printlogo


گفت‌وگو با حسین زنجانی، فعال و ناشر حوزه کتاب
برای کارآفرین شدن، امروز بهتر از فرداست
رضا واعظی

کتاب‌فروشی همیشه از سود اندکی برخوردار بوده است به‌خصوص در سال‌های اخیر که گرانی هزینه چاپ و کاغذ لطمات فراوانی به صنعت نشر زد و تقاضا را در بازار کاهش داد. این مشکلات اگرچه فراگیر است، اما کتاب‌های دانشگاهی را کمتر تحت‌تاثیر قرار داده است. کارآفرین این شماره، علاقه‌اش به کتاب را به شغل تبدیل کرد و از کارگری ساده در یکی از انتشاراتی‌های تهران به بزرگ‌ترین فروشنده کتاب‌های تخصصی حوزه کاری خودش در کشور تبدیل شد. حسین زنجانی متولد 1361 تهران است و بدون پرداختن به هیچ کار پراکنده‌ای تصمیم گرفت در کار نشر و پخش کتاب فعالیت کند.
«بیکار بودم. یکی از انتشاراتی‌های شهر تهران به کارگر ساده‌ای نیاز داشت. کتاب را دوست داشتم بدون هیچ ابایی پذیرفتم که در آنجا کار کنم کار من بسته‌بندی، بارگیری و ارسال کتاب بود. کم‌کم برای فروش کتاب به نمایشگاه‌های شهرستان‌های کشور اعزام شدم. آن انتشارات از بزرگ‌ترین ناشران کتاب‌های دانشگاهی در حوزه پزشکی و پیراپزشکی بود. کتاب‌های ناشر را در غرفه او در نمایشگاه‌های استان‌های مختلف کشور می‌چیدم و به فروش آن‌ها می‌پرداختم. آن قدر خوب کار کردم تا آنکه از کارگری ساده به فروشنده تبدیل شده بودم. یک روز مدیر انتشارات من را خواست و گفت در سال‌جاری قرار است نشر را در بخش های مختلف گسترش دهیم و عملا پیشنهاد داد که مدیریت فروش آن انتشارات را بپذیرم. من قبل از آنکه قبول کنم دو شرط گذاشتم؛ یکی اینکه اختیارات کاملی برای فروش داشته باشم و دوم اینکه تعدادی نیرو در اختیارم گذاشته شود.»
داستان کاری حسین زنجانی بسیار شبیه است به هزاران داستان مشابه کارآفرینان موفق دنیا که با دقت و انجام درست وظایف خود پیشرف می‌کنند و در نهایت صاحب کار یا کارفرما می‌شوند. مدیریت فروش زنجانی در آن انتشارات چند سال طول کشید و همکاران و مدیریت آن انتشارات بسیار از او راضی بودند. وقتی جایگاه شغلی ما تثبیت می‌شود اغلب نفس راحتی می‌کشیم و بدون احساس نیاز به تغییر، کار خود را تا سال ها ادامه می‌دهیم. کارآفرین‌ها معمولا چنین فکر نمی‌کنند در هر موقعیتی که هستند با ریسک و البته تلاش مستمر سعی می‌کنند جایگاه کاری خود را ارتقا دهند. «روزی شد که احساس کردم در این جایگاه اشباع شده‌ام. تصمیم گرفتم کار را رها کنم. استعفا دادم و دوباره بیکار شدم. مدیریت به من گفت ما همه امکانات را در اختیار تو گذاشتیم و البته تو هم خوب کار کردی، دلیل رفتنت چیست، پاسخ من این بود که به قدر کافی در مدیریت فروش موفق بوده‌ام. برای اینکه پیشرفت کنم باید جای مدیر انتشارات بنشینم. در واقع مالک و صاحب کار باشم، البته این را به او نگفتم، ولی این‌گونه فکر می‌کردم. استعفا که دادم تصمیم گرفتم برای خودم کار کنم.»
حضور او در نمایشگاه‌های استانی و روابط‌عمومی قوی‌اش باعث شده بود که مشتری‌های زیادی را در نقاط مختلف کشور داشته باشد. مشتری‌هایی که یا دانشجو بودند یا مسئولان کتابخانه‌های دانشگاهی و کالای موردنیاز آن‌ها فقط یک چیز بود، کتاب‌های دانشگاهی پزشکی و پیراپزشکی. ارتباط بسیاری از آن‌ها با زنجانی، فردی شده بود، یعنی آن‌ها با اعتمادی که به او داشتند کتاب را با قیمت مناسب فقط از او می‌خریدند، بنابراین زنجانی در آن روزها توانایی پخش کتاب را در بازاری داشت که حالا مشتری‌های وفادارش را پیدا کرده بود.
