گزارشی کوتاه از کسبوکار آموزشی خانم پوجا سانکار
کارآفرینی که کارش را از هیچ شروع کرد
انجمنی برخط (آنلاین) که برای پرسش و پاسخ توسط خانم پوجا سانکار ساخته شده، مفهومی جدید برای واژه «تکهتکه» عرضه کرد. خانم پوجا سانکار، بنیانگذار و مدیر یک بستر برخط ارتباطی به نام «Piazza» (پیازا) است که برای دانشآموزان و دانشجویان طراحی شده. این بستر ارتباط اینترنتی به آنان اجازه میدهد پرسشهای خود درباره تکالیف درسی را بهصورت ناشناس از سایر دانشجویان یا حتی اساتید پرسیده و پاسخ دریافت کنند. او که خودش در موسسه فنی کانپور تحصیل کرده در اینباره میگوید: «دوران تحصیل من، یک انزوای واقعی بود. توسط تعدادی دانشجوی برجسته احاطه شده بودم، اما دسترسی به آنها نداشتم. بسیار خجول بودم، در صحبتکردن با دیگران دچار محدودیت بودم. هر شب باید تا دیروقت در آزمایشگاه میماندم در حالی که شاهد اتمام کار دیگران بودم، درگیر انجام کارهایم بودم که پیشرفتی نداشت.» چند سال پس از آن، در سال 2008 که سانکار بهعنوان یکی از اعضای اندکشمار جمع زنان مهندس در فیسبوک بود، با شریل سندبرگ آشنا شد؛ او تعدادی از زنان کارمند را در محلی جمع کرده بود تا درباره چالشهای محیط تحصیل و کار با آنان صحبت شود. در همین هنگام بود که سانکار فهمید تنها خودش نبوده که بهعنوان یک دانشجوی زن هندی گرفتار خجالتزدگی بوده، بلکه دخترانی از هاروارد و استنفورد هم اعتراف میکردند که در طول تحصیل با همان مشکلات مواجه بوده و امکان دریافت حمایتهای لازم برای پیشبرد امور تحصیلی نداشتند. این مسئله همان نقطهای بود که او را به فکر انداخت که راهی برای حل این مشکل بیابد. یکماه بعد، زمانی که او در کلاسی با موضوع کارآفرینی شرکت کرده بود، بنیانگذاران برخی کسبوکارها را دید که برای صحبت در کلاس آمده بودند تا از کارهایشان برای دیگران بگویند و نقطه مشترک صحبتهای آنان چیزی به نام «گامهای کودکانه» بود. گام نخست این نبود که «یک میلیون پیدا کن و گروهی برای خودت تشکیل بده» بلکه این بود که «امروز چیزی را پیدا کن که انجام دهی تا به فردا برسی.» با همین راهنمایی بود که او مصمم به ایجاد «پیازا» شد. بستر ارتباطی که او ایجاد کرده امروز مورد استفاده 2،000،000 دانشجو در سراسر جهان از 1،500 دانشگاه و در 90 کشور است. نخستین قدمی که سانکار برای عملیکردن طرحش برداشت، این بود که چارچوب سایتی را که موردنظرش بود طراحی کند. سپس سراغ همه دانشجویان و اساتیدی که اطرافش بودند، رفت و از آنها درباره کاری که میخواست انجام دهد نظرخواهی کرد تا درک بهتری از کارش پیدا کند، گرچه این نوع تماسها برایش بسیار سخت بود، اما دریافته بود دورانی که در آن، دانشجویان روبهروی رایانهشان در اتاقهای خود مینشینند موجب شده از رفتن به کتابخانه و تعامل با دیگران بازبمانند. همچنین متوجه شد ماجرای او بهعنوان یک دختر دانشجوی خجالتی یک داستان عمومی است که حتی پسران اجتماعی آمریکایی نیز با آن درگیر بودهاند. به این ترتیب خدماتی که سایت او قرار بود ارائه کند شکاف موجود را پُر میکرد، چراکه صرفنظر از جنس، نژاد و موقعیت اقتصادی و اجتماعی، امکان ارتباط فراهم میشد. به این ترتیب پس از هر گفتوگو، هر آنچه را که برداشت کرده بود برای بهبود وبسایت موردنظرش بهکار بست. سایت «پیازا» در سال 2010 شروع به کار کرد. گرچه در ابتدا بهخاطر ماهیت سایت که امکان گفتوگوی دو طرفه را فراهم میکرد، پرسشهایی درباره بازی کریکت و موارد مشابه مطرح میشد، اما او با ارائه مشوقهایی، دانشجویان را به مسیر موردنظر وارد کرد. به این ترتیب طی چهار ماه توانست 12پرسش واقعی از دانشجویان دریافت کند. در همین حین سایت را بازسازی کرد و صفحات آن را بهبود داد تا اینکه در بین دانشجویان دانشگاه استانفورد شناخته شده و روند رشد آغاز شد. گرچه سانکار برخی کلاسهای درسی خودش را از دست داد و فارغالتحصیلیاش با تاخیر انجام شد، اما موفق شد شبکه ارتباطی خود را توسعه داده و علاوه بر دانشجویان و اساتید با برخی سرمایهگذاران نیز آشنا شود و منابعی برای توسعه کار خود بهدست آورد.