من عنایتالله ایوبی هستم. در رشته برق الکترونیک در مقطع کارشناسی تحصیل کردهام. نزدیک به 5/2سال در یک مرکز مشاوره روانشناسی کار میکردم. بعد از آن، در یک شرکت مرتبط با رشتهام، در زمینه انرژیهای تجدیدپذیر که درخواست نیروی کارآموز داشت، پذیرفته شدم. کمتر از نصف حقوق وزارت کاری هم حقوق میگرفتم، البته برای من که دانشجو بودم و ساعتی کار میکردم مناسب بود. بعد از حدودا شش ماه کسب تجربه مفید در این شرکت، شروع به فعالیتهای دانشجویی و فرهنگی کردم.
مدت کمی گذشت که تصمیم گرفتم ایدههای خودم را اجرایی کنم. اولین ایده من در حیطه جمعسپاری مالی بود. (البته در آن زمان نمیدانستم که نام این پروژه چیست.) شروع به سنجیدن منابع و جستوجو برای سرمایهگذار و سایر موارد موردنیاز کردم، بعد از کمی تحقیق، متوجه نام این دست فعالیتها که «استارتآپ» است شدم. بعد از چند ماه به این نتیجه رسیدم که از این ایده نمیتوانم کسب درآمد کنم. بنابراین این ایده را رها کردم.
در یک استارتآپ هم با سه نفر از هموطنانم در حوزه ابزارکهای سلامت همکاری کردم که البته در یک رویداد آموزشی-رقابتی جزء تیمهای برتر بودم. اما این تیم هم سرانجامی جز شکستخوردن نداشت. این ماجرا در نهایت به یک رویداد نوآوردگاه ارزشآفرینان افغانستان ختم شد. این رویداد در مهرماه ۱۳۹۶ برگزار شد و ۱۴تیم استارتآپی شرکت کردند و در نهایت چهار تیم دعوت به مذاکره با برخی شتابدهندهها شدند، اما هیچکدام به نتیجه نرسیدند. اما خارج از جریان رویداد، چند تیم با جدیت تمام ادامه داده و فعال هستند، بعضی سرمایه شخصی خود را در پروژهشان قرار دادند و بعضی هم سرمایهگذار جذب کردند.
ما هم این فعالیتها را برای گسترش فرهنگ کارآفرینی و استارتآپی بین جامعه علاقهمند افغان و با نام مجموعه کارآفرینی ارزشآفرینان افغانستان ادامه دادیم. در کنار این ماجرا در حوزه استارتآپهای کشاورزی با یکی از دوستان ایرانی مشغول به فعالیت هستم. اما در میان این ماجراها افغان بودن من در خیلی موارد من را دچار مشکل میکرد.
برای ثبتنام در دانشگاه به مدت دو ماه در ادارههای مختلف تهران از شرق و غرب گرفته تا شمال و جنوب در رفتوآمد بودم. بعد از ثبتنام هم حدودا دو ماه دیگر همین روند را طی کردم. بگذریم از ماجرای کارمندی که به صلاحدید خود قصد تاخیر یک ترمی در ورود دانشجویان افغان را داشت. در این مدت با مشکلات بسیاری دستوپنجه نرم کردم که بسیاری از آنها جزء حقوق اولیه شهروندی بودند، مثل بیمه، استفاده از خدمات بانکی و... برای مثال، استفاده از خدمات بانکی. اواسط ماه رمضان گذشته به حدودا ۱۰ شعبه بانکهای مختلف مراجعه کردم که تنها یکی و با منت فراوان گفتند فقط برای شما، حساب باز میکنیم، اما از اینترنت بانک نمیتوانید استفاده کنید.... از آنجایی که داشتن و نداشتن این حساب بانکی برایم تفاوتی نداشت از خیر آن گذشتم.
مشکلات بسیار زیاد و ناشی از دیدهنشدن این جامعه چند میلیونی بهعنوان شهروند، وجود دارد. همین ازدیاد مشکلات از چند سال پیش باعث مهاجرت دوباره افغانها از ایران به سمت اروپا شد و امروزه شاهد رشد مهاجرت افغانستانیها از ایران به کشورهای دیگر هستیم. فراموش نکنیم که به گفته مسئولان امر، بیش از 5/3میلیون افغان در ایران حضور دارند که خریدوفروش، مسکن، پوشاک، تراکنشهای بانکی، کارآفرینی و اشتغالآفرینی بسیاری را به دنبال داشتهاند و خروج این جمعیت به نابودی همه این فرصتها خواهد انجامید. صرفا یک مورد از این همه را بیان میکنم؛ در صورتی که سه سال پیش ۱۲۰هزار نفر از ایران خارج شده باشند و دستکم هر نفر با خود ۲۵میلیون تومان از ایران خارج کرده باشند، ۳ هزار میلیارد تومان ارز از ایران خارج شده است و به دنبال آن، خانههایی که از سکنه خالی شده، تراکنشهای مالی که متوقف شده و در نهایت جای خالی یک چنین جمعیتی، قطعشدن درآمد بسیاری دیگر را در ایران در پی دارد.