به دلیل همجواری با کشور افغانستان و اجرای ناقص برخی از قوانین مبارزه با موادمخدر، شاهد هستیم که اعتیاد بهعنوان یک آسیب اجتماعی بزرگ در کشور جولان میدهد.
ما در حوزه مبارزه با موادمخدر با خلأ قانونی مواجه نیستیم، اما اجرای همین قوانین بهدلیل ضعف زیرساختها و نداشتن اعتبارات کافی، با مشکلات جدی مواجه است. مجموع این شرایط موجب شده، بسیاری از افرادی که به دام اعتیاد افتادهاند، حتی پس از ترک هم دوباره به اعتیاد روی بیاورند، زیرا تا وقتی که با توزیع آسان موادمخدر مقابله نشود، تجهیز کمپهای ترکاعتیاد و تمرکز بر درمان معتادان، کافی نخواهد بود. همچنین در این مسیر نیاز داریم از کشورهای موفق در حوزه مبارزه با موادمخدر، الگوبرداری کنیم تا روشهای موثرتری برای مقابله با اعتیاد، اجرایی شود. بهطور مثال، طرح توزیع دولتی موادمخدر، طرح علمی نیست و در دنیا هم جواب نداده است، بنابراین نباید این طرح شکستخورده را دوباره در کشورمان اجرا کنیم.
در حوزه مقابله با اعتیاد، نیاز داریم رویکرد خود را اصلاح کنیم و پیشگیری را در اولویت بگذاریم و از ابزارهای فرهنگی برای مقابله با اعتیاد، بیشتر بهره گرفته شود. البته شکی نیست که در این بین، بیکاری نیز بهعنوان یکی از مهمترین عوامل شیوع اعتیاد در کشور شناخته میشود، طوری که افزایش آمار بیکاری با افزایش آمار اعتیاد، رابطه مستقیم دارد که در این حوزه نیز باید تصمیات جدی گرفته شود.
همچنین در مسیر مقابله با اعتیاد باید همه دستگاهها و نهادهای مسئول با یکدیگر هماهنگی و وحدترویه داشته باشند و همه سازمانها سهمی برای مبارزه با اعتیاد برای خود قائل شوند و در واقع، یک اجماع ملی برقرار شود. در حقیقت، نباید این تصور ایجاد شود که فقط چند سازمان و نهاد خاص مثل بهزیستی، مسئول مقابله با اعتیاد هستند، بلکه باید همه سازمانها برای حذف این آسیب اجتماعی از کشور، پیشقدم شوند و هر سازمانی به وظیفه خود در این حوزه عمل کند.