دربی همیشه مستثناست. یک بازی متفاوت با قبل و بعد خودش. همین استثناست که در بدِ روزهای فوتبال ایران هم، کلی تماشاگر را به ورزشگاه میکشاند تا استقلال-پرسپولیس ببینند! اما دربی این هفته گویا یک ماجرای تازه دارد. ماجرایی که شاید خیلی تازه نباشد، اما این بار گویا جدیتر شده است. بلیتفروشی به تناسب سهم تیم مهمان و میزبان. سایت آیاسپورت در گزارشی، همه سناریوهای محتمل تحقق این سهمیهبندی را بررسی کرده است.
پنجشنبه این هفته، ۵ مهرماه، هشتادوهشتمین دربی پایتخت برگزار میشود، مسابقهای که از یک لحاظ با تمام دربیهای پیش از آن، متفاوت است و قرار است برای اولین بار قانون محدودیت ۱۰درصدی برای تماشاگران مهمان اجرایی شود. سازمان لیگ رسما از اجرای قانون خبر داده و تاکنون مخالفت جدی با این اتفاق از سوی هیچ شخص یا نهادی مطرح نشده است. بازیکنان تجربه بازی در ورزشگاه پُر از تماشاگر رقیب را در این بازی نداشتهاند و تصور اینکه جمعیت عظیم پرسپولیسیهای تهران و سراسر ایران در یک دربی کاملا رسمی و حیثیتی برای اولین بار در تاریخ به اختیار خود و نه به اجبار در خانه بنشینند و تکان نخورند موهای بدن را سیخ میکند! حالا که با تجربه جدیدی روبهرو هستیم سناریوهای مختلف پیشرو و راهکار برخورد با هرکدام را مرور میکنیم تا زمان مواجهشدن با شرایط غیرمنتظره بهجای شوکهشدن بدانیم چه باید بکنیم.
اول؛ تماشاگران نیایند، قانون دقیقا رعایت شود
اگر فرهنگسازی به شکل عمیق و با تبلیغات گسترده انجام شود این محتملترین سناریو خواهد بود و تماشاگران مهمان قید تماشای یک بازی را میزنند و حداکثر همان ۱۰درصد در ورزشگاه حاضر خواهند بود. در این شرایط تنها دغدغه موجود تامین امنیت معدود تماشاگران مهمان است که با افزایش تعداد ماموران و نگهداشتن آنها تا زمان تخلیه کامل ورزشگاه از تماشاگران رقیب، قابل تامین است. مکانیزم اصلی سازمان لیگ برای رسیدن به این هدف تا این لحظه تنها خواهش و تمنا بوده و سعید فتاحی شب گذشته در گفتوگوی تلویزیونی خود صراحتا از تماشاگران پرسپولیس خواهش کرد به ورزشگاه نیایند تا بازی بدون مشکل برگزار شود.
دوم؛ تماشاگران بیایند، آشکار حاضر شوند
یکی دیگر از سناریوهای محتمل این است که قانون نصفهنیمه اجرا شود و همان طور که سعید فتاحی گفته اگر سکوها یک ساعت قبل از بازی خالی ماند به تماشاگران تیم رقیب اختصاص پیدا میکند. با این توجیه که اولین تجربه برگزاری است، تقسیم ۹۰ به ۱۰ عملا کمرنگ شده و احتمالا شاهد غلبه حداکثر ۶۰ تا ۶۵ درصدی حامیان میزبان بوده و دربی کمدردسری را شاهد خواهیم بود. البته از سعید فتاحی باید پرسید مکانیزم منتظر نگهداشتن جمعیتی که ساعتها پشت در ماندهاند تا یک ساعت قبل از بازی، چه خواهد بود و چه تضمینی وجود دارد با حضور این جماعت خسته و عاصی، حادثهای رخ ندهد.
یک راه منطقی پیش روی مسئولان این است که بهجای توصیه به خانهنشینی، فکری به حال جماعتی که یک سال را با خیال این بازی سر کرده و الان از حضور در ورزشگاه محروم شدهاند، بکنند. نصب نمایشگر برای تماشای دستهجمعی بازی در مکانهای مختلف، حتی داخل مجموعه آزادی و سالن ۱۲هزار نفری آن، میتواند ایده جالبی باشد تا نیمه همیشه محروم از حضور در ورزشگاه یعنی زنان هم به این بازی نزدیکتر شوند.
سوم؛ تماشاگران بیایند، مخفیانه وارد شوند
یک اتفاق کاملا محتمل دیگر این است که بلیتهای کمتعداد مهمان در همان دقایق اولیه فروخته میشود و یقینا شاهد طرفدارانی خواهیم بود که بلیت جایگاههای تماشاگران رقیب را خریداری میکنند و با پخششدن لابهلای جمعیت مخالف، از شدت زهر طرفداری آنها کاسته میشود. این تازه اول ماجراست و باید دعا کنیم کار به جاهای باریک نکشد و درگیری بین هواداران نفوذ کرده با حامیان تیم رقیب در این جایگاهها رخ ندهد. عامل نتیجه، نقش موثری در تشدید حواشی مسابقه داشته و یک مسابقه بدون فراز و فرود تفاوتی ندارد در یک ورزشگاه خالی برگزار شود یا مملو از جمعیت و اگر این بازی از لحظات دراماتیک خالی باشد اهمیت تقسیم ۹۰ به ۱۰ ورزشگاه هم به حاشیه میرود.
تنها راه مواجهه با این معضل این است که باشگاه قویا روی شناسایی هواداران خود تاکید کند و صرفا به آن دسته از طرفدارانی بلیت بفروشد که پیش از این، هواداریشان را به روشهای گوناگون از دریافت کارت هواداری تا عضویت در سامانه هواداری اثبات کردهاند. در این میان، البته باید اعضای جدید را مستثنی کرد، چراکه واضح است برای متقاضی بلیت این بازی حیثیتی چندان دشوار نیست چند روز عضو سامانه پیامکی تیم رقیب شود! شاید این پیشنهادها ناپخته باشد، اما اینکه مسئولان برگزاری لیگ بدون هیچ پیشزمینه و برنامهریزی صرفا میخواهند بازی را با قانون جدید برگزار کنند منطقی نبوده و نوعی رفع تکلیف به نظر میرسد. توالی رخداد حوادث ناگوار در ورزشگاهها در فصل اخیر باعث شده این تصمیم سازمان لیگ بهمثابه شمشیر دولبهای باشد که اگر با موفقیت به سرانجام برسد برگ برنده بزرگی برای مواجهه با منتقدان خواهد بود و اگر به شکست بینجامد تا مدتها حواشی آن دامنگیر مسئولان خواهد بود. همه اینها البته تحلیلهای مقطعی است و کسی نیست که نداند راه حرفهایشدن فوتبال و باشگاهها از مسیر مستقلشدن، ساخت استادیوم اختصاصی، پیشفروش بلیتهای کل فصل و امثال این برنامههای زیرساختی و بلندمدت میگذرد که فکرکردن به آن برای ما با مدیرانی با متوسط عمر ششماهه چیزی شبیه شوخی شده است.