printlogo


گفت‌وگو با مهراد معین، کارآفرین حوزه دستگاه‌های هوشمند و مدیرعامل استارت‌آپ لوکسین‌تک
هوشمندسازی خانه‌؛ رویایی که کسب وکار شد
مهرناز شهباز

در دانشگاه از هم‌کلاسی‌هایش چند قدم جلوتر بود؛ وقتی بیشتر دانشجوها، هنوز در خم آموزش و چندوچون لفاظی با تئوری‌ها بودند، او طعم بازار کار را چشیده و مهارتش را با کار عملی تکمیل کرده بود. همان‌جا قدم‌هایش بزرگتر شد و از بقیه پیشی گرفت. مهراد معین در دانشگاه امیرکبیر برق می‌خواند. آموخته‌هایش از کامپیوتر باعث شد هم‌زمان با پیش‌رفتن درس‌هایش در دانشگاه، جذب بازار کار شود. مهراد پیش از این‌ها در دوران نوجوانی، کار حرفه‌ای با کامپیوتر را آموخته بود، بنابراین  برنامه‌نویسی و طراحی سایت حاصل سال‌های پیش از دوران دانشجویی‌اش بود و حالا همه آن‌ها به کمکش آمده بودند تا در زمان دانشجویی بتواند برای خودش کاری دست‌وپا کند. مهراد به صورت پاره‌وقت با یک شرکت کتاب‌خوانی آنلاین کار می‌کرد و در همین میان هم توانسته بود با کار در یک گروه فنی به سرپرستی دانشگاه تهران، تجربه ساخت و ثبت اختراع دودستگاه تست‌ پزشکی را در کارنامه‌اش بگنجاند؛ یکی دستگاه تست هماهنگی دست‌ها و پاها و دیگری دستگاه تست تعادل. همه این‌ها برای مهراد ابتدای یک راه برای خلق و پیاده‌سازی ایده‌اش بود. راهی که بعدها توشه‌ای برای عملیاتی‌کردن کسب‌و‌کارش شد. اما داستان ایده و کسب‌وکار مهراد از ماجرای یک ترم مرخصی دانشگاه شروع شد. 
 
فالی که نیک شد
میگرن حاد، کار مهراد را به آنجا رساند که دکترش فشار کار و درس را برای او قدغن کرد. یک ترم مرخصی گرفت که با تابستان  ادغام شد و او را نه ماه خانه‌نشین کرد. برای مهراد چاره‌ای نبود جز اینکه تن به استراحت بدهد، اما برای او فرصت خوبی بود تا به دور از تنش‌های درس و امتحان به مطالعه در حوزه علاقه‌مندی‌اش یعنی کامپیوتر و برق بپردازد. برای مهراد در دانشگاه، تئوری‌ها کافی نبودند. او بیشتر از این‌ها خود را نیازمند آموزش‌های عملی می‌دید، بنابراین مرخصی پیش آمده فرصت خوبی بود تا بیشتر بیاموزد و تجربه کند. مهراد با خریداری یک سری تجهیزات توانست یک آزمایشگاه کوچک در خانه‌شان راه‌اندازی کند. مهراد آزمایش‌های مختلفی را در آزمایشگاه خانگی‌اش انجام می‌داد تا اینکه یک روز توانست با کامپیوتر، آباژور خانه‌شان را روشن کند و همین جا استارت ایده هوشمندسازی وسایل خانگی به ذهنش رسید، اما این ایده، نو نبود و پیشتر از او، در دنیا ایده هوشمندسازی خانه، ساخته و پرداخته و البته تجاری‌سازی شده بود. به نظر مهراد، این ایده نمی‌توانست شانسی برایش داشته باشد، اما همیشه این موضوع در پسِ ذهنش بود که می‌شود با آن کسب‌وکاری راه بیندازد. این ماجرا در نطفه ماند و زمان پیش رفت. مهراد در دانشگاه از هم‌دوره‌ای‌های دیگرش جلوتر بود و همه این‌ها به خاطر کارهای عملی بود که چاشنی آموزش‌های دانشگاهی‌اش کرده بود. او کار عملی بلد بود و این امتیاز مثبتی برایش محسوب می‌شد. امتیازی که بیشتر مورد استقبال استادان بود و به دانشجوها فرصت کار و فعالیت بیشتری در کنار آن‌ها می‌داد. مهراد با پروژه موفقی که در کلاس یکی از استادانش داشت، توانست نظر او را جلب کند. استادش به او پیشنهاد کارکردن در آزمایشگاه را داد. دانشجوهایی که در آن آزمایشگاه مشغول بودند کارهای زیادی انجام می‌دادند؛ از ساخت یک ربات ماهی برای دانشکده کشتی‌سازی تا ساخت ربات پرنده. این‌ها اما فقط مسیر مهراد در گذراندن و رسیدن به جایی بود که ایده خلاقانه‌اش را عملیاتی کند. او همچنان ایده هوشمندسازی لوازم خانگی را در ذهن داشت، اما فرصت بروز و عملیاتی‌کردنش هنوز پیش نیامده بود. تا اینکه یک مشکل در آزمایشگاه، باعث سربازکردن ایده قدیمی مهراد شد. 
آزمایشگاه سالن بزرگی داشت و کل روشنایی آزمایشگاه با یک فیوز، خاموش و روشن می‌شد. مشکل روشنایی سالن باعث اتلاف انرژی زیادی می‌شد، بنابراین مهراد پیگیر اتوماتیک‌شدن روشنایی آزمایشگاه شد. برندهایی که کار هوشمندسازی انجام می‌دادند قیمت‌های بالایی می‌دادند و همین باعث شد ایده کنترل هوشمند روشنایی سر از نطفه باز کند. مهراد به همراه دو دوست دیگرش، تیمی شدند تا این ایده را بپرورانند. تیمی سه‌نفره که در آن مهراد و نیما برق خوانده بودند و امین هم مدیریت کسب‌وکار. آن‌ها هم‌پیمان شدند و کار را در همان آزمایشگاه شروع کردند. مهراد در دوران دانشجویی‌اش برای یک شرکت ایرانی، سایت طراحی کرده بود و قرار بود در تیم تحقیق و توسعه آن‌ها مشغول به کار شود، اما مهراد ایده کنترل هوشمند روشنایی را داشت، بنابراین این ایده را با آن‌ها در میان گذاشت. این شرکت ایرانی شرکتی بود که تابلو فرمان آسانسور می‌ساخت و پیش از این یک تیم دانشجویی بودند که ایده‌شان را به بار نشانده بودند و تجربه مشترکی با مهراد و هم‌تیمی‌هایش داشتند، بنابراین از ایده آن‌ها استقبال کردند. به آن‌ها دفتر کار و مشاوره و سرمایه دادند و این شانس بزرگی برای مهراد و دوستانش بود.
 
