یادداشت
نقش تصمیمهای درست در مهار بحرانها
حسن فروزانفرد - عضو اتاق بازرگانی تهران
واقعیت این است که اگرچه خطاهای هیجانی ناشی از نگاههای عمومی و مردمی در بروز چالشهای بازار موثر است، اما متاسفانه برخی مسئولان هم با پیامهای غلط و بیتوجهی به اندیشهها و نگرشهای مردم، تدابیری متناسب با شرایط بحرانی نیندیشیدهاند و به پیامهای غیرکارشناسی و غیرحرفهای بسنده کردهاند. اینکه سعی کنیم بحران را با بحرانی دیگر سرکوب کنیم و مدام بگوییم اتفاقی نمیافتد یا بگوییم ما بستههای متعدد داریم که در زمان خود اجرا میشود، اما در واقعیت، کار جدی عملیاتی با مشورت مناسب و در زمان مناسب از فعالان اقتصادی انجام نشود، نتیجهاش به هم ریختگی در بازار اقلام اساسی خواهد بود. مردم با این اقدامات به جایی میرسند که حتی سخنرانی رئیسجمهور هم آرامشان نمیکند. اتفاقی که افتاده ناشی از رفتارهای غیرحرفهای، آن هم در مواقعی است که با واقعیتها روبهرو میشویم. زمانی که یک مقام ارشد موضعی برای آرامش بازار میگیرد بعدش باید تدابیر جدی برای عملیاتیکردن این آرامش داشته باشد و نسبت به آن، پاسخگو باشد. باید تاکید کرد آنگونه که شایسته است تدبیری برای وضعیت التهابی بازارهای مختلف از جمله بازار کالاهای اساسی اندیشیده نشده است. معتقدم این تغییر و تحولات قیمتی و موضوعاتی از این دست، به سود گروههای مهمی مثل بیمهها، بانکداران، بدهکاران بزرگ بانکی و بانکهایی بوده که خطای بزرگ بانکی داشتهاند و با افت ارزش پول ملی، بدهیهای آنها نیز بیارزش شده است. با افت ارزش پول ملی، مردم به گمان اینکه برای تامین اقلام ضروری موردنیاز خود دچار مشکل میشوند به بازار هجوم آوردهاند. اینکه واقعیتهایی از این دست را منکر شده و سراغ تقاضای مردم برای توجیه شرایط فعلی برویم، نهایت بیانصافی در حق مردمی است که با بدترین شرایط اقتصادی و اجتماعی کنار آمدهاند. مردم ما بهخاطر شخصیت، فرهنگ و تمدن غنی، بهترین رفتارها را در شرایط سخت در پیش گرفتهاند و بهرغم مواجهه با این حجم از عدم قطعیت و نگرانی از آینده و با وجود اینکه هر روز بخشی از دارایی خود را از دست میدهند و آنهایی هم که دارایی ندارند، تحت فشار برای تامین نیازهای خود برای ادامه حیات هستند، اما همچنان رفتارهای سالم دارند، به امور روزمره میپردازند و رفتارهای تند اجتماعی ندارند. این گرفتاریها صرفا به دلیل اشتباه در برخی تصمیمگیریها و سیاستگذاری هاست. بهعبارتی نوک پیکان اصلاحات و بهبود، باید به سمت کسانی باشد که متناسب با تغییر و تحولات، میزان درد و گرفتاری را شبیه مردم عادی تحمل نمیکنند. همه مسائل و مشکلات فعلی را سال گذشته فعالان اقتصادی تذکر دادند و در کمیسیونهای مختلف هیئت نمایندگان اتاق تهران بیان کردند، اما موردتوجه قرار نگرفت. چرا مواداولیه در صنایع پاییندستی به دلیل منافع عدهای خاص از کشور صادر میشود. افزایش قیمت ربگوجه مصداق بارزی بر این امر است. بر اساس آمارها ما 7 برابر سال گذشته در طول دو ماه گذشته با قیمت نازل و غیرحرفهای صادرات گوجه داشتهایم که طبیعتا نتیجه آن، افزایش قیمت و هجوم مردم برای تامین این کالا است که نه از سر بیتدبیری مردم، بلکه منبعث از رفتار عاقلانه و منطقی آنها برای مقابله با شرایط سخت است. کسی از مردم نمیپرسد چطور حالا که پول ملی چندین برابر کاهش پیدا کرده با درآمد یکمیلیون و 500 هزار تومان زندگی میکنند. مسئولان بپذیرند که به واسطه افزایش غیرمعقول نرخ ارز، قاچاق معکوس از ایران اتفاق افتاده است. بخشی از مواداولیهای که باید صرف تولید، خلق ارزشافزوده و... شود، از کشور خارج میشود. اینها موضوعاتی هستند که مسئولان به آن کمتوجه بودهاند. وقتی قیمت ارز، سه برابر میشود، همسایهها بازار ما را خالی میکنند. باید تصمیمهای بهتری گرفت و با توجه به همه این مسائل که از چشم مسئولان پوشیده نیست، راه خروج کالا را بست. وقتی گوجه با قیمت 7هزار تومان به دست کارخانهدارها میرود، چه انتظاری از تولیدکننده است؟ همچنین آمارها نشان میدهد اندازه تولید رب امروز یک چهارم سال گذشته است که ناشی از سوءمدیریت در صادرات گوجه است.