printlogo


بحث داغ شبکه‌های اجتماعی
فراری از کارت‌خوان!
صدرا محقق

در روزهایی که حتی دست‌فروش‌ها نیز از دستگاه کارت‌خوان استفاده می‌کنند، برخی از پزشکان شاید برای اینکه تراکنش‌های مالی خود را کمتر جلوه دهند، از نصب کارت‌خوان در مطب‌های خود سرباز می‌زنند و همچنان حق ویزیت خود را فقط با پول نقد دریافت می‌کنند.
«نقدی پرداخت کنید؛ کارت‌خوان نداریم» این جمله تکراری از طرف منشی برخی از پزشکان، حالا کاربران را در شبکه‌های اجتماعی آن‌قدر به ستوه آورده که با ایجاد هشتگ#پزشک_فراری_از_کارت‌خوان، موجی را علیه این پزشکان راه‌اندازی کرده‌اند. هشتگی که به سرعت میان فعالان شبکه‌های اجتماعی در سراسر ایران داغ شده است و کاربران در شهرهای مختلف با این هشتگ به انتقاد و حتی معرفی پزشکانی می‌پردازند که برای فرار از مالیات یا به هر دلیل دیگر در مطب خود از دستگاه کارت‌خوان استفاده نمی‌کنند.
کاربری به نام محمود، حرف دل بسیاری از کارمندان را این‌ طور در صفحه خود نوشت: «آقای دولت! از من کارمند که ماهی دو میلیون و پانصد تومان حقوق می‌گیرم، اول مالیات برمی‌داری بعد حقوقم رو به حساب می‌ریزی، اما پزشکی که روزانه ۵میلیون تومان حق ویزیت میگیره، مالیات نمیده... چرا؟»
کاربر دیگری به نام فرهود نیز با انتقاد از این موضوع در صفحه توئیتر خود نوشت: «مالیات فقط بر شانه نحیف کارگران و کارمندان و امثالهم سنگینی می‌کند! برخی پزشکان ثروتمند و مرفه، ریالی مالیات پرداخت نمی‌کنند و هیچ نظارتی بر آن‌ها نیست. چرا با وجود این همه فشار، جمعی از پزشک‌ها از دستگاه کارت‌خوان استفاده نمی‌کنند؟»
کاربران زیادی نیز از تجربیات عجیب خود در مواجهه با این پزشکان نوشتند. یکی از کاربران به نام فرهاد در صفحه توئیتر خود این طور نوشته است: «پزشک فراری از کارت‌خوان فقط دندان‌پزشک‌ها! معاینه کرد، دستور نوشت اومدم بیرون، منشی گفت سه روز دیگه با یک‌میلیون تومان پول نقد بیایید برای قالب‌گیری! گفتم من مدتهاست که یک میلیون پول نقد از نزدیک ندیدم، روزی ۲۰۰ تومان هم از عابربانک بگیرم میشه ۶۰۰ تومان، گفت دیگه هرجور صلاحه! برنگشتم دیگه...»
یکی از کاربران اینستاگرام به نام مینا نیز یک مرکز رادیولوژی را معرفی کرد و نوشت: «این مرکز فقط وجه نقد میگیره و خیلی ناراحت‌کننده است. خانومای باردار که اکثرا تنها می‌آیند با هزار بدبختی باید پله‌ها رو بیان بالا، بعد بیان تو خیابون پول بر دارند و دوباره برگردند. اکثر این مجموعه‌ها هم، چون رفت‌وآمدشون زیاده، آسانسورهای ساختمون رو خاموش می‌کنن!»
کاربری به نام فلور نیز از «ترفند» برخی از این پزشکان در مواجهه با معترضان به نداشتن کارت‌خوان رونمایی کرد. او در صفحه توئیتر خود نوشت: «یه نوع پزشک فراری از کارت‌خوان هم به این صورت است که در مطبش کارت‌خوان داره، ولی اون رو در معرض دید نمی‌گذاره! بالای سر منشی‌ هم یه کاغذ چسبونده که «در این مطب حق ویزیت تنها به صورت نقدی پذیرفته می‌شود!» اما اگه احیانا کسی پول نقد نداشت و اعتراض کرد، خیلی آروم کارت‌خوان رو درمیاره!»
یکی دیگر از کاربران به نام میلاد، نوشت: «جا داره اشاره کنم یکی از دوستان ما یک سامانه رزرو وقت/نوبت‌دهی پزشکی راه‌اندازی کرده بود. با هر پزشکی صحبت کرده بود برای ورود به سیستم، طرف گیرش این بوده توی سیستم تعداد وقت رزرو شده و تراکنش‌ها مشخصه یا نه؟!»
کاربری به نام رضا در کنار این هشتگ به مسئله‌‌ای دیگر که برخی از بیماران روزانه با آن روبه‌رو هستند نیز پرداخته است. او در صفحه خود نوشت: «مشکل فقط پزشک فراری از کارت‌خوان نیست. برای برخی پزشک‌های ایرانی اتلاف وقت بیماران تو مطب، کلاس داره و نشونه مهارت پزشکی‌ اونهاست. الان سلمونی و کارواش سر کوچه هم نوبت میدن با ۵ دقیقه کم و زیاد، چطور پزشک‌ها هنوز نتوانستند ازدحام جمعیت رو تو مطب‌هاشون مدیریت کنند؟!»
موج واکنش‌ها به این هشتگ آن‌قدر گسترده شد، تا برخی از فعالان سیاسی نیز به آن بپیوندند. احمد توکلی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام در صفحه توئیتر خود نوشت: «پزشکی در کنار پرستاری و معلمی، احترام‌برانگیزترین شغل است، اما پزشک اگر کاسب شود و به تجارت با جان و سلامتی بیماران مشغول شود یا از پرداخت مالیات و حقوق عمومی فرار کند، نفرت‌انگیز و غیرقابل تحمل خواهد بود.»
در این میان اما کاربران زیادی نیز در سراسر ایران از تجربیات «خوب» خود در مواجهه با برخی پزشکان متعهد و اخلاق‌مدار نوشتند. کاربری با نام کوردستان در صفحه خود راجع به یکی از این پزشکان، نوشت: «در شهر بانه دکتر کاوه کریمی، متخصص بیماری‌های عفونی از بیمارانی که نیاز به معاینه و درمان دارند، اما توانایی پرداخت حق ویزیت را ندارند پولی دریافت نمی‌کند و نوشته هر بیمار در حد توان حق ویزیت پرداخت کند.» کاربر دیگری به نام احمد در این‌باره نوشت: «صحبت از پزشک فراری از کارت‌خوان شد. یادی کنیم از دکتر هوشنگ اعظمی لرستانی. منزل و مطبش در مرکز خرم‌آباد بیشتر شبیه مسافرخانه بود. روستایی‌های بی‌پناه، شب گوشه خانه او بیتوته می‌کردند. چه مادر و پدرهایی از مرگ رهانیده شده‌ای که فقط به یاد او نام پسرشان را هوشنگ گذاشتند.»