وقتی که هیاهو و هنگامه تغییرات و نوسانهای لحظهای قیمتها و اجناس برپا میشود، چند پرسش مهم، ذهن همه را درگیر میکند. این تغییرات چه اثری روی زندگی من دارد؟ چه کارهایی انجام دهم که از آسیبها در امان مانده یا از تغییرات نفعی ببرم؟ آشفتگیهای اخیر بازارهای مالی، صاحبان کسبوکارها را با این پرسشها و پارهای ابهامات دیگر مواجه کرده.
نوسان در بازارهای مالی و افزایش قیمت ارزهای خارجی و طلا در ماههای گذشته، علاوه بر پرسشهایی که اشاره شد، صاحبان کسبوکارها را با این ابهام مواجه کرده که رفتار درست در این شرایط چیست؟ هر کسبوکاری برای تداوم و رشد، نیازمند برنامهریزی و پیگیری گامهای از پیشطراحی شده برای رسیدن به موفقیت است، اما شرایط مبهم و بیثبات، قاتل کسبوکارهاست. موفقیت بدون تصمیمگیری درست و بهموقع بهدست نمیآید، اما آیا در شرایط بحرانی و ناپایدار میتوان تصمیم بجا و درست گرفت؟ از طرفی پایداری و حفظ ارزش داراییها، انگیزه و نشاط لازم برای سرمایهگذاری و توسعه کسبوکار را فراهم میکند، بازار پرتنش چنین امکانی را نابود میکند. در کنار همه اینها میدانیم که تولید و ارتقای نقش و حضور در رقابتهای تجاری به معنای سرمایهگذاری و کار متمرکز و مداوم است، تزلزل در بازارهای مالی این روند را مسدود یا مخدوش میکند.
آشفتگی در بازارها و بینظمی و بیثباتی، شرایط را برای برخی امور واسطهگری مهیا میکند. در این شرایط است که سود سرشار ناشی از برخی اقدامات واسطهگری، دستهای درگیر در کسبوکارهای واقعی را سست میکند. در این شرایط پرسش اصلی این خواهد بود که بخرم یا بفروشم؟ آیا محصولات و موجودی خود را مانند روند متعارف در بازار همچنان عرضه کنم؟ آیا لازم نیست این روند را دستکم بهصورت موقت متوقف کنم؟ آیا محصول و خدمات و مواد جدیدی خریداری کنم؟ خرید و نگهداری آنها را مطابق دورههای متعارف انجام دهم یا کمتر/بیشتر؟
در چنین شرایطی زنجیره بیپایانی از پرسشها ذهن و توان همه افراد بهویژه صاحبان کسبوکارها را درگیر خود میکند، اما در چنین مواقعی باید نکات مهمی را در نظر داشته باشیم:
گلوله برفی برساخته از نگرانی و تشویش و تلاش برای افزایش هزینهها و قیمتها، شاید به اختیار ما و برخی دیگر افراد ساخته شده و به حرکت درآید، اما به سرعت بزرگتر از آن خواهد شد که بتوان از بازی با آن لذت و منفعت برد. از طرفی هر حرکت و رفتار انفعالی ما حتی اگر برای خودمان سود اندکی از این نوع آشفتگیها به همراه بیاورد، اما به صورت تصاعدی بر ابعاد مشکل میافزاید و ناگزیر به دفعات زیاد باید همان سود اندک را برای خدمات و محصولات مورد نیاز به سایرین پرداخت کنیم، بنابراین توصیه اصلی در این شرایط آن است که اگر اقدامی برای کاهش التهاب و بهبود روند نمیکنیم، دستکم به آن دامن نزنیم.
وقتی که چنین نوسانهایی بروز میکند، همه جا از خانه و خانواده گرفته تا محل کار، تنور بحث و انتشار خبر، داغ و گسترده است. اما مشارکت در بسیاری از این خبرپراکنیها نیز همانند بزرگکردن ابعاد و سرعت حرکت گلوله برفی است.
در این شرایط اگر قبلا میخریدیم و میفروختیم، بهتر است با همان نسبت و با ملاحظه الزامات عمومی و به شکلی متعارف ادامه دهیم. گفتار و کردار ما در این نوع شرایط، رفتار و بیان دیگران را شکل و جهت میدهد. بهتر است سنگی را پرتاب نکنیم که بر سر خودمان فرود میآید. نه بیشتر از قبل بخریم و نه کمتر از قبل بفروشیم. در قبال کسبوکار و زندگی خود و دیگران به یک شیوه رفتار کنیم تا همه از منافع آن بهرهمند شویم.