جامجهانی با نامها بد تا کرده است. حداقل تا امروز که این یادداشت نوشتهشده ماجرا اینطور است. چه نامهای بزرگ تیمها چه نامهای بزرگ ستارهها. حالا شاید یک ستارهای بوده مانند رونالدو که به اندازه گذشته زحمت کشیده و نتیجهاش را برده است، اما نه محمد صلاح آنی بود که همه فکر میکردند و نه مسی در دو بازی اول، توانست کار خاصی برای تیمش بکند.
برای تیمهای بزرگ هم همین شرایط بهوجود آمده. اصلا شرایط مثل گذشته نیست که تیم پرآوازه پیش از ورود به زمین برنده باشد. همه تیمهای بزرگ جهان حالا این را با پوست و گوشت و خون درک کردهاند. انگار این خاصیت فوتبال است که برخلاف مسیر دنیا پیش میرود. یعنی در روزهایی که هر روز فاصله فقیر و غنی بیشتر و بیشتر میشود این فوتبال است که به سمت عدالت قدم برمیدارد.
اتفاقات جامجهانی 2018 که کمکم عادی میشوند، همان اتفاقاتی هستند که در هر جامی یکی، دو بار رخ میدادند و اسمش شگفتی بود. اما وقتی در هر روز مسابقات 2018 حداقل یک مسابقه نتیجهای دارد که از قبل حدسزدنش مشکل است دیگر اسمش شگفتی نیست. دیگر نمیشود به متوقفشدن و شکستخوردن تیمهای بزرگ مقابل تیمهای ظاهرا کوچکتر گفت شگفتی. یکی از مثالهای دیدار فقیر و غنی دیدار ایران و اسپانیا بود. دیدار تیمی که ستارههایش نهایتا 41میلیون دلار قیمت داشتند در برابر تیمی که ستارههایش روی هم یکمیلیارد میارزیدند. ایرانی که وقتی به جامجهانی صعود کرد و ایتالیا و هلند نیامدند بعضا مورد تمسخر برخی رسانهها بود و اسپانیایی که سودای قهرمانی جهان را دارد و همین امروز هم بهترین تیم برای کسب قهرمانی نشان داده است.
شروع بازی به نظر میرسید نبرد، نبرد فقیر و غنی باشد، اما شاگردان کیروش هرچقدر بیشتر دویدند بیشتر نشان دادند که برنده بازی، تیمی است که بیشتر تلاش میکند. بعد از گل اسپانیا که دیگر نهایت نمایش برابر دو تیم بود. جایی که میشد قدمهای لرزان کاستا را زمان تعویض و وقت تلفکردن دید. میشد دید که اسپانیاییها در برابر حملات ایران ترسیدهاند و پا عقب گذاشتهاند.
ایران بیشتر تلاش میکرد و حتی یکبار در آفساید به گل هم رسید. اما ماجرا فقط اینها نیست. در همین جام، ایسلند به اندازه آرژانتین جنگید و مساوی کرد، مراکش نفس پرتغال را گرفت، مکزیک، آلمان را بُرد و سوئیس برزیل را متوقف کرد. حالا دیگر اسم این اتفاقات شگفتی نیست. میشود فوتبالهارا تکبهتک بررسی کرد. فوتبال مسیر عدالت جهانی را با سرعت زیادی پیش گرفته است. حالا دیگر تیم برنده همان تیمی است که بیشتر میدود و زحمت میکشد و جان میکَند. نامها را باد برده. دیگر قهرمانبودن در ادوار گذشته جامجهانی اهمیتی ندارد، غنیبودن تو کمکی برای پیروزی نیست، اگر میخواهی سه امتیار یک بازی را بگیری باید برایش تلاش کنی. هر کسی بیشتر تلاش کرد، برنده خواهد بود. این انگار همان چیزی است که همه برای دنیا آرزو دارند، اما در فوتبال محقق شده. فوتبال در جامجهانی حالا مسیری را میرود که انگار باید جوامع جهانی تقلیدش کنند. مسیری که خود عدالت است.