printlogo


گپی کوتاه با منصور اوجی، شاعر شیرازی
دوره غول‌ها به سر آمده است
کمیل انتظاری

 
 
 
 
ناف شیراز را با شعر بریده‌اند. انگار شیراز و آب رکنی و این باد خوش شاعرت می‌کند. منصور اوجی یکی از این آدم‌هاست. 79 سال دارد و هرچند دانش‌آموخته فلسفه، علوم تربیتی و ادبیات انگلیسی است، در همه این سال‌ها دل در گرو شعر داشته و تاکنون حدود 30 کتاب شعر منتشر کرده است. در پنجمین دوره جشنواره بین‌المللی شعر فجر هم به‌عنوان شاعر پیشکسوت از او تجلیل ویژه شد. البته اوجی تمام جایزه‌اش را به کودکان سرطانی بخشید.
 
 اخیرا چه آثاری از شما منتشرشده و چه آثاری در دست انتشار دارید؟
دو سه ماه پیش کتاب من با عنوان «تاریخ ادبیات شفاهی معاصر ایران» توسط انتشارات ابتکار نو منتشر شد. این مجموعه زیر نظر هاشم اکبریانی، زندگی و آثار حدود 40 شخصیت ایرانی که بر فرهنگ و ادبیات معاصر تاثیرگذار بودند را بررسی می‌کند که از استان فارس من و عبدالعلی دستغیب در میان آن‌ها هستیم. دو مجموعه شعر نیز برای چاپ آماده کردم؛ یکی «انارها و کابوس» و دیگری «حرف‌هایی برای گفتن». 
افزون بر این‌ها، قصد دارم کل اشعارم را در دو مجلد منتشر کنم. در طول سالیان گذشته با بزرگان فرهنگ و ادب این سرزمین مکاتبه کرده‌ام. نامه‌هایی از بزرگان فرهنگ و هنر این مرزوبوم دارم از جمال‌زاده بگیرید تا دانشور، بهبهانی، گلشیری و... بر آنم که این نامه‌ها را عینا منتشر کنم. 110 نامه از دو بانوی بزرگوار سیمین دانشور و سیمین بهبهانی را آماده کرده‌ام و قصد دارم در کتابی با عنوان «110 نامه از دو سیمین» آن‌ها را منتشر کنم.
 خطه جنوب شاعرخیز است، شاعرانی که در ادوار مختلف تاثیر شایانی بر شعر معاصر ایران گذاشته‌اند. به نظر شما چرا جنوب ایران به‌ویژه شیراز دیگر آن تاثیرگذاری را در شعر ندارد؟
باید کلی‌تر به این موضوع نگاه کرد. بهترین آثار مدرن شاعران ما در دهه 40 تا اواسط دهه 50 منتشر شد. در شرایط کنونی شعر مدرن تا حدودی به حاشیه رانده شده و سنت و فرم‌های قدیمی‌تر غلبه پیدا کرده‌اند، چنانکه دوباره سرودن غزل و رباعی رایج شده است.
آن زمان «مرغ سحر» که شامل 40 رباعی بود از من منتشر شد و شاعرانی تحت تاثیر آن رباعی گفتند. این جریان ادامه پیدا کرد تا دهه 70. به نظرم دهه 70 بدترین یا لجام‌گسیخته‌ترین دهه شعر فارسی است؛ در این دهه شاهد غلبه فرم هستیم و انواع و اقسام ژانرها. در دهه 80 از آن شور و التهاب کاسته می‌شود و شاعرانی تثبیت می‌شوند. اما الان فضای مجازی کار را خراب کرده و تا بخواهی شعر داریم.
 
 در حال حاضر فضای مجازی نقش موثری در انتشار اشعار شاعران دارد. به نظر شما این شبکه‌ها چه تاثیری بر شعر می‌گذارند؟
در گذشته شعر نقد می‌شد و شاعر واقعا شاعر بود؛ ولی الان این نقد وجود ندارد و با غلبه فضای مجازی مخاطبان نمی‌توانند درباره شعر قضاوت کنند. هرکس می‌تواند شعرش را به اشتراک بگذارد بی‌آنکه آن شعر نقد و ارزیابی شود.
چندبار که این اشعار به اشتراک گذاشته شد، فرد تصمیم می‌گیرد شعرهایش را کتاب کند. ناشر هم معتقد است این مجموعه شعرها سبب برگشت سرمایه نمی‌شود و از انتشار آن سر باز می‌زند. درنتیجه جوانان با هزینه خانواده این مجموعه‌ها را چاپ می‌کنند، در حالی ‌که خود حاضر به خرید کتاب دوستان شاعرشان نیستند. در حال حاضر تعداد شاعران ما بیشتر از مخاطبان شعر است، همان‌طور که تعداد ناشران ما از تعداد کتاب‌فروشی‌هایمان بیشتر است.
 
 پس به گمان شما در این فضا شاعری برجسته رشد نخواهد کرد؟
هر نسلی شاعران خودش را دارد، ولی به طور کلی دوره غول‌ها به سر آمده است. اما یادمان باشد به قول نیما «آن ‌که غربال به دست دارد از عقب کاروان می‌آید.» شاعران غربال می‌شوند و سرانجام آن‌ها که شایسته‌اند می‌مانند و آن‌ها که نه، می‌روند.
 
 به نظر شما نویسندگی و شاعری را می‌توان شغل به شمار آورد؟
هرچند در طول این سال‌ها حق‌التالیف آثارم را می‌گرفتم اما به میزانی نبود که کفاف مخارج زندگی‌ام را بدهد. هیچ‌گاه به شاعری و نویسندگی به‌عنوان شغل نگاه نکردم. بیش از 50 سال تدریس کردم و هرچند دوستان اصرار داشتند همچنان به کار تدریس ادامه دهم، اما تصمیم گرفتم در دوران اوج از دانشگاه کنار بروم. در حال حاضر بازنشسته دانشگاه داراب هستم.