خندههای الکی...
توی آینه نگاه کنید. ابروهای گرهکردهتان را از هم باز کنید. لبهای پایین افتادهتان را بالا بیاورید، چشمهایتان را کمی بازتر و شانهها را صاف کنید. حالا بهتر شد. فارغ از اینکه چه چیزهایی در دلتان گذشته و میگذرد و چه حالی دارید، این چهره متفاوت میتواند شما را به آدمهای خوشحال و آرامش شبیهتر کند.
اما این پایان ماجرا نیست.
شما میتوانید هر روز بارها و بارها خود خموده و شکست خوردهتان را در آینه ببینید و با چند تغییر کوچک، ظاهرتان را به آدمهای شاد و پیروز شبیهتر کنید. میتوانید هر روز بارها و بارها این راه را امتحان کنید، اما مطمئن باشید این تغییرات مکرر، چیز خاصی را در دل و مغز شما تغییر نخواهد داد.
محققان پیش از این گفته بودند که خنده بیجهت و بیمورد، درست مانند خندهای از ته دل، میتواند به شادی شما کمک کند. اما در بررسی دیگری، پژوهشگران به این نتیجه رسیدهاند که تلاش برای شبیهشدن به آدمهای خوشحال، بدون ایجاد تغییرات عمیق در باورها و شیوه زندگی، به شکست ختم میشود.
به باور آنها، خوشحالی احساس عمیقی است که نتیجه آن، خود را در چهره و بدن شما نشان میدهد و به همین دلیل است که تا قبل از آرامکردن قلب، شادمانهتر زندگیکردن و مبارزه با احساسات منفیتان نمیتوانید به صرف ساختن ظاهری شاد، به خوشحالی دست پیدا کنید. به عبارت دیگر، تلاش شما برای شادتر بودن، حتی به این شیوه، ستودنی است، اما تردیدی نداشته باشید که شکست مداوم پروژه «خود شادسازی» هم میتواند غمی را به غمهای کهنه شما اضافه کند.
شما نمیتوانید روی درون ناآرامتان سرپوش بگذارید و به انتظار شادترشدن بنشینید، بلکه پیش از جنگیدن با چین ابرو یا لبهای پایین افتادهتان، باید چیزی که در دلتان میگذرد را تغییر دهید. برای شادتر زندگیکردن، میتوانید روی تنفستان تمرکز کنید و عمیق، شکمی و درست نفس بکشید، رژیم غذایی سالمتری را انتخاب کنید، با آدمهای شاد گپ بزنید و... اما باور کنید تا زمانی که غمهایتان را نکاوید، آنها را از لایههای پنهان مغزتان بیرون نکشید و آنها را به چالش نکشید، نمیتوانید به «خوشحالی» دست پیدا کنید.