printlogo


ساختمان نیمه‌کاره-147
دست امین و روز پزشک
مسعود مشایخی

امین مثل روز قبل یک باند مچ‌بند نخی دور دستش پیچیده بود و با یک ‌دست دیگرش کار می‌کرد. کارکردن با یک دست برایش مشکل بود. همیشه عادت دارد بیماری‌اش را پنهان کند. به ‌نوعی این را عار می‌داند که بقیه بدانند مشکلی دارد یا مریض است. به خاطر همین تفکرش، بارها حالش خوب نبوده، دکتر نرفته و بدتر شده. الان هم زیر بار دکتر رفتن نمی‌رود. می‌گوید کمی کوفته شده. چند روز که کمتر ازش کار بکشد خودش خوب می‌شود. در ساختمان ما، از طبقه چهارم به بعد راه‌پله موقت درست کرده‌اند. یعنی چند تا آجر را با گچ، روی سطح صاف راه‌پله چسبانده‌اند. دیروز امین برای طبقه چهارم مصالح می‌برده که یکی از آجرها کنده‌‌شده و امین را مجروح کرده. عصر که شد، ورم دستش زیاد شد. خودش هم تا حدودی ترسیده بود. همراهش شدم و به اورژانس بیمارستان رفتیم. خیلی شلوغ و پرهیاهو بود. صدای آه و ناله از همه‌جا به گوش می‌رسید. نوبت گرفتیم. پشت درِ اتاق دکتر، جمعیت زیادی منتظر بودند. کمی طول کشید تا نوبت ما شد. توی اتاق هم افراد زیادی در نوبت معاینه بودند. دکتر که جوانی کوتاه‌قد، آراسته، با چهره‌ای بشاش بود و کمی خستگی در آن دیده می‌شد با صبر و حوصله زیاد جواب بیماران را می‌داد و آن‌ها را معاینه می‌کرد.  نوبت امین شد و دستش را نشان داد. برایش عکس رادیولوژی نوشت. به قسمتی دیگر برای عکس‌برداری از دست امین رفتیم. آنجا هم شلوغ بود. عده‌ای منتظر و تا حدودی عصبانی. اینکه نوبتشان دیر شده. دکتر رادیولوژی، آقایی میانسال و خوش‌برخورد بود. با آن ‌همه حجم کار و عصبانیت مردم، با رویی خندان و شوخ‌طبعی، کار همه را انجام می‌داد. دوباره پیش دکتر جوان برگشتیم. تجویزش برای امین، بستن آتل و استراحت چندروزه بود. بعد از فراهم‌کردن لوازم، خودش آمد و دست امین را شروع به آتل بستن کرد. خستگی به‌وضوح در چهره‌اش نمایان بود. این‌همه رفت‌وآمد و حجم کار یک‌طرف، اعتراض و نارضایتی مردم، بیشتر خسته‌اش می‌کرد. یکی به سر تخت مریض خودش می‌کشاندش، دیگری اما می‌خواست بدون نوبت معاینه شود. اعصابی از فولاد می‌خواهد که بتوانی این‌ها را تحمل‌کنی. بعد از اتمام کار امین و گرفتن دارو برای او، یادم افتاد که امروز روز پزشک است. برگشتم و اتاق معاینه و اتاق عمل و اورژانس را دنبالش گشتم که آنجا نبود. در ایستگاه پرستاری، تنها نشسته و استراحت می‌کرد. روزش را تبریک گفتم. لبخند رضایتی بر لبش آمد. روز پزشک بر تمامی پزشکان متعهد گرامی باد.