برای نتیجهگیری از بحث برجام و آثار آن بر اقتصاد کشور اول باید ببینیم ریشه تحریمها کجاست، آیا تحریم فقط در بحثهای اقتصادی خلاصه میشود یا در حوزههای دیگر هم وجود دارد. واقعیت این است که تحریمها هم ریشه مذهبی دارد هم ریشه منطقهای و سیاسی. دشمنی آمریکا با نظام جمهوری اسلامی ایران که آن را از اول انقلاب تا به حال نشان داده است، ریشه مذهبی دارد. یعنی نومسیحیها یا مسیحیانی که ریشه یهودی دارند بر اساس پیشگوییهای کتاب مقدس به دنبال توسعه قلمرو اسرائیل هستند و توانستهاند خواسته خود را به مجموعه سیاستگذاری آمریکا منتقل کنند که این خواسته با قدرتگیری و افزایش نفوذ نظام شیعه از جنس شیعه انقلابی ایران در تعارض است. طی سالهای سیاستگذاری دولت آمریکا هم میبینیم نومسیحیانی که در راس قدرت قرارگرفتهاند برای تحقق این خواسته تلاشهای زیادی کردهاند. برای مثال، هم آقای بوش نومسیحی بود، هم آقای پنس، هم بولتون، هم آقای پمپئو و هم دیگرانی که تعداد آنها زیاد است. عربستان هم که با ما دشمنی دارد این روزها بهعنوان مرکز اصلی فعالیتهای ضدایرانی کار میکند. ریشه اختلاف عربستان با ما هم مذهبی است کما اینکه بحث تسنن و تشیع برای عربها همواره مطرح بوده است و حتی کار به جایی کشیده که عربستان و اسرائیل علیه ایران علنا متحد شدهاند، بنابراین تحریمها چه حالا که آشکارشده و چه قبل از اینکه پنهان بود ریشه در همکاریهایهای پشتپرده لابیستهای اسرائیلی و عربهای پولدار ضدایرانی دارد. این بخش مذهبی ماجرای تحریمهاست. بخش رقابتهای منطقهای هم همینطور است. بعد از جنگ ویتنام این بحث مطرح شد که لازم نیست به کشورها لشکرکشی کنیم، بلکه میتوانیم در منطقه ژاندارم داشته باشیم و به دنبال این صحبتها بود که ایران بهعنوان ژاندارم منطقه تعیین شد. انقلاب ایران، این بازی را بههم زد و ژاندارمی که تعیین شده بود ضد خود آمریکا شد بهطوری که کارتر در سخنرانی خود بعد از انقلاب، میگوید اگر لازم باشد ما به خاورمیانه لشکر میکشیم. این نقطه مقابل دکترین قبلی بود که سالها از آن تبعیت میکردند. عربستان از همان زمان با ما رقابت منطقهای داشت منتهی قدرت آنها برای مقابله با ایران کافی نبود و در نتیجه این دشمنی ادامه یافت تا اینکه شرایط عربستان تغییر و سعی کرد خود را بهعنوان ژاندارم منطقه جا بزند. اسرائیل هم طبیعتا ما را رقیب خود میبیند بهخصوص بعد از انقلاب. بنابراین بدیهی است ریشه دوم اختلافاتی که به تحریم ایران انجامید همین رقابتهای منطقهای است.
