در بحث خروج آمریکا از برجام و انتظاراتی که در افکارعمومی ایران درباره حفظ منافع برجام توسط ادامه مسیر با اروپاییها بهوجود آمده باید نکاتی را مدنظر قرار داد. نکته مقدماتی این است که خروج ایران از برجام، یعنی رفتن به سمت بروز تنش در منطقه خاورمیانه که این امر ظرفیتهای مخاطرهآمیز بسیار زیادی برای اتحادیه اروپا دارد. بنابراین برجام نه از بُعد اقتصادی بلکه از بُعد امنیتی هم به شدت برای اتحادیه اروپا مهم است، اما اگر شما مواضع مسئولان سیاسی اروپا را با جملات اقتصادیون اتحادیه اروپا مقایسه کنید یک شکاف کاملا واضح مشاهده میکنید و وقتی به سمت اظهارات مدیران شرکتهای اروپایی میآیید این شکاف قابل ملاحظهتر میشود.
اساسا دو ابزار برای مقابله با خروج آمریکا از برجام توسط اروپا وجود دارد؛ یکی مذاکره و چانهزنی با آمریکا برای اخذ معافیت شرکتها از تحریم است و دیگری اجرای مقررات انسدادی. این مقررات شامل فهرستکردن تحریمهای آمریکا، ممنوعکردن بنگاههای اروپایی از تبعیت از تحریمها و مجاز شمردن جبران خسارتهای ناشی از تحریم از هر نهادی که وارد فعالیت با ایران شده است و در این مسیر بانک توسعه سرمایهگذاری اروپا باید بهمنظور کمک به سرمایهگذاری بنگاهها بهویژه بنگاههای کوچک و متوسط و تاسیس صندوقی برای تضمین خسارات، اقدام کند.
اگر واقعبینانه نگاه کنیم به نظر نمیرسد شانس بالایی برای دریافت معافیت از تحریم وجود داشته باشد. وزیر خزانهداری آمریکا هم اعلام کرد اگر چنین مجوزی داده شود خیلی تعجب خواهد کرد. واضح است آمریکا فشار حداکثری را برای گرفتن نتیجه حداکثری دنبال میکند، بنابراین وقتی معافیتی به بنگاه اروپایی داده شود، یعنی از فشار حداکثری کاستهشده و این از سمت آمریکا بعید به نظر میرسد.
در مورد مقررات انسداد، اولینبار این مقررات در سال 1996 برای مقابله با قانون داماتو مطرح شد، اما به مرحله اجرا نرسید. ضمانت اجرایی اتحادیه اروپا در این مقررات وتو بود و آمریکا هم در آن مقطع برای وتو اهمیت زیادی قائل بود، اما الان آقای ترامپ سعی دارد از وتو بیرون بیاید، چون وی اعتقاد دارد این نهادها به ضرر اقتصاد آمریکا بودهاند. نکته دیگر اینکه برای بعضی از بنگاههای اروپایی که در اقتصاد آمریکا فعال هستند، تبعیت از مقررات انسداد دردسرساز است. مثلا رئیس اتحادیه صنایع آلمان ابراز نگرانی کرده که این مقررات برای آن دسته از شرکتهای اروپایی که در آمریکا کار میکنند در صورتی که موظف باشند از تحریمها تبعیت نکنند، به معنی قرارگرفتن بین دو سنگ آسیاب -فشار آمریکا و فشار اتحادیه اروپا- است. اگر با واقعبینی به ابزارهای اروپا برای حفظ برجام بنگریم و اینکه چقدر این ابزارها میتوانند موثر باشند، شاید اثر آنها را از طریق تعداد خروجی شرکتها بعد از خروج آمریکا از برجام بتوان مشاهده کرد. بر این اساس تاکنون 32 شرکت اروپایی اعلام خروج کردهاند و درواقع 34 درصد اعلام کردند خارج میشوند، 5/12درصد به شرط گرفتن معافیت در ایران خواهد بود، یعنی در کل حدود 50درصد اعلام خروج کردهاند.
15درصد گفتهاند که میمانند و 12درصد هم هنوز اعلام موضع نکردهاند، بنابراین میبینیم شرکتهای بزرگ در حوزه زیرساخت مثل برق، نفتوگاز و پتروشیمی و شرکتهای واجد محصولات دوگانه و شرکتهای دارای سهام در بورس آمریکا و... جزء آن دستهاند که از ایران خارج خواهند شد.
یکی دیگر از مسائلی که باید به آن توجه کنیم این است که قیمت نفت در مقایسه با سال 1390 که 120 دلار برای هر بشکه بود، در حال حاضر 67 دلار است. درآمد نفتی ما سال89 حدود 110 میلیارد دلار و در سال 90، 121میلیارد دلار بود، اما حالا پیشبینی ما از درآمد نفت، 57 میلیارد دلار است. از سویی صندوقهای بازنشستگی آن موقع به این وضع گرفتار نبود، همچنین بحران بانکی، محیطزیست، آب و شرایط اشتغال هم بهتر بود.
ضمنا فراموش نکنیم که ساختار کامل تحریمها هم در آن مقطع شکل نگرفته بود، ولی اکنون ساختار تحریم کامل است. در مورد تحریمها هم باید گفت در کل حدود 89 تحریم در کنگره آمریکا وجود دارد. حتما به تعداد تحریمها اضافه خواهد شد و فشار افزایش خواهد یافت، ولی ما دیگر با تحریمهای سازمان ملل و اتحادیه اروپا مواجه نیستیم. به نظر میرسد به دلیل امتیازاتی که روسیه و چین از این وضع میبرند مانع شوند که ایالات متحده آمریکا حداقل در کوتاهمدت بهطور یکدست در کل دنیا سیاست خود را پیش ببرد. خود برجام، ابزار بسیار خوبی است که بشود این شرایط را حفظ کرد، ولی بدونشک این وضعیت در درازمدت قابل تداوم نیست. بهتر است در پایان این نکته را نیز مدنظر قرار دهیم که با سیاستهای دوستان روس و استفادههایی که از ورق ایران در بازی با آمریکا میکنند هم آشنا هستیم، لذا در مجموع لازم است هوشیاریمان را حفظ کنیم و برای وضعیت جدید راهکارهای اساسی داشته باشیم.