printlogo


یادداشت
بازاریابی ناکارآمد در صنایع کوچک
سیدحمید حسینی - عضو هیئت‌مدیره اتحادیه تولیدکنندگان فراورده‌های نفتی

در رابطه با شرکت‌های کوچک و متوسط، فارغ از مسائلی که در خصوص راه‌اندازی آن‌ها و حمایت دولت از تاسیس طرح‌های اشتباه وجود دارد، افزایش بی‌رویه تعداد این صنایع در کشور اهمیت پیدا می‌کند. واقعیت این است که ظرفیت‌های صنعتی کشور از سال 81 تا امسال، دوبرابر شده است، در حالی که نیاز و مصرف جامعه به دلیل افت و کاهش درآمد مردم، افزایشی نداشته است و اکنون شاهد کاهش قابل‌توجه تقاضای کل در اقتصاد کشور هستیم. از طرفی بنگاه‌های کوچک، آخرین نقطه امید خود، یعنی بازارهای همسایه را نیز به دلیل نبود شرکت‌هایی که می‌توانند حلقه وصل محصولات داخلی به بازارهای صادراتی باشند، از دست داده‌اند.
در همه دنیا، سهم بنگاه‌های کوچک از صادرات چیزی حدود 50درصد است در حالی  که این سهم در کشور ما تنها پنج درصد است. این نشان می‌دهد صنایع کوچک در این کشورها به همت دولت به‌راحتی به بازارهای جهانی وصل شده‌اند در حالی که در داخل کشور کم‌ترین تلاشی برای وصل شرکت‌ها به بازارهای صادراتی انجام نشده است.
این مسئله جدا از موارد دیگر، حامل این نکته مهم است که ما نتوانستیم در توسعه خوشه‌های صنعتی، موفق عمل کنیم و حتی در برنامه‌ریزی‌هایی که برای توسعه  صنایع کوچک بنا نهاده شده، موفق نبوده‌ایم. به دلیل نبود شرکت‌های مدیریت صادرات در داخل که به نمایندگی از شرکت‌های داخلی محصولات آن‌ها را در خارج ارائه کند، هر یک از شرکت‌ها خود ناگزیر از بازاریابی به‌طور جداگانه هستند که خارج از توان مالی و پرسنلی و حتی دانش بازاریابی آن‌هاست. در صورتی که راه‌اندازی این شرکت‌های مدیریت صادراتی، صنایع را در تطبیق عملکرد خود  با برنامه‌های درنظر گرفته‌شده یاری می‌دهد و از طرفی نیز ما بهتر می‌توانستیم به بازارهای هدف صادراتی وصل شویم.
جای خوش‌بینی وجود دارد که فعلا مقدمات راه‌اندازی اولین شرکت نسبتا بزرگ مدیریت صادرات در عراق با هماهنگی وزارتخانه‌ها و نهادهای مسئول فراهم‌شده تا به صورت پایلوت اقدامات لازم برای صادرات به عمل آید. امید است از این طریق بتوان کانال‌های صادراتی محصولات شرکت‌های کوچک و متوسط به  سایر کشورها را نیز توسعه داد.
به‌طور کلی باید گفت مهم‌ترین نقطه‌ضعف کسب‌وکارهای کوچک، ضعف بازاریابی و ضعف‌های تجاری است. در داخل کشور نیز موانعی وجود دارد که باعث‌شده این شرکت‌ها در فروش محصول خود موفق نباشند. از یک‌سو به‌دلیل سیستم توزیع ناکارآمد، بازار داخلی تلاشی برای فروش برندهای داخلی نمی‌کند در حالی که ویترین‌ها پر از برندهای خارجی و تمرکز روی فروش آن است و از سویی، هزینه تبلیغاتی‌ به شدت گران در داخل کشور، همچنین ضعف دانش بازاریابی این شرکت‌ها، مانع فروش شده است. متاسفانه صنایع کوچک در این سال‌ها کم‌ترین تلاشی برای برندسازی نکرده‌اند و این امر نیز در کاهش صادرات محصولات آن‌ها اثرگذار بوده است.