printlogo


طنز کارگری
95 درصد ماجرا حل شد!
عبدالله مقدمی

لطیفه وارده: «طرف از خواستگاری برگشت. گفتند: نتیجه چه شد؟ گفت: پنجاه‌ درصدش حل شده. ما راضی‌ایم، مانده خانواده دختر!» داشتم روزنامه را ورق می‌زدم که دیدم جناب دبیرکل یکی از انجمن‌های صنفی مصاحبه‌ای فرمودند. البته حالا ما که به همه گفتیم می‌دانیم این انجمن‌  صنفی کجاست و چکار می‌کند، شما هم بگویید که می‌دانست. پیش غریبه خوبیّت ندارد! از حرف دور نیفتیم. داشتم می‌گفتم که ایشان مصاحبه کرده و فرموده‌اند: «بر اساس آمارها، خانه‌های خالی از سکنه زیادی در حاشیه‌ها و اطراف شهر وجود دارد که دولت می‌تواند به‌جای دادن وام ودیعه مسکن، این واحدها را در اختیار کارگران بگذارد و با حداقل هزینه برای مدت دو سال به آن‌ها اجاره بدهد.»
برای مسکن آمد راه چاره
به جای نطق و تردید و نظاره
چو پا را می‌گذاری در اداره
بده آن «خانه‌خالی» را اجاره
به‌به! آدمی کیف می‌کند از این‌‌همه تیزبینی و تسلط برخی دوستان. یعنی من یکی، تا قبل از خواندن مصاحبه ایشان اصلاً این‌‌همه خانه خالی را ندیده بودم. اگر هم دیده بودم، استغفراللهی گفته و رد شده بودم. اما وقتی که متن را خواندم، با کف دست گذاشتم وسط پیشانی خودم که: «ای دل غافل! چرا به فکر خودم نرسیده بود؟» یعنی شما ببینید! همه چیز حاضر و آماده، همه راضی و خوشحال. خانه آماده، کارگر بی‌مسکن آماده، مسئول زرنگ و باهوش هم حاضر؛ همه‌شان راضی. توجه دارید که 95درصد مشکلات، حل است. می‌ماند فقط یک مشکل کوچولو که آن هم، فوق فوقش بشود پنج درصد پروژه؛ راضی نبودن صاحب‌خانه‌ها!
اگر نظر من را می‌خواهید، در این یک مورد کوچولو دیگر درست نیست که دوباره مزاحم جناب دبیرکل بشویم و از ایشان بخواهیم که این پنج درصد را هم برایمان حل کند. بیاییم بنشینیم و خودمان عقل‌هایمان را روی هم بگذاریم، ببینیم چطوری می‌توانیم رضایت صاحبِ ‌خانه‌های خالی را جلب کنیم.
اگر دستم رسد بر چرخ ‌گردون
از او پرسم که چونست این عمو جون!
یکی را داده‌ای صد خانه خالی
یکی از خانه خود مانده بیرون