اندک نگاهی به فضایی که طی این سالها در بورس کالا بهمنظور فروش محصولات شکل گرفته، نشان میدهد، بورس، تجربه خوبی در زمینه عرضه محصولات مختلف از فلزی گرفته تا معدنی و پتروشیمی دارد.
معمولا این محصولات با مکانیزم روشن و توسط شرکتهای دارای مجوز، در بورس کالا عرضه میشوند و تاثیر این اقدام در کاهش قیمت قابلتوجه محصولات برای متقاضیان، مشخص است؛ هم قیمتها پایین است و هم ثبات قیمتی در عرضه این محصولات در بورس کالا، دیده میشود. رویکرد سیاستگذاران نیز تشویق فعالان و بنگاههای مختلف اقتصادی بهمنظور عرضه محصولات از طریق بورس کالاست که متاسفانه برخی برای فرار از شفافیت، از آن گریزانند.
چنین پیشنهادی در مورد پتروشیمیها قبلتر داده شد و حالا در آستانه تحریمها همان طور که خبرها نیز گویای آن است، دولت تصمیمگرفته نفت را وارد بازار سرمایه کند و بخشی از فروش نفت ایران را برعهده تاجران و بخشخصوصی بگذارد و فعالان بخشخصوصی نیز فروش نفت را بهصورت خُردتر بازاریابی کنند. ورود بخشخصوصی به تجارت نفت، همچنین شفافیت بورس، شرایطی بهوجود میآورد که از طریق آن، بخشخصوصی واقعی سود میبرد. در طرف مقابل باید واکنش خریداران نفت و بازار را سنجید. تاجران و فعالان میتوانند به شرطی که هوشمندانه و با درایت رفتار کنند، از این تجارت سود بزرگی ببرند. عمدهترین دلیل سودآوری نفت و فروش آن در بورس، تعهد و اقدامات بخشخصوصی برای فروش نفت است. بورس، ابزار معامله است و در همین حد باید از آن انتظار داشت. آنچه نتیجه معاملات نفت و فروش آن را با استفاده از امکانات بازار سرمایه فراهم میکند، عملکرد و نوع واکنش طرفین معامله، یعنی متقاضی و عرضهکننده نفت است. بر همین اساس ممکن است در آغاز به این دلیل که بازار هنوز کمعمق است و بستر معاملات رونق نگرفته، مزیت این کار نامعلوم باشد یا اثر سودآوری آن، قابل مشاهده نباشد، اما بعد از مدتی بازار عمیقتر شده و خریدوفروش، واقعیتر خواهد شد. بخشخصوصی هم بهتدریج حرفهای شده و بازار سرمایه نیز روی خوش خود را به سرمایهگذاران نشان میدهد. خوشبختانه فضای بورس، هم شفاف است و هم قیمت پایه در آن وجود دارد، بنابراین صحبت کسانی که میگویند بورس شفافیت لازم را ندارد یا اینکه باعث فروش نفت با قیمتهای پایین میشود، صحیح نیست. بخشخصوصی واقعی در کشور، هم شفاف است و هم با شفافیت بورس در عرضه نفت همراهی خواهد کرد.