printlogo


لحظة آها
از سیلیکون ولی تا مجتمع پایتخت
مهران امیری

دست‌کم در دو دهه اخیر مفهوم و عنوان «کارآفرین» به دفعات در محافل اقتصادی و مدیریتی کلان کشور مطرح بوده است. سال‌های متمادی است که دستیابی به طرح‌های خلاقانه که موجب به کارگیری منابع مختلف و تولید ثروت شود حتی از حیطه مدیریت کلان خارج شده و به دغدغه متخصصان نیز تبدیل شده است، اما به نظر می‌رسد هر چه بیشتر در این زمینه صحبت می‌کنند، دستیابی به توفیق دشوار‌تر می‌شود. به راستی مفهوم کارآفرینی چیست و چگونه درهای ناگشوده به سوی دنیای کارهای پیچیده زندگی پسامدرن باز می‌شود؟ 
ژوزف شومپی‌تر، اقتصاددان برجسته اتریشی-آمریکایی قرن بیستم، در مورد کارآفرینی می‌گوید: «انجام دادن کارهای جدید یا ابداع روش‌های نوین در امور جاری ویژگی تعیین‌کننده‌ای در کارآفرینی است. روش نوین‌‌ همان «تخریب خلاق» است.» بر این اساس نوآوری در هریک از زمینه‌های ارائه کالای جدید، ارائه روش جدید در فرایند تولید، گشایش بازار جدید، یافتن منابع جدید و ایجاد هرگونه تشکیلات جدید در صنعت، کارآفرینی محسوب می‌شود. حال پرسش مهم این است که آنچه در فضای کسب و کار کشور از آن به‌عنوان تلاش و ایجاد انگیزه برای کارآفرینی نام برده می‌شود تا چه اندازه با این اصول سازگار است. 
با کمال تاسف باید اعتراف کرد که قالب اقتصادی و کسب و کار کشور برای خلاقیت و اقداماتی که در پی آن می‌آید آمادگی ندارد. کارآفرینی، توانایی است که افراد را قادر می‌سازد فعالیت جدیدی را شروع کنند یا با قدرت و به طور ناباورانه فعالیت موجود را توسعه دهند، اما همه دست‌اندرکاران کسب و کار کشور می‌دانند که شروع و به سرانجام رساندن فعالیت‌های اقتصادی تا چه اندازه دشوار است، به‌ویژه زمانی که تازه و بدیع باشند. 
اقتصادی که بخش بزرگی از آن در اختیار نهاد دولت یا شرکت‌های انحصاری دولتی است چگونه می‌تواند زمینه مساعدی برای خلاقیت و توسعه ایجاد کند؟ این را هرگز نباید از یاد برد که کارآفرینی موتور تحول و توسعه اقتصاد، فرهنگ و جامعه است. رشد و فراگیری این پدیده می‌تواند به تحول و دگرگونی اساسی در اقتصاد ملی منجر شود، اما بخش خصوصی نحیف و نگران از انواع محدودیت‌ها و موانع، چنان درگیر حفظ بقای خود است که فرصت، انگیزه، و توان نوآوری و توسعه را ندارد. در این میان جای شگفتی است که بسیاری از برنامه‌هایی که در زمینه کارآفرینی انجام می‌شود با برنامه‌ریزی و میدان‌داری نهادهای دولتی اجرا می‌شود و بخش خصوصی هنوز نتوانسته بازیگری فعال و پویا در این عرصه باشد. 
در سال‌های اخیر موضوع کارآفرینی نیز همانند بسیاری امور دیگر اسیر جشنواره‌ها، سمینار‌ها، و رفتارهای نمایشی شده که با عناوینی همچون «استارت‌آپ» به دنبال کسب درآمد از اشتیاق جوانانی است که به‌تازگی وارد میدان کسب و کار شده‌اند. این گروه بزرگ از نیروی کار کشور متاسفانه به‌سرعت مفتون تبلیغات برگزارکنندگان سمینارهایی می‌شوند که آن‌ها را با تصور کسب درآمدهای نجومی و میلیاردر‌شدن جمع می‌کنند و این تصور را القا می‌کنند که «تنها کافی است طرحی داشته باشی تا بتوانی میلیاردرهای جوان، چون زاکربرگ، را پشت سر بگذاری و همین حوالی مجتمع پایتخت برای خودت امپراتوری بزرگ‌تر از سیلیکون ولی بسازی.» اما کسی نمی‌گوید که چگونه این همه استعداد جوان باید به این مسیر خطیر پا بگذارند؟ مسیری که می‌تواند بسیار پرخطر باشد. با این حال دنیای امروز، دنیای فرصت‌های کوچک است، فرصت‌هایی که تنها ذهن‌های خلاق می‌توانند آن‌ها را پیدا کنند و با آن‌ها اتفاق بزرگی را رقم بزنند، فرصت‌هایی که ممکن است حتی آزمون و خطایشان را در کشورهای اروپایی و آمریکایی پس داده باشند و در ایران تبدیل به کاری خلاقه شوند. 
نباید از یاد برد که استفاده از همین شیوه‌های آزموده‌شده هم روش‌های خاص خود را می‌خواهد و بیش از همه چیز به رویکرد و نگاه تیزبینانه هر فرد بازمی‌گردد.