10 سال، زمان کمی نیست. 10 سال انتظار و چشم به راه ماندن، هر کسی را از پای درمیآورد، بهویژه اگر نویسنده باشد و به بار نشستن کارش را زمانی بداند که کتابش در دست مخاطبان ورق بخورد. حتی اگر این نویسنده کسی مثل محمود دولتآبادی باشد که آوازه خود و آثارش در چهارگوشه جهان پیچیده است.
10 سالی است که محمود دولتآبادی سه رمان «طریق بسمل شدن»، «زوال کلنل» و «عبور از خود» را برای دریافت مجوز به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی سپرده بود. اما ارشاد هر بار دست رد بر سینهاش میزد. ماجرای رمان «کلنل» و تلاشهای متعدد برای گرفتن مجوز نشر آن، داستانی تکراری شده است. «کلنل» روایت زندگی افسری در سالهای انقلاب و اتفاقاتی است که برای او و خانوادهاش پیش میآید. وقتی ترجمهای الکن از نسخه آلمانی رمان «کلنل» سر از کتابفروشیها در آورد، خیلیها گفتند دولتآبادی از گرفتن مجوز مأیوسشده و کتابش را بدون مجوز پخش کرده است. اما او بر کسانی که دست به چنین کاری زده بودند تاخت و از ارشاد برای معطل گذاشتن رمانش انتقاد کرد.
«عبور از خود» زندگینامه خودنوشت دولتآبادی نیز همچنان در انتظار چراغسبز ارشاد برای انتشار است. اما اوایل اردیبهشت امسال بالاخره خبر رسید که «طریق بسملشدن» مجوز گرفته است و ناشرش یعنی نشر چشمه آن را در نمایشگاه کتاب عرضه خواهد کرد. آنطور که دولتآبادی میگوید، این رمان از سال ۱۳۸۳ تا ۱۳۸۵ نوشته شد و از یکسال پس از آن در انتظار دریافت مجوز نشر بود که حالا بعد از حدود ۱۰ سال انتظار، مجوز گرفته است. انتشار این کتاب برای دولتآبادی آنقدر مسرتبخش بود که خوشحالیاش را پنهان نکرد و در کنسرت گروه «لیان» شادیاش را با دیگران تقسیم کرد.
روایتی از جنگ ایران و عراق
اگرچه ردپای کمی از جنگ در آثار محمود دولتآبادی به میان میآید، اما او در رمان «طریق بسملشدن» سراغ جنگ هشتساله ایران و عراق رفته است.
خودش میگوید: «رمان «طریق بسملشدن» روایتگر محدودهای از جنگ است که از نگاه دو نویسنده از اینسو و آنسوی جنگ روایت میشود.»
اما چرا دولتآبادی جنگ را دستمایه نگارش رمانش قرار داده است؟ او معتقد است، جنگ در کشور ما یک آسیب سنگین و به گمانش طراحیشده بود، که به دفاع جانانه جوانان ایران و همه مردم از آب و خاک و ارزشهایشان منجر شد. در حالی که او چندین دعوت برای رفتن و زندگی در خارج از کشور داشت، اما تمام دوران هشت ساله جنگ را در کشور سر کرد و مثل دیگر مردمان با رنجها و امیدها روزگار گذراند. او نسبت به جوانان و مردم این آب و خاک که در جبههها و بعد زیر بمبارانها پرپر میشدند احساس دین داشت و باید این دین را به نحوی ادا میکرد: «داستان طریق بسملشدن، ادای دینی است نسبت به مردمی که خود را فدای دفاع از کشور و باورهای خود کردند.»
فرایند جان کندن
شیوه روایت دولتآبادی در این رمان با آثار دیگرش تفاوت دارد، بهگونهای که واقعیت بیرونی گاهی آشکار و پنهانشده و از سویی گمان و پندار و اوهام تار و روشن میشود. روایت توسط سه راوی گفته میشود که بنا بر ضرورت داستان مشغول به صحبت میشوند؛ ستوان ایرانی، سرهنگ عراقی و دانای کل. دولتآبادی درباره تکنیک روایت معتقد است: «این اثر بافت متفاوتی دارد و جانمایه داستان چنین بافتی را طلبیده و دستمایه داستان، شیوه روایت را ساخته است. بیآنکه از پیش قصد و عمدی برای آن وجود داشته باشد.» به باور او، هر اثری از جمله «طریق بسملشدن» را فقط در ساختاری که نوشته شده میتوان دید: «ساختار هر اثری فرایند منطقی موضوع و جانمایه آن است. البته همین فرایند، ساده بهدست نمیآید؛ این داستان با اندک حجمی که دارد، دو سالی با آن سروکله زدم. تا همین فرایند به دست آید جان بسیار باید کَند.»
***
«از جایی، نقطهای بر این کرهخاکی گلولهای از دهانه لوله یک سلاح شلیک میشود: نه! از جایی، نقطهای در این کرهزمین گلولهای سربی، سنگین و مخرب از دهانه فراخ لوله بلند یک سلاح سنگین شلیک میشود. دقیقتر از این نمیشود گفت، مگر اینکه بدانیم درون آن حجم نسبتا مخروطی چه میزان مواد انفجاری طراحی و جاگذاری شده است.
این را ما نمیدانیم، شاید مغزی که فرمان فشردن دکمهای را میدهد هم نداند. چرا باید تصور کنم انگشتی فقط یک دکمه را فشار میدهد؟ ای بسا یک اهرم را پایین یا بالا میکشاند؟ چه میدانم؟ چه فرقی میکند و چه تشخیصی میتوان قائل شد برای اجزایی از یک ماشین گشتن که تکبهتک آن، یک مجموعه، یک ترکیب را به وجود آورده باشند؟ پس گلولهای شلیک شد تا بعد از طی سفری که در خیال من طولانی میگذردـ در جایی از همین زمین فرود بیاید، منفجر بشود، ویران کند و جایی را به آتش بکشد و ابری از دود در هوا بماند.»
طریق بسملشدن
محمود دولتآبادی
نشر چشمه
۱۳۳صفحه
۳۰هزار نسخه
قیمت ۱۵هزار تومان