printlogo


آفساید
وقتی فوتبال را دوباره به یاد می‌آوریم
رضا جمیلی

بُرد پرسپولیس در برابر الدحیل یک بُرد معمولی نبود. یکی از آن بُردها و بازی‌هایی بود که مدت‌هاست فوتبال ما آن را فراموش کرده است. یکی از همان بازی‌های «استانکویی» که طرفداران پرسپولیس در دهه هفتاد دیدن آن‌‌ها را جزئی از برنامه معمولی هر هفتگی‌شان می‌دانستند. روزهای عادی پرسپولیس در میانه دهه هفتاد، وقتی باقری، مهدوی‌کیا، بزیک، عابدزاده، محرمی، شاهرودی و... با آن پیراهن‌های رنگارنگ و پرنوشته، قهرمان‌های واقعی طرفدارهای این تیم بودند، چیزی شبیه همین بازی با الدحیل سپری می‌شد. همین بازی‌ که همه را این روزها به وجد آورده و از آن به بازگشت رویایی تعبیر می‌شود. اما این بازی بیشتر از اینکه یک بازگشت رویایی به لیگ آسیا باشد باید بازگشتی باشد به روزهای رویایی، روزهایی که فوتبال ایران بسیاری تیم‌ها را در آسیا، چهارتایی و پنج‌تایی و حتی شش‌تایی می‌کرد... و البته باخت‌های خوبی هم داشتیم. باختی شبیه مثل عوض‌کردن بُرد 2-1 به باخت 3-2 مقابل النصر... بگذریم!
راستش اگر منتقدانی که این روزها از بازی‌های تماما دفاعی و بُردهای کم‌جان 1-0 دفاع می‌کنند باز هم بخواهند به میدان بیایند و صحبت از رشد کیفیت و سطح رقبای آسیایی و جا ماندن ما از قافله فوتبال مدرن بکنند و بگویند دیگر باید از توهم آقایی در آسیا بیرون بیاییم، باید بگویم که فوتبال چیزی جز همین رویا بافتن‌ها نیست و از قضا همین توهم رتبه یک آسیا بودن است که ما را به این روز انداخته است. ذات و اسطوره فوتبال که جایگزین بسیاری از آیین‌های اسطوره‌ای و معنایابی‌های تاریخی شده، همین است که خیال کنید و رویا ببافید و برای پیروزی به قلب ناممکن بزنید. فوتبال چیزی جز همین دقیقه‌های وجد و خلسه و عبور از واقعیت‌ها نیست. ما درباره فوتبال تاکتیکی و فنی و واقعیت‌های امکانات و ثروت رقبای‌مان حرف نمی‌زنیم. ما درباره اینکه اصول چیست و چطور باید برنامه‌ریزی کرد، حرف نمی‌زنیم. سخن درباره این است که فوتبال، قهرمان‌های مبارز می‌خواهد، پیروزی می‌خواهد، گل‌زدن می‌خواهد، هیجان و وجود و فریاد و شادی و مبارزه‌طلبی و جاه‌طلبی و آرزوهای به‌ظاهر محال می‌خواهد...
باید این بُرد شیرین را با توصیف‌هایی چون «یک اتفاق بود»، «شانس با ما بود»، «آن‌ها اشتباه کردند» و... تحقیر نکنیم. مهم نیست که پرسپولیس در بازی بعدی حذف شود یا برود به فینال. مهم نیست که امسال هم ما از جام باشگاه‌های آسیا دست خالی برگردیم یا با جام، مهم این است که ورزشگاه آزادی بعد از مدت‌ها به یاد آورد فوتبال، وجد و خلسه هم می‌خواهد، آزادی از مساوی‌ها و باخت‌های آبرومندانه و قابل‌توجیه خسته‌شده. ما به فوتبالی نیاز داریم که تماشاگر را از روی سکوها بکَند، پرچم‌ها را برافرازد، ما بازگشت به روزهای رویایی و رویابافی را می‌خواهیم. این چیزی بود که پرسپولیس در بازی با الدحیل به یادمان آورد. اینکه یکی از ثروتمندترین تیم‌های آسیا، تیمی که نشان داد گزینه و شانس اول قهرمانی در این فصل باشگاه‌های آسیاست، را می‌توان به زانو درآورد.
آن‌قدر فوتبال باشگاهی و ملی ایران، درگیر حاشیه‌ها و خبرهای صدمن‌یک‌غاز شده که چنین مبارزه‌هایی را از یاد برده است. تیم‌های ایرانی مدت‌هاست به زمین می‌روند که نبازند. می‌روند که آبروداری کنند. می‌روند که بعد از بازی هنوز مربی روی نیمکت باقی باشد. نتیجه این محافظه‌کاری نچسب و خط‌کشی‌شده، چیزی جز همین عنوان تثبیت‌شده برترین تیم آسیا در رنکینگ آسیا نیست! عنوانی که راستش مفتش هم گران است. عنوانی که نه برای ما قهرمانی می‌آورد، نه صعود در جام‌جهانی، نه بازی‌های به یادماندنی. اگر قرار است قهرمانی و صعودی در کار نباشد، بگذارید حداقل بازی‌ها آن‌قدر زیبا باشند که در یادها بمانند. این چیزی است که پرسپولیس و هافبک رویایی‌اش به ما یادآوری کرد. اینکه باید رویاهای فوتبال را قربانی آمار و ارقام و رزومه‌های پاستوریزه نکرد. همین!