در این اختلافات البته بحثهای اقتصادی هم وجود دارد که ریشه سوم تحریمهاست. بالاخره ما در نفت و فعالیتهای اقتصادی منطقه با هم رقابت داریم که همه اینها اختلافات را تشدید میکند. با این اوصاف باید گفت بهطور کلی ریشه تحریمها، دینی، سیاسی و اقتصادی است. به همین علت است که هر دولتی که در آمریکا روی کار میآید هر قدر رنگ مذهبی و نومسیحی بیشتری دارد با ما بیشتر سر دشمنی را باز میکند. نتیجه مجموع این عوامل باعثشده تحریمهای متعدد پیش آمده و در دوره احمدینژاد با اقدامات اشتباه زمینه تحریمهای بیشتری هم فراهم شد و قطعنامه پشت قطعنامه علیه ایران صادر شد. برجام که شروع شد نتیجه آن برداشتن تحریمها بود، اما باید بگویم ما نباید به برجام تنها از زاویه اقتصادی نگاه کنیم. برجام به گفته موگرینی بدیل جنگ است، یعنی اگر برجام نباشد گزینه محتمل باقیمانده جنگ خواهد بود. البته برجام علاوه بر آثار اقتصادی، آثار سیاسی هم داشته است. برای مثال، ما میبینیم کشورهایی که پیش از این تحت عنوان اتحادیه اروپا به صورت متحد علیه ما بودند حالا به نفع ما تغییر رویه دادهاند و فقط چهار کشور در دنیا وجود دارد که در مقابل ایران قرار دارند. برجام تسهیلات زیادی برای ایران ایجاد کرد و به همین علت هم است که از روز امضای آن، آمریکا، اسرائیل و عربستان و امارات هر آنچه را در توان داشتند برای مقابله با آن بسیج کردند. عربستان 24 شرکت لابیست را در آمریکا اجیر کرد تا بتواند ترامپ را به خروج از برجام ترغیب کند. امارات نیز لابیهای سنگینی برای خروج ترامپ از برجام کرده بود. بر همین اساس مثلا ما میدانیم امارات 11 میلیون دلار برای تاسیس موسسهای که به شناسایی شرکتهایی که به ایران در انجام فعالیتهای اقتصادی و دورزدن تحریمهای آمریکا کمک میکنند، پرداخت کرده بود. مثال دیگر اینکه در مورد خرید هواپیماها با وجود اینکه طبق برجام و قوانین بینالمللی و قراردادی که ما با شرکتهای هواپیماسازی بسته بودیم همگی خواست ایران را تایید میکرد وقتی کار به آمریکاییها میکشید به دلیل همین لابیهایی که مخالفان برجام میکردند به دستانداز میافتادیم و 18ماه طول کشید تا آمریکا به یک سوال ساده ما جواب بدهد و نهایتا هم جواب، مثبت نبود. در مورد اینکه با خروج آمریکا از برجام، چه اتفاقی میافتد باید گفت تحریمهایی که به واسطه برجام برداشته شده بود منجمله خریدوفروش اسکناس توسط بانک مرکزی و خریدوفروش طلا، آزادشدن کشتیرانی جهانی در بنادر ایران و فروش هواپیما همه برخواهد گشت. چند وقت پیش که با اروپاییها برای ورود شرکتهای کشتیرانی به ایران مذاکره کردیم آنها در جواب گفتند 15شرکت فعلی نیز که به ایران بازگشتهاند، از ایران خواهند رفت، بنابراین اینکه ما بعد از برجام با مشکلات زیادی مواجه میشویم امری بدیهی است، اما مهم این است که آمادگی داشته باشیم و برای حل مشکلات چارهای بیندیشیم.
چرا باید در برجام بمانیم؟
در خصوص سند برجام و ماهیت آن به لحاظ حقوقی، بحثهای زیادی وجود دارد. اینکه آیا برجام یک بیانیه یا یک سند تعهدآور یا یک سند الزامآور بینالمللی است؟ آیا این سند اصولا امضا شده است یا نه؟ باید دانست در این سند امضا وجود ندارد. واقعیت این است مقالات بسیاری در دنیا نوشتهشده که در آن آمده، این سند یک سند یگانه و نمونه در تاریخ است و نمیتوان آن را در هیچ کلاسی از اسناد حقوقی بینالمللی گنجاند. اینکه آیا ما با خروج آمریکا باید از برجام خارج شویم؟ در جواب باید بگویم خروج ما اصلا به نفع ما نیست. اگر خارج شویم همان چیزی را فراهم کردهایم که دشمنان ما میخواهند، یعنی آنها بهراحتی میتوانند ما را مورد تهدید نظامی قرار دهند و اگر خارج نشویم با تحریمها مواجه خواهیم بود. برهمین اساس است که دولت تصمیم به مذاکره با اروپاییها گرفته است و چنین میگوید که شما همه یکطرف میز هستید و ایران یکطرف دیگر و باید تعهدات خود را انجام دهید. اروپاییها بعد از خروج آمریکا از برجام، مواضع سیاسی بسیار قوی اتخاذ کردند به اندازهای که برای آمریکا باورکردنی نبود. اگرچه اروپاییها هم فکر نمیکردند آمریکا به این راحتی از برجام خارج شود.
