تاریخچه برنامهریزی توسعه در کشور ما حکایتی خاص این سرزمین است. حکایتهایی که بر سر این مقوله در 70سال گذشته رفته در عین حال که نقاط عطف زیادی هم دارد اما در مجموع غمانگیز هم هست.
بهرغم اینکه میتوانیم بگوییم برنامه داشته و داریم و از ممالک دیگر عقبتر نبوده و نیستیم اما باید اعتراف کرد این برنامهها به توسعه ختم نشده است.
از بلندای تجربه که بنگریم، فرازوفرودهای برنامهریزی در ایران ماجراهایی شنیدنی و درسهایی عبرتآموز دارد. دغدغه توسعه همه آن چیزی است که سیاستگذاران و سیاستمردان از نخستین آشناییهای خود با مفهوم برنامهریزی در اوایل دهه بیست شمسی در سر پروراندهاند. همان زمان که عدهای از کارشناسان به تبعیت از همتایان روس خود به نام توسعه، برنامههای عمرانی تدوین کردند و زیرساختهایی برپا کردند و کجدار و مریز در مسیر تاریخ به پیش رفتهاند تا جامه توسعهیافتگی را بر تن اقلیم خود کنند. توسعه گرچه آرزویی دیریاب و سخت است، اما محقق شدنش با داشتن برنامه و استراتژی مستقل آیندهنگرانه، یکپارچه و چندبُعدی ممکن میشود. با همه اینها هستند کسانی که با مرور تحولات و وقایع و اتفاقهایی که در چند دهه گذشته بر سر مفهوم و کارکرد برنامهریزی در کشور گذشته، میگویند برنامهریزی توسعه همچنان دچار فرازونشیب تاریخی است و نظام تصمیمگیری و تصمیمسازی از خلأهای بسیار رنج میبرد. در کنار آنان که به نقاط عطف نظام برنامهریزی کشور و توفیقات این عرصه توجه میکنند، برخی از کارشناسان و پژوهشگران توسعه معتقدند میتوان دهها و بلکه صدها ایراد هم برای فرایندهای برنامهریزی در کشور برشمرد و حتی میشود در مقام انکار مسئلهای به نام برنامهریزی در کشور برآمد. با این حال در پس چند ده برنامهای که در دوران قبل و بعد از سال 1357 در ایران به اجرا درآمدهاند، باید معترف بود که نفس تلاش برای داشتن برنامه از بیبرنامگی یا سردرگمیهای توسعهای قابلستایشتر است. اما این بدان معنا هم نیست که پرسشهای اصلی مجال طرح نداشته باشند. همچنان این امکان هست که بپرسیم، الزامات برنامهریزی چیست یا میان نهاد برنامهریز و نظام حکمروایی چه نسبتی باید برقرار باشد یا اینکه برنامهریزی چگونه باید اجتماعیتر شود و نخبگان بر سر آن اجماع کنند؟ دامهای برنامهریزی کدامند؟ جایگاه مناطق در برنامهریزی چیست؟ و پرسشهایی از این دست. هفته گذشته در هفتادمین سالگرد تاسیس نهاد برنامهریز کشور؛ سازمان برنامه و بودجه، انجمن علمی برنامهریزی اجتماعی دانشگاه تهران نشستی به نام «هفتاد سال برنامهریزی در ایران» برگزار کرد و چند کارشناس و صاحبنظر درباره چالشها و چشماندازهای برنامهریزی توسعه در کشور سخنرانی کردند. بایزید مردوخی، فرشاد مومنی، احسان خاندوزی، علی دینی ترکمانی، چهار اقتصاددانی بودند که به همراه محمدحسین شریفزادگان اولین وزیر رفاه و تامیناجتماعی و رضا امیدی، کارشناس سیاستگذاری اجتماعی و عضو هیئتعلمی دانشگاه علامه طباطبایی، زوایای روشن و تاریک چند دهه برنامهریزی در کشور را به بحث گذاشتند. در ادامه، خلاصهای از آنچه در این همایش بیان شد بهصورت چند گفتار از نظرتان میگذرد.