرفشان چندین برابر خانوارهای ضعیف است، از این ارزانی منتفع شوند. یک پیشنهاد ساده، حذف این یارانه‎ها به همراه ایجاد یک نظام بازتوزیع منابع و درآمدها -همانند نظام جامع تامین اجتماعی- است، به‌طوری که خانواده‎های پرمصرف هزینه مصرف خود را بپردازند و دولت بتواند از آن محل، حمایت بیشتری از طبقات ضعیف انجام دهد. 
 
در میان همه این مسائل، آیا شفافیت نسبت به پیامدهای تحریم، می‌تواند زمینه‌ساز همراهی مردم شود یا خیر؟
بدون شک، این شفافیت می‎تواند بخش قابل‌توجهی از بار احساسی فشار بر مردم را کاهش دهد. بسیاری از مردم واقعا نمی‎دانند چه اتفاقی افتاده و چه در پیش دارند. آن‌ها نمی‎دانند دولتمردان واقعا برای مدیریت تحریم‎ها چه می‎کنند. معمولا آنچه در اخبار انعکاس می‌یابد کلی، سیاست‎زده و گاهی شعارزده است و به آگاه‎سازی و نظارت مردم کمک چندانی نمی‎کند و به آن‌ها امکان ارزیابی عملکرد مسئولان را نمی‎دهد. عدم اطمینان از آینده به‌شدت از کیفیت زندگی آنان کاسته و آن‌ها را نسبت به آینده خود نگران کرده است. لازم است دولت و حاکمیت بیش از پیش با مردم صحبت کند، آنان را از روند تصمیم‌های خود آگاه کند، از آن‌ها بازخورد بگیرد و آن‌ها را برای مدیریت این شرایط آموزش دهد.