«تصمیم گرفتم دفتری اجاره کنم در همان پاتوق انتشاراتی‌های میدان انقلاب و کار پخش کتاب‌های حوزه پزشکی و پیراپزشکی را انجام بدهم. البته از همان روز تصمیم من این نبود که یک پخش‌کننده باشم، بلکه می‌خواستم یک ناشر موفق شوم، اما تا پخش‌کننده خوبی وجود نداشته باشد ناشر موفقی پدیدار نمی‌شود، بنابراین کار پخش را شروع کردم.» در عرضه هر کالا و خدماتی، فروش است که تعیین‌کننده شکست یا پیشرفت آن کسب‌وکار است. زنجانی این را به‌درستی فهمیده بود و از خود یک مدیرفروش کتاب ساخته بود. مدیرفروشی که ضعف‌های بازار و رقبا را می‌دانست و می‌توانست با رفع آن نیازها، بازار خود را توسعه دهد. او اولین کسی بود که یک سایت فروش بسیار قوی ویژه کتاب‌های تخصصی خودش تأسیس کرد که زمان رساندن کتاب به مشتری را در هر جایی از کشور تا 24ساعت تعیین کرده بود و نماد اعتماد الکترونیک داشت. یک سایت خوب با سرعت کار عالی، رسمی و متصل به درگاه‌های پرداخت الکترونیک بانکی.
«هنوز هم سایت ما بیشترین تعداد عنوان کتاب‌های حوزه تخصصی‌مان را  دارد. مشکل این بود که خریدار این کتاب‌ها می‌بایست برای خرید هر تعداد از عناوین به سایت‌های مختلفی برود و از ناشرهای متعددی خرید کند. ما تقریبا همه کتاب‌ها را در این سایت جمع کردیم و شرایط آسانی برای خرید گذاشتیم. علاوه بر جشنواره‌ها و تخفیف‌ها، افراد می‌توانستند کتاب‌های موردنظر خود را تلفنی، از روی سایت، با استفاده از تلگرام خریداری کنند و خیال‌شان راحت باشد که همه کتاب‌های مورد نیازشان را برای عرضه آماده کردیم. بسیاری از مولفان یا ناشران به رغم اینکه کتاب را در انتشارت دیگری چاپ کرده بودند یا با پخش دیگری قرارداد داشتند به ما مراجعه می‌کردند و ترجیح می‌دادند که در فروش آن کتاب از ما کمک بگیرند. این ارتباط باعث شد تعدادی از مولفان دانشگاهی ترجیح دهند انتشار کتاب‌هایشان را هم به ما بسپارند.» بنابراین بازار سفارش کار از سوی نویسنده یا مترجم برای ایجاد انتشارات او در حال فراهم‌شدن بود، ضمنا با شناخت از کتاب‌های مختلف به خوبی می‌دانست که چه کتاب‌هایی را چاپ کند که فروش خوبی در بازار دارند. حالا همه چیز آماده بود تا انتشارات خودش را تأسیس کند. اگرچه کمتر از دو سال از تأسیس این انتشارات می‌گذرد، اما تاکنون عناوین متعددی را چاپ و بارها تجدید چاپ کرده است. 30 عنوان آماده چاپ دارد، اما کار او فعلا متوقف شده است. «ما هم در پخش و هم در نشر موفق بودیم، اما امروز من و همه همکارانی که در صنعت نشر مشغول به کارند از فعالیت متوقف شده‌اند. بحران‌های اقتصادی، مشکل ارز که قیمت کاغذ و چاپ را گران کرد و... همه ما را بیش از دو ماه فلج کرده است. گمان می‌کنم اگر آن روز استعفا نمی‌دادم و کار مستقل خودم را شروع  نمی‌کردم در وضعیت فعلی دیگر نمی‌توانستم موفق به ایجاد یک نشر و پخش شوم. خوشحالم که پنج ‌سال پیش کارم را شروع کردم. برای آغاز کارآفرینی و ایجاد یک کسب‌وکار مستقل هر روز دیرتر از روز قبل است.»