printlogo


یادداشت
توسعه اجتماع‌ محور و مسئله کودکان زباله‌گرد
فاطمه غلامرضاکاشی - دانشجوی دکترای رفاه اجتماعی

دخالت برای بهبود وضعیت کودکان زباله‌گرد زمانی می‌تواند موثر باشد که بستر سنتی، اجتماعی و فرهنگی فراهم باشد. در اجتماعات زباله‌گردان قطعا انواع تبعیض‌ها و نابرابری‌های درون‌گروهی بر پایه سن، جنس، قومیت و... وجود دارد، بنابراین در برنامه‌ریزی برای بهبود وضعیت تلاقی، عوامل مختلف نابرابری باید در نظر گرفته شود. معمولا تقابل با سنت‌های جاافتاده برای جامعه هدف دشوار است و در نتیجه کمک به گروه‌هایی همچون کودکان و زنان در این اجتماعات پیچیده‌تر است. پروژه‌های مداخله‌ای هم معمولا زمان و هزینه محدودی دارند و در عین حال باید نتایج رضایت‌بخشی ارائه کنند تا بتوانند تداوم داشته باشند. این در حالی است که تغییر نگرش و رفتار، فرایندهای طولانی و وقت‌گیری هستند. در نتیجه هر تغییری برای بهبود وضعیت کودکان زباله‌گرد باید بر مبنای مطالعه دقیق وضعیت فرهنگی، مشارکت از سوی جامعه هدف و مراجع مورد قبول جامعه هدف صورت بگیرد. جامعه هدف باید درک کند که این مداخلات در جهت از میان بردن نظم هنجاری آن اجتماع نیست و در نهایت فرصت‌هایی برای کودکان و برای همه اعضای اجتماع آنان فراهم می‌کند. 
از میان رویکردهای سیاست‌گذاری اجتماعی، رویکرد توسعه اجتماع‌محور، رویکرد مناسبی برای مواجهه با مسئله کار کودکان و کودکان زباله‌گرد است. رویکرد توسعه اجتماع‌محور می‌تواند منجر به حمایت از پروژه‌های مداخله‌ای توسط جامعه هدف شود. این پروژه‌ها برای اثربخشی به حمایت جامعه محلی نیاز دارند و هر پروژه به غیر از مطالعه، نیازمند آگاهی‌بخشی هم هست. یعنی اجتماع محلی پروژه را به خوبی بشناسد و از اهداف و پیامدهای آن مطلع باشد و خود نیز در تصمیم‌گیری‌ها دخالت داده شود. تنها در چنین حالتی است که حتی پس از اتمام پروژه‌های مداخله‌ای، اجتماع محلی به فعالیت‌ها ادامه می‌دهد و تغییرات درازمدت و پایدار خواهند بود، زیرا تغییرات در واقع دستاوردهای همان جامعه هستند و از بیرون به آن‌ها تحمیل نشده‌ است. به‌عنوان مثال، تشکیل کمیته محلی نظارت بر ثبت‌نام کودکان زباله‌گرد در مدرسه. تحصیلات از جمله بهترین راه‌های بیرون کشیدن بچه‌ها از ورطه فقر، کاهش ساعت‌های کاری، فراهم‌کردن فرصت فراغت و افزایش آگاهی و سلامت آن‌هاست. اگر جامعه خودش سازوکارهای نظارتی ایجاد کند که حتما بچه‌ها در هر شرایطی تحصیل کنند قطعا شانس افزایش طول تحصیل کودکان زباله‌گرد افزایش می‌یابد. 
هر سازمانی اعم از دولتی یا مردم‌نهاد که بخواهد با پروژه‌های مداخله‌ای در وضعیت کودکان زباله‌گرد تغییر ایجاد کند باید بداند که اجتماع محلی ابتدا باید وجود مشکل را تایید کند و با آن سازمان به تفاهم برسد که چنین مشکلی وجود دارد و سپس اقدامات بعدی صورت بگیرد. برنامه‌ریزان پروژه‌ها هرقدر هم تلاش کنند اگر مورد توافق محلی با اعضای جامعه و گروه مرجع آن جامعه نباشد بعید است بتوانند توفیقی حاصل کنند. در این میان نباید تلاقی عوامل نابرابری اجتماعی را از یاد برد و هر پروژه توسعه باید گروه‌های مورد تبعیض درون‌گروهی همچون خود کودکان و زنان را به‌طور جداگانه توانمند کند. انواع ابزارهای توانمندسازی این گروه‌ها شامل تشکیل گروه‌های حمایتی کودکان و زنان، آموزش مهارت‌های اجتماعی و آموزش مهارت‌های خودیاری، دفاع از خود و... می‌شود.