همه زندگی ما پر شده از احساسات متضاد؛ درد و آرامش، ترس و امنیت، غم و شادی و... هر روز، در هر ساعت و هر لحظه، در کشاکش دو روی این سکهها هستیم و در اوج دلخوشی هم نمیتوانیم رد اندوه را از لابهلای سلولهای ذهنمان پاک کنیم. اما شاید سردرگمی ما در کشاکش این احساسات متناقض، چندان هم برای روانمان بد نباشد. محققان میگویند، برای رسیدن به امنیت، گاهی چارهای جز عبور از راهی که از پیمودنش وحشت داریم، نیست و برای تجربهکردن شادی، گاهی باید راه اندوه راه به زندگیمان باز کنیم.
از نظر آنها، زندگی برخی از آدمهای خوشحال اطرافمان، با شکلی از غم همراه شده و با وجود همه اندوهی که این آدمها هر روز به دوش میکشند، نمیتوان انکار کرد که بسیاری از همین آدمها، از مایی که به ظاهر آرام هستیم، شادترند.
درگیرشدن با غم دیگران
فعالیت اجتماعی بیشتر، یکی از کلیدهای شادی است، اما برای خوشحالبودن، همیشه قرار نیست فعالیت اجتماعی فرحبخشی را انجام دهید. کمککردن به سالمندان، وقت گذراندن با کودکانکار، رفتن به آسایشگاه معلولان یا انجام فعالیتهای اجتماعی از این دست، میتواند شما را به فرد خوشحالتری تبدیل کند.
فرار از شهر
گرچه شهرنشینها، به حال روستاییهایی که از امکانات شهری بیبهرهاند دل میسوزانند، اما محققان ادعای جالبی را اثبات کردهاند. آنها میگویند، کسانی که در حومههای با امکانات شهری زندگی میکنند یا در روستاهای غیرمحروم عمرشان را میگذرانند، شادتر از ساکنان شهرهای بزرگ هستند.
گوشکردن به آهنگ غمگین
برخلاف تصور بسیاری از آدمها، گوشکردن به آهنگهای نوستالژیک غمگین، شادیآور است. محققان میگویند، شنیدن این ترانهها، توانتان برای برونریزی احساساتتان را بیشتر و شما را آرامتر میکند. به همین دلیل، محققان توصیه میکنند برای ایجاد تعادل در احساساتتان و آسانتر لمسکردن شادی، سراغ موسیقیهای قدیمی و غمگین بروید.
غم گذرای بیفرزندی
گرچه ناباروری و وجود دلیلی که زوجها را از لذت در آغوشگرفتن فرزندشان محروم میکند، یک بحران بزرگ در زندگی مبتلایان به این مشکلات، تلقی میشود، اما محققان میگویند، زوجهایی که نمیتوانند فرزنددار شوند، تا پایان عمر بار این غم را به دوش نمیکشند. به گفته محققان، اگر این زن و شوهرها، تصمیم به جدایی نگیرند و بودن در کنار یکدیگر را به والدشدن ترجیح دهند، نسبت به زوجهایی که صاحب فرزند هستند، زندگی شادتری خواهند داشت. بهگفته روانشناسان، این زن و شوهرها کمتر گرفتار دغدغههای استرسآور میشوند و نسبت به والدها، لحظات کمتری را با اندوه میگذرانند.