نباید فراموش کرد که دکتر شریعتمداری، یک عقبه و پیشینه درخشان در صحنههای انقلاب اسلامی دارد. همچنین استمرار حضورش در حوزههای مدیریتی کلان کشور را نمیتوان نادیده گرفت. وی همچنین شناخت دقیق و درستی از حوزه صنعت، تولید، تجارت، بازرگانی، اشتغال، تامیناجتماعی و رفاه دارد. با توجه به این ویژگیهای شاخص، معتقدم مزیتهای تصدی پست وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی از سوی دکتر شریعتمداری، برجستهتر از گزینههای احتمالی دیگر این پست باشد.
وضعیت فعلی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی نیازمند یک مدیر اجرایی قوی و قَدر است. در برهه فعلی، مجموعه وزارت کار نیازمند تئوریپرداز نیست، بلکه نیازمند یک مدیر اجرایی قوی است تا تئوریهای پرداختهشده را به مرحله عملیاتی برساند. حضور آقای شریعتمداری در هیئتامنای تامیناجتماعی، شناخت وی از حوزه رفاه و تامیناجتماعی و اشراف وی از کمبودها و معضلاتی که در این حوزه وجود دارد، مزیتهای غیرقابل انکار محسوب میشود.
به اعتقاد من، آقای شریعتمداری میتواند مجموعه وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی را به سمت ثبات هدایت کند. ازطرفی، وی میتواند از زیادهخواهی و دستاندازی برخی سازمانهای دولتی نسبت به منابع تامیناجتماعی نیز جلوگیری کند. در واقع، او این قدرت و اقتدار را دارد که از استقلال تامیناجتماعی دفاع کند و اجازه ندهد منابع این سازمان بیننسلی، محلی برای رفع محدودیت منابع دولتی باشد.
او بهعنوان یکی از وزرای موثر در دولت، میتواند جلو سایر بخشهای دولت که بعضا انتظارات نامعقولی از تامیناجتماعی دارند، بایستد و به نقاط مغفول مانده حوزه تامیناجتماعی و اصلاحات پارامتریکی که تامیناجتماعی نیاز دارد، بپردازد. از طرف دیگر، انتظار داریم وی بتواند سهجانبهگرایی را بهطور کامل در سازمان تامیناجتماعی اجرا کند. یعنی شرایطی را رقم بزند که دولت در تصمیمگیریهای کلان و حساس سازمان تامیناجتماعی، بهتنهایی حرف اول و آخر را نزند و در این مسیر، کارگران و کارفرمایان هم قدرتی برابر با دولت در تصمیمگیریهای حیاتی سازمان تامیناجتماعی داشته باشند.
این ویژگیها دستبهدست هم میدهد که ما از آقای شریعتمداری بهعنوان مدیری دفاع کنیم که میتواند در این جریان متلاطم اقتصاد و سیاست، حوزه رفاه و تامیناجتماعی و کار و تعاون را از بیثباتی به سمت ثبات، هدایت کند.
نباید فراموش کرد، آقای شریعتمداری، تنها وزیری بود که در بخش صنعت، حوزه مشاوره کارگری را بنا نهاد و در این راستا یک مشاور کارگری برای مطلعشدن از وضعیت کارگران و ارتباط مستقیم با آنها از بین خود جامعه کارگری منصوب کرد. به اعتقاد من، این مسئله نشان میدهد وی به این حوزه شناخت دارد و شرکای اجتماعی و دغدغههای آنها را بهخوبی میشناسد. فکر میکنم حضور او در وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی در نهایت به نفع کارگران خواهد بود.
حتی در جریان تعیین مزد سال 97 کارگران نیز شاهد بودیم که موضعگیری او منطقی، اصولی و مبتنی بر حمایت از کارگران بود. در شورای عالی کار نیز وی بهشدت طرفدار افزایش حقوق کارگران و رعایت شأن و منزلت کارگران بوده است. اینها ویژگیهایی است که نشان میدهد آقای شریعتمداری در آینده با شرکای اجتماعی تعامل خوبی خواهد داشت. البته بدیهی است این تعامل، هم به نفع خودشان و هم به نفع حوزههای مختلف زیرمجموعه وزارت کار بهخصوص سازمان تامیناجتماعی است.
در مجموع امیدوارم نمایندگان محترم مجلس، اهمیت موضوع را درک کنند، منافع ملی را دنبال کنند و با توجه به این اصول، با تصدی پست وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی از سوی آقای شریعتمداری موافقت کنند.