printlogo


یادداشت
چالش‌های بازگشت به خانه
مرلین فان شایک

متن حاضر چکیده‌ای است از پژوهش مفصلی که زیر نظر سازمان بین‌المللی مهاجرت تحت عنوان «چالش‌های ادغام مجدد مهاجران بازگشتی با شرایط درمانی وخیم» انجام شده است. این پژوهش بر اساس مصاحبه با مهاجرانی از کشورهای افغانستان، ارمنستان، آذربایجان، غنا، کوزوو، مغولستان و مراکش صورت گرفته است. محوریت این گزارش بر تجربه‌ زیسته‌ مهاجرانی با مشکلات درمانی است که داوطلبانه به کشورهای خودشان بازگشته‌اند. این گزارش در چارچوب پروژه‌ کلان‌تر سازمان بین‌المللی مهاجرت به نام «اقداماتی برای افزایش کمک به بازگشت‌های داوطلبانه و ادغام مجدد مهاجران بیمار ساکن اروپا» انجام شده است.
 
مهاجران بازگشتی و مسئله‌ سلامت
1- وخامت سلامت جسمی: حدود نیمی از مصاحبه‌شوندگان گفته‌اند که شرایطشان پس از بازگشت بدتر شده است. بقیه‌ آن‌ها گفته‌اند که وضعیت‌شان تفاوتی نداشته یا اینکه بهتر شده است. دلایل بازگشت بر سلامت مهاجران تأثیر داشته است. برای مثال، همه‌ پاسخ‌دهندگان اهل کوزوو گفتند که به خاطر شرایط درمانی، کشور خود را ترک کرده‌اند، اما وقتی نتوانستند در کشور میزبان، به وضعیتی قانونی دست یابند، با وضعیت سلامتی وخامت‌یافته به کشور خود بازگشته‌اند.
2 - سلامت ذهنی: سلامت ذهنی مهاجران بازگشتی تحت‌تاثیر تجربه‌ مهاجرت و عوامل استرس‌زای مرتبط با آن قرار دارد. هشت عوامل استرس‌زای مربوطه عبارت‌اند از: دلایل بازگشت، مدت اقامت در کشور میزبان، مدت اقامت در کشور خود، دشواری‌های زندگی روزمره، وضعیت خدمات درمانی در کشور خودی، فشارهای خانواده یا شبکه‌ اجتماعی، دورنمای آینده و رویه‌های اداری سازمان بین‌المللی مهاجرت. از 28 مهاجر بازگشتی، 22 نفر اعلام کرده‌اند که پس از بازگشت، شرایط روانی‌شان بدتر شده است. چهار مهاجر ارمنستانی، مراکشی و کوزوویی به فکرکردن درباره‌ خودکشی اعتراف کردند.
 
وابستگی خانوادگی
وابستگی «مهاجران بازگشتی» به اعضای خانواده‌شان بسیار بالاست. همه‌ مصاحبه‌شوندگان این پژوهش، به جز یک نفر، برای هزینه‌های روزمره مثل مسکن، غذا و درمان به خانواده وابسته بودند. برعکس، تنها 17 نفر از 28 مورد، احساس می‌کردند که به لحاظ روانی تحت حمایت خانواده قرار دارند. آن‌هایی که احساس می‌کنند تحت حمایت روانی خانواده نیستند، دچار حس درک‌نشدن، مرض مزمن داشتن و بار اضافه‌بودن می‌کنند. خانواده‌ها از یک‌سو ابراز خوشحالی می‌کنند که عضوی از آن‌ها به خانه بازگشته و از سوی دیگر نگران‌اند که با وضعیت اقتصادی ناخوشایندشان چطور از این عضو حمایت کنند. در مجموع، عمده‌ بار حمایتی بر دوش خانواده‌ فرد بازگشتی است و آشنایان و اجتماع محلی نقش چندانی در این زمینه ندارند. تنها نمونه‌ استثنایی در غنا بود که سنتاً نظام حمایتی آشنایان و فامیل متفاوت است.
 
ادغام مجدد از طریق کار
مهاجران بازگشتی برای اینکه بتوانند خود و خانواده‌شان را تأمین کنند، به‌ویژه در کشورهایی که سیاست تامین‌اجتماعی نیرومندی وجود ندارد و افراد برای بقا حتما به کار مزدی نیاز دارند، باید کار کنند. از میان 28مصاحبه‌شونده، تنها سه نفرشان کار می‌کردند و می‌توانستند خانواده‌شان را تامین کنند. مهاجران بازگشتی شدیدا بیمار که کاری پیدا نکرده بودند، می‌گفتند که عدم سلامتی‌شان به دلیل بیکاری آن‌هاست. برخی اذعان می‌کردند که آن‌ها اصلا توان کارکردن ندارند، در حالی‌ که برخی دیگر می‌گفتند کاری که مناسب شرایط سلامتی‌شان باشد پیدا نکرده‌اند. دلیل دیگر پیدانکردن کار، سن مهاجران بازگشتی است. برخی از آن‌ها به سن بازنشستگی رسیده‌اند. در برخی از موارد که مهاجران بازگشتی مدت زیادی را در خارج از کشور گذرانده‌اند، از شمول مزایای بازنشستگی خارج می‌شوند. به نظر مدیر «بنیاد توسعه‌ای فرانسوی-ارمنی‌ها» مشکل اصلی مهاجران بازگشتی، اشتغال آن‌هاست. مشکل بعدی، اسکان است، زیرا بسیاری از مهاجران پیش از مهاجرت خانه‌هایشان را می‌فروشند و هنگام بازگشت جایی برای زندگی ندارند. در زمینه‌ آموزش کودکان هم مشکلاتی به وجود می‌آید، اگر چندین سال تحصیلی را در کشور خود از دست داده باشند، باید برای دوباره پذیرفته‌شدن امتحان بدهند. برای برخی کودکان فرانسوی-ارمنی، زبان ارمنی دشوار است. به نظر این مقام مسئول، مشکلات بازگشت موقتی است و اگر بازگشتی‌ها شغل پیدا کنند یا مشغول یادگیری و آموزش شوند، با مشکلات ادغام مجدد کنار می‌آیند.