printlogo


ساختمان نیمه‌کاره-151
بوی مهر
مسعود مشایخی

بوی ماه مهر از گوشه‌وکنار شهر به مشام می‌رسد. برگ‌های درختان، رنگ خود را باخته‌اند و آماده یک فرود آزاد می‌شوند. پاییز هزاررنگ از راه رسیده. ماه بازگشایی مدارس و دانشگاه‌هاست. مدت‌هاست که اول مهر، دیگر آن شور و حرارت سال‌های مدرسه رفتن ما را ندارد. دیگر آن حال و هوای قدیم در آن دیده نمی‌شود. روزهایی که اول مهر، کوچه‌ها پُر می‌شد از بچه‌‌های قدونیم‌قد با لباس‌های رنگارنگ و مختلف که هیچ‌وقت، از دیدن هم سیر نمی‌شدیم. دوستی‌ها و رفاقت‌ها صاف و بی‌ریا بود. خوراکی‌های ساده‌مان، زنگ تفریح بین بچه‌های کلاس دست‌به‌دست می‌شد. فوتبال و بازی‌های محلی، همیشه سر کیفمان می‌آورد و سرزنده و شادمان می‌کرد. یک بزرگی می‌گوید، دو نسل از یک جامعه اگر مثل هم‌ فکر کنند و به یک‌ چیز بیندیشند، آن جامعه، یک جامعه غیرمتحرک و مرده است. من هم این حرف را می‌پذیرم. به هر جهت این‌ها همه محصول مدرنیته و متأثر از آن است، که نمی‌توان به آن خرده گرفت و باید موازی با آن حرکت کرد تا از دنیای نوین عقب نماند. اما خیلی دلم می‌خواهد بدانم این نسل جدید، با این ‌همه بازی‌های کامپیوتری و موبایل و شبکه‌های اجتماعی متعدد، به‌ اندازه دوران کودکی و مدرسه ما، از تفریحات و بازی‌های خود، لذت می‌برند یا نه؟ نمی‌دانم سال‌ها بعد، برای نسل بعد از خود، چه خاطره‌ای برای تعریف‌کردن دارند. تعداد زیادی از دوستان کارگر ساختمان ما هم خودشان را مهیای بازگشایی مدارس می‌کنند. البته نه در قامت دانش‌آموز یا دانشجو. خیلی از دوستان، خودشان بچه‌مدرسه‌ای دارند و باید آن‌ها را برای رفتن به مدرسه آماده  کنند. آن ‌هم در روزهایی که با فشار اقتصادی و گرانی مواجه هستیم. بالارفتن قیمت‌ها، لوازم‌التحریر را هم دستخوش گرانی قرار داده. افرادی مثل حسن که یک کارگر ساده ساختمان است و چندین بچه‌محصل دارد و باید برای همه آن‌ها لباس و دفتر و خودکار تهیه کند. بنده‌خدا با یک حقوق کارگری، چطور می‌تواند برای بچه‌هایش این ‌همه وسیله فراهم کند. امسال که آغاز مهر ماه، با ایام دهه محرم همراه شده، ای‌ کاش درصدی از نذری‌هایمان را طور دیگری ادا کنیم. تهیه لوازم‌التحریر و هدیه به افراد نیازمند، مطمئنا ثوابش کمتر از نذری برای امام‌حسین(ع) نیست.