مسیر پیشرو این بود که با آمریکاییها چانه بزنند که به سند برجام متعهد بمانند یا اینکه خودشان تعهدات آمریکا را تقبل کنند. اروپاییها به لحاظ سیاسی حاضر به همکاری هستند، کما اینکه اطلاعیه 9بندی موگرینی که بلافاصله بعد از خروج آمریکا از برجام قرائت شد گویی که با انشای هیئت ایرانی است. یعنی انگار این متن به وسیله هیئت ایرانی نوشتهشده و اروپاییها هم آن را عینا اعلام کردهاند. بعد از ردوبدلشدن این بیانیهها مذاکرات با اروپاییها که شروع شد سعی بر این شد که راهحلی برای جبران تحریمهای آمریکا پیدا کنیم. این تحریمها به تحریمهای نفتی، پولی، بانکی، بیمهای، تحریمهای تجاری و حملونقل تقسیم میشد. خیلی روشن بود سطح فعلی برداشت نفت توسط اروپا باید حفظ شود و البته اروپاییها در بُعد سیاسی حاضر به انجام این کار هستند، اما شرایط این کار در بُعد اقتصادی فراهم نیست. یعنی آنها نمیتوانند شرکتهای خود را به خرید از نفت ایران وادار کنند، چون شرکتها در اروپا کاملا مستقل عمل میکنند.
در بخش پولی و بانکی هدف ایران از مذاکره با اروپاییها این است که پول نفت در حساب بانک مرکزی و حسابهای خارج از کشور ریخته شود و بانک مرکزی آزادانه بتواند این پول را به حسابهای دیگری منتقل کرده و برای خریدهای دیگر و ارائه خدمات ارزی از آن استفاده کند. وضعیت بخش حملونقل و بخشهای پشتیبان آن هم مشخص است که اگر تحریم شویم حتی پیشبینیهای هواشناسی ما نیز احتمالا دچار مشکل میشود. این به این معنی است که نه صرفا بخش هواشناسی، بلکه پرواز هواپیماها نیز دچار مسئله میشود. در خارج از کشور نیز این مشکل در بخش بیمه یا تجارت و بحث شناسایی گواهیهای صادره از ایران خود را نشان میدهد.
راهکارهای اروپا برای حفظ برجام
نتیجه نهایی مذاکرات اخیر با اروپا این شد که آنها راهکارهایی پیشنهاد دادند. یکی از راهکارهای پیشنهادی توسط اروپاییها، برقراری مقررات انسداد تحریمهای آمریکاست، یعنی به شرکتهای اروپایی میگویند شما مجبور نیستید تحریمهای فرامرزی آمریکا را رعایت کنید و در صورتی که جریمه شدید مورد حمایت اتحادیه اروپا خواهید بود، اما این راهکار در این مورد که اگر شرکتهای اروپایی خواهان ورود به کشور ما نباشند، پاسخی نداده است. این راهکار برای شرکتهای کوچکی که در آمریکا فعالیت ندارند خیلی خوب است. به آنها اطمینانهایی میدهد که با ایران فعالیت کنند و البته مراحل قانونی این کار در دست بررسی است. راهکار پیشنهادی دیگر توسط اروپاییها، در مورد بانک سرمایهگذاری اروپاست که بهواسطه آن، اروپاییها به ایران اجازه پرداخت تسهیلات به واجدان شرایط از طریق این بانک را میدهند. این راهکار اگرچه برای شرکتهای کوچک و متوسط مفید است، اما برای شرکتهای بزرگتر جواب نمیدهد. ما بهعنوان طرف دیگر مذاکره، سه شرط تقاضا کردیم؛ اول اینکه برای بانک مرکزی در این بانک حساب باز شود تا به دنبال آن، بانکهای تجاری هم روابط کارگزاری را با ایران باز کنند که این خواستهها در حال بررسی است. باید با واقعبینی گفت امید زیادی برای نتیجهگرفتن از این پیشنهادها وجود ندارد، چون اقتصاد اروپا یک اقتصاد آزاد است و سیاستمداران اروپا نمیتوانند شرکتها را به فعالیت در ایران وادار کنند .با این پیشبینیها تحریمها برمیگردد و برای ما شرایط سختی در پیش خواهد بود. آنچه من در افکارعمومی ایران و حتی دولتمردان و متولیان اقتصاد دولتی و بخشخصوصی میبینم این است که هنوز به سختی شرایطی که بعد از بازگشت تحریمها خواهیم داشت باور نیاوردهاند.
