صنایعدستی در هر جای ایران بهجز اصفهان کاری زنانه و شاید عموما شغل دوم به حساب بیاید، اما اصفهان شهری است که هسته مرکزی بازار آن حول صنایعدستی شکل گرفته است. در نقشجهان آن که گوهر شهر اصفهان است دورتادور بازار صنایعدستی قرار گرفته است. صنایعدستی در اصفهان برخلاف خود عبارت، که همخانواده صنعت است، به صنعت تبدیل نشده، چراکه ضعفهای بسیاری در این حوزه رسوخ کرده است. یکی از بزرگترین ضعفهای این حوزه نادیده گرفتن شرایط نیروی کار است. افراد فعال در حوزه صنایعدستی از ابتدا تا انتهای تولید در جریان پروسه صنایعدستی قرار دارند. آنها خرید میکنند، تولید میکنند و سیستم پخش را بر عهده دارند. میزان درگیری افراد در پروسههای صنایعدستی بسیار بالاست، اما در مقابل کارگران این صنایع عموما از چتر پوشش بیمه بیبهره هستند.
این اتفاق به چند دلیل رخ داده است؛ اول آنکه عموما مکانهای صنایعدستی کارگاه نیستند و حجم عظیمی از صنایعدستی در خانهها تولید و ساخته میشوند. مسئله دوم بازده پایین اقتصادی صنایعدستی است. برخی قوانین در این زمینه اصلا منعطف نیست و میان فردی که در حوزه به این مهمی در حال فعالیت است با سایر فعالان اقتصادی تفاوتی نمیگذارد. هنرمندان کمتر از نظر منزلت اجتماعی و هنری از طرف دولت و مجامع رسمی حمایتی دریافت کنند. ماحصل چنین نگاههایی تبدیل شدن صنایعدستی به یک صنعت بسیار حاشیهای است.
عواقب به حاشیه رفتن صنایعدستی هم سبب میشود هنر و صناعت به حاشیه برود و از صناعت و زیباییهای ایرانی بیبهره شویم. در این شرایط، بیم آن میرودکه ترمهها، میناکاریها و هزارویک هنر دست همانند زایندهرود خشک شوند و غم آن بماند و حوضهای ما خالیتر از ماهی بماند.