چاپگران، گروهی کوچک از کارگران ایران را تشکیل میدادند که تحصیلکردهتر از سایر کارگران بودند و با کتاب و روزنامه سروکار داشتند. ویژگی شغلیشان چنان بود که به راحتی در جریان اخبار سیاسی روز قرار میگرفتند، با افکار و عقاید نوین، تحولات سیاسی ایران و جهان و مباحثِ گوناگون سیاسی آشنا میشدند.
با وقوع انقلاب مشروطه، در بازار چاپ و نشر ایران تحول اساسی پدید آمد. شمار مشتریانِ چاپخانهها فزونی گرفت و «سفارشات» افزایش یافت. کارفرمایان بر ساعات کار چاپخانهها افزودند، کارگران چاپخانهها بیوقفه مشغول انجام کارهای چاپی بودند، ولی نه از «دستمزد» و «اضافهکاری» خبری بود و نه از «امنیت شغلی». نامههای مکرر به امضای کارگران چاپخانهها که با عنوان «اعضای مطبوعات»، «کارگران مطابع» شناخته میشدند برای رئیسالوزرا، وزیر علوم و دیگر مقامات مملکتی ارسال میشد، اما نتیجهای دربر نداشت. از اینرو کارگران چاپخانهها پس از مشورت با یکدیگر تصمیم گرفتند در یکی از چاپخانههای واقع در خیابان ناصرخسروِ تهران، گردهم بیایند و اتحادیهای برای بازپسگیری و دفاع از حقوق حقه خویش تشکیل دهند.
با سقوط محمدعلی شاه، آنان که تا زمان سقوط شاه، فعالیتهای اعتراضی پراکندهای داشتند، تصمیم گرفتند منسجمتر از قبل، مبارزاتشان را پیش برند. از اینرو تصمیم گرفتند تا مواضع و افکارشان را در نشریهای با عنوان «اتفاق کارگران» انتشار دهند. اولین شماره این نشریه کارگری در روز یکشنبهای مصادف با 18جمادیالثانی 1328 ه.ق/1289 ش انتشار یافت.
در این اولین شماره، آنان با فروتنی به خوانندگان خود چنین اعلام داشتند:
«ما کارگران معذرت میخواهیم از اینکه زبان و فهم روزنامهنگاری نداریم و عالِم نیستیم که بتوانیم بهخوبی مقاصد خود را به قاریین محترم (خوانندگان گرامی) برسانیم.»
در صفحه دوم نشریه، در مطلبی تحتعنوان «غفلت از حال رنجبران ایرانی» میخوانی: «... با این حال در مملکت ایران به هیچوجه حقوق رنجبران معلوم نیست. هنوز در این مدت هیچ روزنامه(ای) یک سطر از حقوق عملجات ننوشته است، هیچ ناطقی از حقوق عملجات کلمه(ای) به زبان نیاورده است، در هیچ حوزه و انجمنی از حقوقِ عملجات مذاکره نشده است، در هیچ کابینه(ای) اسم عملجات برده نشده است، هنوز کسی نگفته چرا عملجات ایرانی باید چهارده ساعت کار کنند، هنوز کسی نگفته چرا عملجات ایران باید برای یک حقوق جزئی سه ماه در عدلیه بروند، هنوز کسی نگفته چرا عملجات ایرانی باید عوض حقوق، کتک بخورند، هنوز کسی نگفته چرا کارگران ایرانی باید به علت مطالبه حقوق، جلب به نظمیه بشوند، هنوز کسی نگفته چرا در ازای پول، عملجات ایرانی فحش میشنوند.» در دومین شماره «اتفاق کارگران» تحتعنوان «قابل توجه همکاران محترم» میخوانیم:«همکارانِ محترم، ما کارگران مطعبهها چندین دفعه از تنگی معیشت و گذران خود شکایت کرده و خواهش و تمنا کردهایم که به داد ما رسیده و ما را از فشار تعدیات و تعرضات صاحبکاران برهانند، لکن همیشه ماها را با مواعید بیاصل، ساکت کرده و تا به حال به درد ما نرسیدهاند، یعنی ما کارگران از صاف دلی خود به معاونت آنها امیدوار و به آنها رجوع کرده بودیم، غافل از اینکه در هیچ جای دنیا دیده نشده است که دیگران با کارگران معاونت و آنها را یاری بکنند و کارگران دولتهای متمدن در معیشت خود این حقیقت تلخ را چشیده و قطع امید کردهاند. آزادی کارگران با خودِ کارگران است.»
منبع: شوق یک خیز بلند (نخستین اتحادیههای کارگری ایران: 1285-1320)، جلیل محمودی و ناصر سعیدی، نشر قطره (چ1: 1381)، صفحات 120 و 124.