بختی که یار شد
در این شرکت کارشان را ادامه دادند و هم‌زمان از تجربیات آن‌ها بهره گرفتند. آن‌ها برای شروع بازارشان مثل هر استارت‌آپ دیگری باید با جامعه کوچک‌تری برای مهیاکردن اعتبار محصولشان کار می‌کردند. آن‌ها اول با لوسترفروشی‌ها شروع کردند. جامعه آماری کوچکی را در نظر گرفتند و با آن‌ها وارد مصاحبه شدند. لوسترفروشی‌های لاله‌زار، امیرآباد و پانزده‌خرداد؛ جامعه آماری کوچکی بود، اما کارشان جواب داد. 
مصاحبه‌ها نشان می‌داد که لوسترفروشی‌ها با کسانی سروکار داشتتند که می‌خواستند برای مشتریانشان سفارش لوستر بدهند و حاضر بودند برای خرید لوسترهای خوب و با آپشن هوشمند هزینه کنند؛ لوسترهایی که هوشمند هستند و با گوشی‌های اهل خانه کنترل می‌شوند. بدین ترتیب بازار خوبی برای ایده آن‌ها فراهم ‌شد و مهراد و دوستانش توانستند روی ایده‌شان در بازار صنعت لوستر حساب باز کنند. آن‌ها اما در نهایت تصمیم گرفتند فروشگاه‌های لوسترفروشی را هدف قرار بدهند، اینکه فروشگاه آن‌ها را هوشمند کنند تا به‌راحتی به مشتریانشان خدمات بدهند. تیم مهراد اپلیکیشنی ساخته بود که تمامی لوسترها روی آن  خاموش و روشن می‌شدند. آن‌ها محصولشان را به بازار دادند و هم‌زمان در نمایشگاه بین‌المللی صنعت لوستر شرکت کردند؛ این فتح باب بزرگی برای مهراد و کسب‌وکاری شد که به همراه دوستانش راه انداخته بود. آن‌ها پروژه‌های بزرگی سفارش گرفتند و توانستند جایی برای کسب‌وکارشان باز کنند.
آن‌ها بعد از یک‌سال کار، از شرکت جدا شدند. اما برای آن‌ها حکم پیش‌شتاب‌دهنده را داشت و فرصتی که ایده‌شان شکل بگیرد. «لوکسین‌تک» بعد از پا گرفتن‌اش تمام سرمایه‌ای که داتیس برایش صرف  کرده بود را برگرداند و کار با تزریق سرمایه‌ای که ماحصل پس‌اندازهای مهراد، امین و نیما بود، ادامه پیدا کرد. هرکدام 25میلیون سرمایه گذاشتند که همه، نتیجه دسترنج خودشان بود. در ابتدای کار، مهراد با دوستانش تنهایی مجموعه را می‌گرداندند؛ کارها برون‌سازی می‌شد، مونتاژها و بسته‌بندی‌ها. حالا اما در مجموعه «لوکسین‌تک» سیزده نفر مشغول به کار هستند. در حال حاضر تمرکز روی کنترل هوشمند روشنایی‌هاست، اما محصول آینده آن‌ها، دستگاه‌هایی  است که قادرند وسایل دیگر را هم هوشمند کنند. ایده مهراد توانست راهی برای کسب‌وکار شود. شرکت او  توانسته تا حالا بیشتر از 1000 دستگاه کنترل هوشمند بفروشد و بیش از هشتصد واحد ساختمانی را هوشمند کند. کار او در حال رشد است؛ فروششان از تولید جلوتر است و این موفقیت بزرگی برای مهراد و دوستانش است.