وقتی که دنبال کار میگردید، به فکر آینده شغلیتان هم هستید، بنابراین چرا وقتی که برای یک شغل جدید درخواست میدهید بر مبنای آنچه تاکنون انجام دادهاید عمل میکنید؟ این همان پرسشی است که پنج سال قبل از ذهن «فریدا پولی» خارج نمیشد.
فریدا پس از گذشت یک دهه کار بهعنوان یک دانشمند عصبشناختی، در تلاش برای کسب کارشناسی ارشد مدیریت تجاری از دانشگاه هاروارد بود. اما به دنیای کاریابی رانده شد که او و همکلاسیهایش در جستوجوی جایگاهی برای خودشان بودند و از اینکه چقدر این فرایند کهنه است، دلزده شدند. به همین دلیل فریدا «pymetrics» را پایهگذاری کرد. «پیامتریکس» بستری است که پیوندی بین علوم عصبشناسی و هوش مصنوعی ایجاد میکند تا به کارجویان برای یافتن شغلی که بیشترین تناسب را با آنها دارد یاری رساند و به کارفرمایان کمک میکند معادلههای معمول را کنار بگذارند. در این بستر کاندیداهای آینده درگیر تعدادی فعالیتهای رایانهای میشوند که صفات و سبک شخصیتشناختی و احساسی آنها را روشن میکند، سپس شرکتها با بررسی این اطلاعات، به جای اینکه تنها سوابق را ببینند، درباره افرادی که مناسب نیازهایشان باشند تصمیم میگیرند.
آنچه واقعا فریدا را تحتتاثیر قرار داد، این بود که سوابقش شباهتی به یک متقاضی متعارف تحصیل در دوره آموزشی مدیریت تجاری یا یک مدیر اجرایی فنی نداشت. او زمانیکه تصمیم گرفت وارد هاروارد شود یک مادر مجرد 38ساله بود که از حوزهای کاملا متفاوت میآمد. اما وقتی که کسبوکارش را شروع کرد، به سرعت آموخت آنچه موجب پیشرفتش شده این است که همه چیزش را صرف کارش کند. او معتقد است، نباید با برداشتها از سوابقش محدود شود و این همان چیزی است که بسیاری از افراد دیگر هم در آن با فریدا همعقیده هستند. فریدا در اینباره میگوید: «تردید شخصی زیادی درباره توانایی من وجود داشت. کاملا حس میکنم که این تردید به این دلیل بود که آیا من به کارم اشتیاق دارم، آیا این اشتیاق آنقدر هست که به جای مسیری که سابقه کاریام برایم ترسیم میکند، من را به دنبال خود بکشد؟» کسبوکار فریدا طی شش سال از آغاز به کار خود، اینک با گروهی 78نفره فعالیت میکند و موفق به کسب 16میلیون دلار سود شده و دفاتری در نیویورک، لندن و سنگاپور دارد. شرکت او به بیش از 60کارفرما از جمله اکسنچر، لینکدین و تسلا خدمات میدهد در حالی که بیش از یکمیلیون متقاضی کار از 68کشور را به خود جذب کرده است. فریدا همچنین میگوید: «ما اساسا سامانهای ساختهایم که بهخاطر دوری از تعصبات جنسیتی و نژادی شناخته میشود. زنان و افراد رنگینپوست به طور عادلانه در فرایند بررسی قرار میگیرند و یکی دیگر از انواع تنوع یعنی اجتماعی-اقتصادی که واقعا درباره آن کمتر صحبت میشود هم به دست میآید. این سامانه روش ارزیابی ر ا ایجاد میکند که در آن، هرکس از فرصت برابر برخوردار هست.»
فریدا ادامه میدهد: «وقتی دیگران میگویند کاری که انجام میدهید چندان اهمیتی ندارد یا کار ارزشمندی نیست، دچار ناامیدی میشوید. در این حالت شما پاسخ میدهید که نه، آنچه من انجام میدهم ارزشمند است. در چنین وضعیتی باید با افرادی که به شما یادآوری میکنند کارتان ارزشمند است در تماس باشید، همکاری که در اجرای ماموریت کاری با شما همراه است یا مشتری که از محصول یا خدمات شما استفاده میکند از جمله افرادی هستند که بودنشان به شما درباره مهمبودن کارتان یادآوری میکند.» در نهایت او یادآوری میکند که گفتن «میخواهم دنیا را عوض کنم» چیزی نیست که بیشتر دانشمندان به دنبال آن باشند، اما کارآفرین بودن یعنی همین. کارآفرین بودن یعنی اینکه مشکلی را ببینی و بخواهی که همه توان خود را صرف رفع آن مشکل و بهترکردن شرایط کنی.
منبع: entrepreneur.com