printlogo


یادداشت
آسمان ابری صندوق‌های بازنشستگی
مینا اینانلوY پژوهشگر حوزه جامعه‌شناسی

امروزه 18صندوق بازنشستگی در ایران فعالیت می‌کنند که تامین‌اجتماعی بزرگ‌ترین و صندوق بازنشستگی کشوری قدیمی‌ترین آن‌هاست. عدم توانایی اکثریت این صندوق‌ها در پرداخت مطالبات مردم، این موضوع را به یکی از بحران‌های اولویت‌دار کشور تبدیل کرده است.
به‌عنوان مثال، بر اساس مطالعات آکچوئری، پیش‌بینی شده در سال‌های آینده، صندوق تامین‌اجتماعی با کسری جدی روبه‌رو شود. این بدان معناست که در صورت ورشکستگی این سازمان مانند دیگر صندوق‌ها، مشکلات جدی اجتماعی ایجاد خواهد شد و بروز اعتراضات وسیع اجتماعی دور از انتظار نخواهد بود.
از جمله دلایل بحرانی‌شدن صندوق‌های بازنشستگی را می‌توان در برهم خوردن جریان ورودی‌ها و خروجی‌ها دانست. برخی از کارشناسان معتقدند، یکی از دلایل این بحران‌ها آن است که در اکثر صندوق‌های بازنشستگی تعداد کسانی که حق‌بیمه می‌پردازند بسیار کمتر از کسانی است که حقوق بازنشستگی می‌گیرند، در حالی که شرایط ایده‌آل هفت به یک است، یعنی هفت نفر بیمه بپردازند و یک نفر حقوق بازنشستگی بگیرد.  از طرف دیگر، سیاست‌های کلی نظام اداری رعایت نمی‌شود و همین باعث گسترش نظام اداری و بزرگ‌شدن دولت شده است. در حالی که صندوق‌های بازنشستگی در کشورهای پیشرفته رکن اساسی برای رشد، شکوفایی و توسعه اقتصادی‌اند، در ایران بسیاری از این صندوق‌ها باری بر دوش دولت هستند. به این صورت که در دیگر کشورهای دنیا وقتی فردی بازنشسته می‌شود سیستم اداری کشور مسئول پرداخت مستمری او نیست، بلکه همه برعهده صندوق‌های بازنشستگی است، اما در کشور ما برعکس این روال وجود دارد. یعنی فقط ردیف حقوقی فرد بازنشسته تغییر می‌کند و عملا دولت متولی بخش مهمی از  حقوق اوست.‌علاوه بر قوانین و مقرراتی که دولت و مجلس برای بازنشسته‌کردن پیش از موعد کارکنان تصویب کرده‌اند، رکود چند سال گذشته در اقتصاد ایران، کاهش شدید رشد اقتصادی، تورم بالا، افزایش جمعیت بیکاران، افزایش مداوم حقوق، کاهش نرخ مشارکت و فعالیت اقتصادی را باید به دلایل بالا اضافه کرد که باعث‌شده اغلب صندوق‌ها نتوانند به وظایف خود عمل کنند و فشار بیشتری بر صندوق‌های بازنشستگی وارد شده است.‌همچنین عدم پایداری مدیریت صندوق‌ها نیز مزید بر علت شده و لزوم وجود یک تیم مدیریتی قوی را دوچندان کرده است.
متاسفانه برخی دولت‌ها، افراد همراه با خود را فارغ از تخصص و دانش مدیریتی در سمت مدیریت صندوق‌های بازنشستگی قرار دادند. در دولت نهم و دهم هشت مدیرعامل برای مدیریت صندوق تامین‌اجتماعی انتخاب شد. هرچند در دولت یازدهم مدیریت‌ها تا حدودی تثبیت شد، اما آنچه آشکار است این است که نباید دولت‌ها صندوق‌ها را به دلخواه خود اداره می‌کنند و همین امر زیرا اگر برنامه‌های موثر و قوانین واحدی برای اداره صندوق‌ها وجود نداشته باشد و مشکلات بازنشستگان لاینحل باقی می‌ماند. صندوق‌های بازنشستگی موجود به‌صورت جزیره‌ای اداره می‌شوند و هیچ انسجام و همبستگی‌ میان آن‌ها چه در زمینه تدوین برنامه‌ها و چه در زمینه اجرای آن‌ها وجود ندارد. از طرف دیگر، روزبه‌روز  این صندوق‌ها بیشتر به بودجه دولت وابسته می‌شوند. اینکه بودجه دولت تا چه زمانی پاسخ‌گوی سیرکردن این صندوق‌ها خواهد بود امیدوارکننده نیست و این امر نیازمند سیاست‌گذاری‌هایی در سطح کلان است. صندوق‌ها باید برای حفظ پایداری خود جریان پایداری از بیمه‌شدگان جدید داشته باشند و حتی‌الامکان بازنشستگی‌های جدید به عناوین مختلف در آن‌ها محدود شود.