تاکنون کمتر مطالعه دقیقی در رابطه با نقش اقشار و گروههای مختلف و به طور مشخص کارگران در دوران دفاع مقدس صورت گرفته است. به هر روی امری واضح است که گروههای سنی و شغلی و بهخصوص جوانان در بخشهای مستقیم و غیرمستقیم جبههها سهم عمدهای داشتهاند. با این حال در این واقعیت نیز جای شبهه نیست که گروه های مختلف کارگران در جبهههای جنگ نقش بیبدیلی داشتهاند. بهویژه که اقشاری متعلق به طبقه متوسط و رو به پایین جامعه از نظر وضعیت اقتصادی بودهاند. در ایام جنگ در حالی که جوانترها در خطوط مقدم دفاع میجنگیدند ، ادامه فعالیت کارخانهها و صنایع و به طور کلی تولید در شرایط فشار اقتصادی رو به تزاید، با همت و انگیزه مضاعف و انقلابی کارگران امکانپذیر میشد. به عبارت دیگر نقشآفرینی کارگران هم در جبههها و هم در پشت جبههها مطلبی نیست که بتوان بهراحتی از کنار آن گذشت. حتی میتوان این باور را داشت که درپشت جبهههای جنگ، تاثیرگذاری جامعه کارگری ارزشی کمتر از جانفشانیهای رزمندگان خطوط مقدم نداشته است و شکی نیست که غلبه بر آن شرایط دشوار، بدون تدارکات و پشتیبانی و بدون تلاش روزافزون کارگران امکانپذیر نمیشد. موضوع دیگر انگیزه اقشار و طبقات متوسط و رو به پایین جامعه دررویارویی با پدیده جنگ تحمیلی بود. پیروزی انقلاب پدیدهای بود که با مشارکت همه اقشار و گروههای اجتماعی به دست آمد. در شکلگیری نظام سیاسی جدیدی که روی کار آمده بود،آحاد جامعه - هرچند با انگیزه ها و اهداف مختلف - سهم و مشارکت داشتند. عموم مردم و بهویژه طبقات اقتصادی رو به پایین، قائل به ضرورت پاسداری از انقلاب و آرمانهای آن به هر شکل ممکن بودند و از همین زاویه نیز جبههها عرصه حضور مردمانی از همه اقشار و بهویژه کارگران بود. افرادی که بدون هیچ چشمداشتی به دفاع از وطن پرداختند و انگیزههای آنها نیز عموما غیرمادی و ارزشمحور بود. جز با ارزشهایی غیر از ارزشهای متعالی یک جامعه انقلابی نمیتوان به تحلیل پدیدهای چون جنگ تحمیلی و نیروهای اجتماعی دخیل در آن پرداخت. امروز اما شرایط دگرگون شده است. کارگران آن روزها برای حفظ انقلاب و برای دفاع از ارزشهایی که برای آن انقلاب کرده بودند، بهای سنگینی پرداخت کردند. هزاران شهید گلگون کفن و مجروح و معلول و مفقود، ثمره دفاع جانانه مردم انقلابی از ارزشهایی بود که جامعه به طور کلی و کارگران به طور خاص در پی آن بودند. از همین منظر نیز باید به داوری وضعیت فعلی نشست. جامعه ما درگیر مشکلات و مسائل فراوانی است. فشارهای اقتصادی عموما و بیش از همهبر طبقات متوسط و رو به پایین سنگینی میکند، کارگران و خانواده آنان بار مشکلات اقتصادی را بهسختی به دوش میکشند. بیکاری گسترده است و همین عوامل فشار عظیمی بر اقشار کمدرآمد جامعه و بهویژه کارگران وارد کرده است. متاثر از همین شرایط دشوار، اقشار متوسط و ازجمله کارگران که بی هیچ چشمداشتی تا دیروز در جبههها به دفاع از وطن خویش میپرداختند، گاه در تامین آینده خود و فرزندانشان با دشواریهای جدی مواجهاند. شرایط عمومی جامعه متفاوت از گذشته است و در برخی حوزهها احساس نابرابری و تبعیض رو به تزاید. تفاوتهای طبقاتی امروز بسیار محسوستر از گذشته است. همه اینها به لحاظ روانی فشاری سنگین بر اقشار ضعیف جامعه ایجاد میکند، انگیزههای مردم را در همه سطوح تضعیف میکند و خصوصا کارگران چنین فشاری را بیش از گذشته احساس میکنند. برخی مطالعات انجام شده و بررسیهای صورتگرفته، نشان میدهد که رضایت نیروهای کار از شرایط اجتماعی و اقتصادی خود، متاثر از اوضاع نابسامان اقتصادی که خود را در شکاف میان درآمد و هزینه نشان داده و همچنین دیگر فشارهای مضاعف اجتماعی و اقتصادی، به سطحی نگرانکننده رسیده است که باید برای آن چارهای جدی اندیشید. با بررسی نقش و سهم جامعه کارگری و نیروهای مولد در پیروزی انقلاب و حفظ آن در مقاطع مختلف و با قدرشناسی بیشتر از جانفشانیهای آنان و خانوادههایشان، نباید اجازه داد که شرایط به گونهای رقم بخورد که آینده اقشار متوسط و رو به پایینی که روزگاری پرچمدار دفاع از سرزمین بودند، مبهم و تاریک شود. انتظار میرود اقشاری که بیشترین سهم را در تحمل فشارها و مشکلات داشتهاند، به بهبود وضعیت و آینده خود و فرزندان خود امید بیشتری داشته باشند و مسئولان در تصمیمات خود به این قشر توجه بیشتری کنند. لیکن همچنان این طبقات و بهخصوص کارگران باید به امید روزهای بهتر، منتظر بمانند.
جامعهشناس و مشاور اجتماعی
وزیر مسکن و شهرسازی