عمر متوسط بیشتر در میان زنان باعث میشود که آنها مجبور باشند سالهای پایانی زندگی خود را در تنهایی به سر ببرند. این تنهایی نتیجه مستقیم تقسیم خانه و زندگی با یک شریک تماموقت است. مسلما نبودن این فرد باعث میشود تمام قسمتهای زندگی که تا پیش از آن با یک همراه پُر میشد خالی بماند. در واقع سالمندان بعد از اینکه همراه و شریک زندگی خود را از دست میدهند باید بتوانند زندگی متفاوتی را آغاز کرده و فضا و روابط جدید و مستقل از فضا و روابط قبلی را ایجاد کنند. این فضای مشترک، قاعدتا نمیتواند و نباید در خانه باشد. این فضای مشترک میتواند گذراندن و تقسیم زمان مشترک با کسی، خوردن غذا، صحبت درباره ایدهای مشترک و... باشد. اینجاست که از طرفی انجام پژوهشهای کیفی و کمی و از طرف دیگر حمایتهای اجتماعی باید وجود داشته باشد تا نیازهای سالمندان تشخیص داده شده و برنامهریزیهایی در جهت پاسخگویی به نیازهای واقعی آنها صورت گیرد. متاسفانه بیشتر توجه رسانهها و نهادهای فرهنگی و اجتماعی دولتی و حتی غیردولتی در جامعه ایران، به شکل تکسویهای متمرکز بر نیازهای جوانان و نهایتا میانسالان است. همچنین برنامهریزیهایی که برای سالمندان انجام میشود، به جای آنکه از زاویه دید سالمندان باشد، بیشتر از افق دید کسانی است که در این زمینه تجربهای نداشته یا پژوهشی انجام ندادهاند. این عدم تشخیص نیازهای واقعی سالمندان همچنین در میان اعضای خانوادههای ایرانی، که بیشترین وظیفه و مسئولیت را در قبال مراقبت از سالمندان دارند، قابل مشاهده است.
بازگشت به محیط تاریک و خالی خانه حتی بعد از یک مسافرت لذتبخش، بلندشدن از رختخواب و انجام اولین کارهای روزمره، پایان دادن به روز و انجام آخرین کارها در شب، روزهای آخر هفته، بازگشت به خانه بعد از دیدن یک فیلم یا یک مهمانی در حالی که هیچکس در خانه نیست که زنان سالمند بتوانند با آنها در اینباره صحبت کنند، آنها را آزردهخاطر میکند. مردان، برخلاف زنان، بهویژه در جوامعی مثل ایران، هنوز این شانس و امکان را دارند که ازدواج مجدد را بهعنوان راهحلی برای فرار از تنهایی انتخاب کنند. البته به جز مهیابودن شرایط فرهنگی و اجتماعی، مسئله بیشتر بودن زنان بیوه نیز در این میان مشکلساز است. «دبرا کر»، جامعهشناس و استاد دانشگاه رترز آمریکا، معتقد است، مردان بیشتر از زنان تن به ازدواج مجدد میدهند، بهویژه آن دسته از مردان که از حمایت دوستان و نزدیکانشان برخوردار هستند خلأ عاطفی خود را از این طریق جبران میکنند. در بسیاری از کشورهای دنیا، با در نظرگرفتن محدودیتهای جسمانی، از جمله مشکل شنوایی، مشکل راه رفتن و درد مفاصل، کمحوصلگی، فراموشی، عدمآشنایی با نوآوریهای تکنولوژیک و تغییرات شهری و... که باعث ضعف در ایجاد ارتباطات جدید یا حفظ ارتباطات قدیمی در میان سالمندان میشود، دولتها درصدد جبران این محدودیتها برآمده و تلاش میکنند با حمایتهای اجتماعی از سالمندان، به آنها یاری برسانند. جالب آنکه این یاریگری عموما یکطرفه نبوده و باعث میشود از دانش، تجربه، مهارت و علاقه سالمندان در بسیاری از امور اجتماعی استفاده متقابل صورت گیرد.