یادداشت
اهمیت احیای شورای عالی رفاه و تامیناجتماعی
عباس اورنگ؛ مدرس دانشگاه و کارشناس حوزه رفاه و تامیناجتماعی
یکی از تاکیدات اخیر وزیر رفاه، احیای شورای عالی رفاه و تامیناجتماعی، بوده است. این مسئله را میتوان جزء مهمترین دغدغههای دلسوزان نظام رفاه و تامیناجتماعی و مهمترین خواسته کارشناسان این حوزه دانست. از طرف دیگر، احیای این شورا مهمترین عرصهای است که وزیر رفاه میتواند در آن ورود کند. در واقع معتقدم شأن نزول وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی میتواند احیای شورای عالی رفاه و تامیناجتماعی باشد. به هرحال شورای عالی تامیناجتماعی، موتور پیشران سیاستهای کلی نظام در حوزه رفاه و تامیناجتماعی است و این موضوع میتواند بهترین راهکار برای حل مشکلات تامیناجتماعی باشد. این شورا میتواند جایی باشد که سیاستهای کلی نظام در حوزه رفاه در این شورا چکشکاری شود و به همین دلیل است که میگوییم تاکید وزیر کار به احیای شورای عالی رفاه و تامیناجتماعی، تاکید بسیار مهمی است که امیدواریم در عمل نیز احیای این شورا در دستورکار قرار بگیرد. قطعا وزیر کار دبیر شورای عالی رفاه و تامیناجتماعی به ریاست رئیسجمهوری خواهد بود و این یعنی اینکه اگر این سیستم راهاندازی شود و شورای عالی را احیا کنند، وزیر کار خیلی راحتتر میتواند با حمایت ملی و با مدیریت و ساماندهی موثر، سیاستهای کلی را پیش ببرد.
با این وجود، شاهد بودهایم که طی چندسال گذشته، بدنه دولت چندان تمایلی به نقشآفرینی وزارت کار در شورای عالی رفاه و تامیناجتماعی نداشته است، بنابراین انتظار میرود وزیر کار این حوزه را مدیریت کند و این مسئله اصلاح شود. در سالهای گذشته، به شیوههای مختلفی وزیر رفاه را مشغول و او را از وظایف اصلیاش دور کردند. یکی از این مشغولیتها استفاده از اهرم استیضاح به دفعات و به بهانههای مختلف بود که وزیر را گرفتار میکرد. از دیگر مشغولیتها، شرکتداری و بنگاهداریهای مختلف است که به عهده وزیر کار میگذارند که همین مسئله وزیر را بسیار درگیر میکند. مثلا روزی بروز حادثه سانچی، روزی حادثه نفتکش، روزی دیگر بروز حادثه در معدن و... اتفاقاتی هستند که هر کدام به نوبه خود وقت و انرژی وزیر را میگیرد و در نتیجه تمرکز وزیر کار را از مسائل کلان و مهمتر دور میکند. یکی دیگر از تاکیدات اخیر وزیر کار در مورد ممانعت از تحمیل هزینههای اضافی به تامیناجتماعی و جلوگیری از تحمیل تعهدات بدون پشتوانه به این سازمان است. بیان این موارد و تاکیدات، اگرچه مهم است، اما مقاومت کردن در این مسائل و عملیکردن آنها خیلی سخت است. واقعیت این است که بسیاری از نهادها تحمیل چنین هزینههایی به تامیناجتماعی را بر اساس منطق کارشناسی انجام نمیدهند، بلکه بر اساس فشارها و تصمیمهای احساسی انجام میدهند، چراکه با جامعهای روبهرو هستیم که بخشی از مردم با فقر دستوپنجه نرم میکنند و در این بین، دولت و مجلس میخواهند با اتکا به منابع تامیناجتماعی، بخشی از این مشکلات عمومی کشور را حل کند که روش نادرست و غیرعلمی است. در نتیجه عملیکردن گفتههای آقای شریعتمداری در این حوزهها سخت است و عزم بسیار جدی میطلبد. به همین دلیل مسیر اصلاح، بسیار پرسنگلاخ است. ما در حوزه تامیناجتماعی، مشکلات زیادی داریم که وزیر کار میتواند بسیاری از این مشکلات را رفع کند. ما میگوییم باید بقا و آینده صندوقهایی مثل تامیناجتماعی را تامین کنیم، اما انگار برخی عملکردهای گذشته چندان برای بقای همیشگی این صندوقها و تدوین برنامههای بلندمدت، کارآمدی نداشته است. در واقع، ما کارشناسان حوزه رفاه و تامیناجتماعی، نگاه بلندمدت داریم و نگران آینده صندوقهایی مثل تامیناجتماعی هستیم، اما بسیاری از دولتمردان تحت تاثیر شرایط روز نگاه کوتاهمدت دارند که امید داریم با مدیریت جدید در وزارت کار، این مسائل حل شود.