متاهلها خوشحالترند. به گفته محققان، نه تنها آنها، بلکه زوجهای بدون فرزندی که تصمیم میگیرند به زندگی در کنار هم ادامه دهند را هم میتوان به فهرست آدمهای خوشحال وارد کرد. از نظر آنها، حتی زن و شوهرهایی که بعد از مدتها درگیری تصمیم به جدایی میگیرند هم از کسانی که در تمام عمر بر روان همدیگر پنجه میکشند خوشحالترند، اما پژوهشگران در میان لیست دلخوشها، جایی را برای کسانی که بعد از یکبار جدایی و بدون حل مشکلات قدیمی با کمکگرفتن از مشاوران بار دیگر زندگی در کنار همدیگر را از سر میگیرند، خالی نمیکنند.
با توجه به بررسیهای انجامشده، جدایی و شکست عاطفی، حتی اگر به افسردگی بالینی و درازمدتی منجر نشود، زمینه را برای ابتلای فرد به دورهای از افسردگی و اضطراب فراهم میکند. به گفته آنها، جدایی چه اجباری باشد و چه اختیاری، اتفاقی اضطرابآور است و تاثیری مشابه سایر شکستهای زندگی بر روان فرد برجا میگذارد.
به گفته پژوهشگران، گرچه طلاق میتواند اضطراب و افسردگی فرد را تشدید کند، اما شروع دوباره رابطه با شریک سابق، به مراتب بحرانسازتر است. روانشناسان میگویند، کسانی که در معرض اضطراب و افسردگی هستند، ممکن است روابط ناپایدارتری داشته باشند و حتی در صورت تداوم رابطه با شریک زندگیشان، بارها و بارها دوری از او را تجربه کنند. از طرف دیگر، آنها روابط خشونتآمیز را زمینهساز مشکلات روانی دانسته و میگویند، زوجهایی که زندگی پرتنشی را تجربه میکنند، بیشتر به اضطراب و سایر اختلالات روانی دچار میشوند. آنها با توجه به همین شواهد، از سرگرفتن دوباره یک رابطه شکستخورده، تنها به دلیل ناتوانی در تحمل تنهایی یا دوری شریک سابق را شروعی برای درگیرشدن با مشکلات قدیمی میدانند و معتقدند که زوجها، تنها در صورتی میتوانند خوشحالی را در کنار هم تجربه کنند که با کمکگرفتن از روانشناسان و مشاوران خانواده، موفق به حل چالشهای سابق و محوکردن دلایل پیشین جدایی شده باشند.