باید بگویم این غفلت بسیار خسارتبار است، چون تحریمها حتما بر قراردادهای ما -چه خریدوفروش و چه دریافت و پرداخت پول- اثر میگذارد. تحریمها حتما در حملونقل، بیمه، اسناد تجاری، قیمت تمامشده کالای خریداریشده و خالص حاصل از صادرات اثر میگذارد. تحریمها قطعا سختیها و مشکلات عدیدهای را از شبکه بانکی به داخل کشور و اقتصاد ما منتقل میکند. وقتی شبکه بانکی نمیتواند در خارج از کشور فعالیت کند مثل گذشته به صرافیها متوسل میشود که آن هم هزینه خواهد داشت و مهمتر از آن، سرایت این امر به سرمایه در گردش، در تحویل مواداولیه در واحدهای تولیدی، تحویل مواداولیه صادراتی و... است.
رویکرد تولید و صنعت در برابر تحریمها
اگر ما به این وضعیت بدبینانه نگاه کنیم باید بگوییم در برابر تحریمها هیچ کاری نمیتوانیم انجام دهیم و اگر خوشبینانه نگاه کنیم باید بگوییم هیچ اتفاقی با تحریمها نمیافتد. اما ما باید واقعبینانه به این مسئله بنگریم و معتقدم وضعیت تحریمی همانطور که تهدید است، یک فرصت هم هست و مطمئنا کشور ما خصوصا بخشخصوصی میتواند از این فرصت استفاده کند.
تجار و بازرگانان و صاحبان تولید و صنعت بخشخصوصی باید باور کنند شرایط بعد از خروج آمریکا از برجام، شرایط متفاوتی با وضعیت قبلی و وضعیت کنونی است. به نظر میرسد هنوز کسی باور نکرده قرار است همه تحریمها با شدت قبلی برگردد و این موضوع میتواند غافلگیریهای بسیار مخربی ایجاد کند.
شما (فعالان تولید و تجارت) باید این را بدانید که حتی اگر اروپاییها در سطوح ارشد سیاسی حاضر به همکاری باشند شرکتهای اروپایی حاضر به فعالیت در ایران نیستند، چراکه در برابر نظام تحریمهای آمریکا محتاطانه عمل میکنند. از سویی این را هم بدانید که راههای دورزدن تحریمها که پیش از این از آنها استفاده میکردید، توسط آمریکاییها و عوامل آنها شناسایی شده است. قبلا در جاهایی مثل ترکیه، دبی، کردستان عراق و در افغانستان تحریمها را دور میزدیم. اما در دوره جدید تحریم، تمام این راهها بسته خواهد شد. اگرچه نمیخواهم ناامیدانه حرف بزنم، اما این یک واقعیت است. با این حال کشوری مثل ایران با ظرفیتهای بزرگی که دارد هیچوقت شبیه یک مغازه نیست که با تحریم و فشار بتوان درِ آن را بست، ولی باید شرایط دوره دولت آقای احمدینژاد را تکرار نکرد و مانند آن دوره، فرصت دفاع شخصی شرکتهای بخشخصوصی را از آنها نگرفت. ما اگر باور و قبول کنیم که شرایط ویژهای وجود دارد متناسب با آن، طرح میدهیم و از این تهدید برای ایجاد فرصت استفاده میکنیم.