printlogo


طنز کارگری
«کمی» ما و «کمی» آن‌ها
عبدالله مقدمی

قدیمی‌ها ضرب‌المثل‌های جالبی داشتند. بعضی وقت‌ها که آدمی عقلش به هیچ حرفی نمی‌رسیده، می‌رفته و از توی مغزش یکی از این مثل‌ها را پیدا می‌کرده، می‌گذاشته توی جیب مخاطبش. یکی از این مثل‌ها این بود: «با دست پول داده‌ام و حالا با پا افتاده‌ام دنبالش» راستش را بخواهید من یکی، تا مدت‌ها متوجه معنی این ضرب‌المثل نمی‌شدم. با خودم هم این طوری توافق کرده بودم که بالاخره همه قدیمی‌ها که عاقل و فرزانه نبوده‌اند. لابد از بین آن همه فهمیده، یکی‌ هم پیدا می‌شده که عقلش پاره‌سنگ بردارد. تا اینکه هفته گذشته تیتری را خواندم: «بهترین کمک دولت، پرداخت بدهی‌اش به تامین‌اجتماعی است.»
رو به من گفتی: گلی! نازی! مَهی
لایق صد چه‌چهی و به‌بهی
جان من! این حرف‌ها را بی‌خیال...
تو بگو کی پول ما را می‌دهی؟
بله، درست همین‌ جا بود که فهمیدم خودم عقلم پاره‌سنگ برمی‌داشته. متوجه شدم آدمی که هیچ، یک سازمان بزرگ هم بعضی‌ وقت‌ها باید با پا دنبال پولش بیفتد. اگرچه سازمان تامین‌اجتماعی، پول دستی به دولت نداده و اینها مطالبات انباشته سازمان است (اوه! عجب ترکیب اداری‌پسندی: مطالبات انباشته!) اما به هر حال در نتیجه داستان، تفاوتی نمی‌کند. البته از آن طرف ماجرا هم برایتان بگویم که دولت محترم هم نگفته که نمی‌دهم. گفته: می‌دهم، فقط کمی صبر کنید.
هر چه می‌خواهی تو کم‌کم می‌دهم
بچه جان! اصلاً نخور غم، می‌دهم
لحظه‌ای در صف بیا جانا! بمان
صبر کن! پول‌ تو را هم می‌دهم
حیف که مقدار «کمی» ما گنجشک‌روزی‌ها، با «کمی» هیئت دولت تفاوت دارد. به قول شاعر «میان ماه من تا ماه گردون/ تفاوت از زمین تا آسمان است» از آنجا که دولت محترم صبح تا شب با ارقام و اعداد کلانی سر و کار دارد که من و شما، با کمک همدیگر و به‌صورت «اوپن بوک» هم نمی‌توانیم بخوانیم‌شان؛ «کمی» آن‌ها می‌شود «زیادی» ما. به قول خودمان «ما را کم است حوصله، تقصیر بحر نیست»
حالا هم به نظر من، سازمان «بنشیند و صبر پیش‌ گیرد» همه چیز بالاخره درست می‌شود و «به زودی» همه مطالبات خود را از دولت دریافت خواهد کرد. «یک کم» دیگر دلار بالا برود، همه چیز حل است!