فضای عمومی کسبوکارهای کشور مدتهاست که درگیر و تحتتاثیر فرازونشیبهای سیاسی است. در کنار آن، همزمانشدن وقوع برخی اتفاقات، شرایط خاصی را رقم زده و نیاز به توجه ویژه از جانب همه بازیگران حوزههای کسبوکار دارد. هشدار نسبت به لزوم غلبه بر وضعیت حاضر نه تنها یک یادآوری اقتصادی، بلکه تلاش برای جلب توجه عمومی درباره وظایف ملی است.
در حال حاضر شرایط عمومی اقتصاد کشور، در وضعیت مطلوب قرار ندارد. انبوه مشکلاتی که ناشی از فشارهای بیرونی و نبود برنامهریزی و اجرای ضعیف برنامههاست، زنگ خطر را برای همه به صدا درآورده است. امروز نه تنها مردم و دستاندرکاران فعالیتهای اقتصادی، بلکه مدیران و کارگزاران دولتی نیز لب به گلایه از وضعیت گشودهاند. گرچه شناخت درست وضعیت، برنامهریزی برای اجرای طرحها و تلاش و استمرار در کار، از قدمهای ضروری برای حرکت رو به جلو است، اما ورای همه اینها امروز تکتک ایرانیان وظایف و مسئولیت بزرگتری هم برعهده دارند. به نظر میرسد مدیریت فضای عمومی و تلاش همگانی برای غلبه بر جوّ روانی موجود، مهمترین اقدامی است که باید پیشروی خود ببینیم.
همین چند هفته قبل که موج ناگهانی افزایش ارزهای خارجی شروع شد، برخی افراد تلاش بسیاری به خرج دادند که با آن همراه شده و بخشی از زیان کاهش ارزش سرمایه و دارایی خود را جبران کنند. این روند نامناسب که برای برخی از هموطنان تبدیل به یک واکنش بلادرنگ به نوسانات و التهابات بازار شده، در سالهای قبل نیز تجربه شده است. چندین سال قبل، روزهایی را شاهد بودیم که صفهای طولانی برای دریافت حواله خودرو، خرید خط تلفنهمراه، خرید سکه طلا، دریافت ارز دولتی و... شکل میگرفت، اما بازیگران پرشور و گاهی شادمان آن صفها، گاهی بیشتر از سایرین زیان کردند یا وضعیت نهایی آنها دستکم تفاوت معناداری با بقیه نداشت. آیا زمان آن نرسیده که شیوه رفتاریمان در مواجهه با این نوع التهابات را تغییر دهیم؟
در این میان عدهای از جمله برخی صاحبان کسبوکارها با شور و التهاب فراوان، اخبار ضدونقیض و شایعات عجیب درباره بازار و وضعیت آن را از هر منبعی دنبال کرده و خود به رسانهای برای اشاعه آن نیز تبدیل میشوند. شوربختانه این نوع خبررسانی که به مدد تسهیل ارتباطات بین مردم بسیار راحت هم شده، فضایی را ایجاد میکند که سازندگان فضا و منتشرکنندگان اخبار را بیش از سایرین درگیر و ملتهب میکند. نخستین و مهمترین اقدامی که در شرایط حاضر همه افراد بهویژه صاحبان کسبوکارها باید انجام دهند کاهش التهاب و پرهیز از دامنزدن به نومیدی است. واردشدن به فضای روانی نامطلوب، اغلب منجر به بروز واکنشهایی چون بیمیلی در ادامه برنامههای جاری، افزایش ناخودآگاه هزینهها، آمادگی یا اقدام برای افزایش هزینه خدمات و... است، که همه آنها نه بر مبنای ضرورتهای اقتصادی و عملی بلکه ناشی از فضای روانی موجود است. طنز تلخ ماجرا اینکه همان افرادی که بیشترین نگرانی از وضعیت را ابراز میکنند، در تشدید آن، بیشترین سهم را دارند.
زنگ خطر و هشدار برای اصلاح رفتار و رویه در بسیاری موارد به صدا درآمده، مدیران و برنامهریزانی که واقعیتهای جامعه و نیازهای کشور و مصالح اساسی آن را نمیشناسند یکی از مخاطبان این هشدارها هستند، اما بخش دیگر ماجرا به تکتک ما، اعضای این خانواده بزرگ برمیگردد. نمیتوانیم همه مسئولیتها را به گردن دیگران بیندازیم. اگر هر ایرانی بداند هر رفتار و گفتاری که داشته و دارد، در بهبود یا تخریب اوضاع عمومی کشور سهیم است؛ آنگاه خواهیم دانست که باید رفتار و کنشهای خودمان را تغییر دهیم و زنگها برای همه ما به صدا درآمده است.