متاثر از شرایط اقتصادی کلان کشور، صندوقهای بیمه و تامیناجتماعی دوره دشواری خود را تجربه میکنند. در این میان اگر شرایط خاص سیاسی و اجتماعی مانند رکود، تورم بالا، معیشت دشوار و عدم اشتغال فراگیر به آنها تحمیل شود، حالشان بدتر هم میشود. گروههای اجتماعی مانند بیمهشدگان، شرکای اجتماعی و سرمایهگذاران، بیشترین آسیبها را در این جهش تورم متحمل میشوند. قاعدتا در دسترسترین راهبرد این است که دولت از صندوقها حمایت کند. هرچند اساسا دولتها حمایتی از صندوقهای تامیناجتماعی نمیکنند و در چند سال گذشته نیز این موضوع ثابت شده است. پیشبینی این است که در ماههای آینده تورم به لایههای خُرد جامعه برسد و نیازهای معیشتی در قالب یک مطالبه در جامعه ایجاد شود و شرایط صندوقها بهویژه در حوزه بازنشستگی بد و بدتر شود. آنچه با آن مواجه خواهیم شد، منابع رو به کاهش و مصارف رو به افزایش هستند. در زمان تشدید فشار اقتصادی و شوک تورمی مانند امروز، هر کارگاه و کارخانهای که با بحران پرداخت مواجه شود، حتما نخستین ضربه آن به صندوق ذخیرههای بیمهای تامیناجتماعی وارد میشود. در چنین شرایطی منابع تامیناجتماعی به نحوی تحت فشار قرار میگیرد و برای تامین مصارف خود دچار مشکلات ساختاری میشود. اگر بخواهیم نگاهی به گذشته بیندازیم، یکی از ضرباتی که به تامیناجتماعی وارد شد و بیشترین فشار را به منابع و مصارف سازمان وارد کرد، اجرای ناقص و غیرکارشناسی طرح تحول سلامت بود. این طرح بهگونهای طراحی و اجرا شد که صندوقهای بیمهای و تامیناجتماعی را با بحران مالی زودرس مواجه کرد. در این میان نهاد دولت نیز نشان داد که هرچه بحران صندوقها کلان و جدی باشد، کنشگر فعالی نیست. دولت، نه در حوزه واگذاری بنگاهها، نه در چسبندگی مدیران بنگاهها، در عدم سوددهیها و در ضرردهی صندوقها، هیچ راهکاری به صندوقها نداد و حمایتی نکرد. گیرهای ساختاری در مورد واگذاریها همچنان ادامه دارد. یکی از دلایل آن هم چسبندگی مدیران است. یکی از نکات بسیار مهم بیمهها در روزهای سخت اشتغال و اقتصاد این است که اشتغال ایجاد نمیشود و منابع درآمدی تامیناجتماعی و صندوقهای بیمه دچار بحران میشود. به نظر میرسد سه راهبرد برای عبور صندوقهای تامیناجتماعی از بحران وجود دارد. نخست اینکه دولت بدهی خود را به تامیناجتماعی بپردازد. دوم اینکه بنگاهها واگذار شده و درآمدی از این ناحیه کسب شود. راهبرد سوم، اضافه نکردن مطالبه جدید و وارد نکردن فشارهای تازه به مصارف سازمان است. راهکار نخست، اهمیت بسیار بالایی دارد.
دولت در این شرایط باید از درآمدهای ریالی که در چند ماه گذشته از مابهالتفاوت نرخ ارز کسب کرده است، بستههای حمایتی را به جامعه هدف صندوقها اختصاص دهد، زیرا در این شرایط صلاح نیست سازمان این بخش را نیز از منابع خود تامین کند. هرچند توان آن را هم ندارد. هرچه بیشتر سیاستهای اشتباه مقطعی برای راضیکردن مردم اتخاذ کنیم، زمان فروپاشی صندوقها را نزدیکتر میکنیم. بهترین کمک دولت این است که هیچ کاری نکند و فقط بدهی خود را به سازمان بپردازد. براساس برخی گزارشها نرخ حسابرسی شده بدهی دولت به تامیناجتماعی 70 هزار میلیارد تومان و نرخ حسابرسی نشده آن 130هزار میلیارد تومان است. تامیناجتماعی در ماه، حدود هفت هزار میلیارد تومان پرداختی دارد و منابع فعلی سازمان کمک زیادی نمیکند. در پایان باید گفت هرچه از این سه راهبرد دوری کنیم، فروپاشی صندوقها نزدیکتر میشود. در شرایطی که اشتغال جدید ایجاد نشود و اشتغال فعلی کاهش یابد، درآمد سازمان کم میشود. هرچه جامعه ما پیرتر و مسنتر میشود، مصارف از منابع پیشی میگیرند. امروز در بازار اشتغال کشور، نسبت بازنشسته و شاغل در حال برعکس شدن است.