در گفتوگویی با آذر شعاعی، کارشناس ارشد مدیریت بهداشت و درمان، به بررسی عوامل موثر بر مراجعه بیماران به بیمارستانهای دولتی و خصوصی و نقش پزشکان و نظام سلامت در چگونگی این انتخاب پرداختهایم.
در نظام بیمارستانی ما، بیماران چگونه به بیمارستانهای دولتی یا خصوصی هدایت میشوند؟
از مهمترین عوامل تاثیرگذار، امکان مالی و طبقه اجتماعی- اقتصادی بیماران است. در مواردی مانند عمل زایمان یا جراحیهای عمومی شایع، با توجه به اهمیت دوچندان مراقبتهای پرستاری و رفتار مطلوبتر کادر درمان در دوران نقاهت، اگر مراجعهکنندگان از نظر مالی، این امکان را داشته باشند، بیمارستانهای خصوصی را انتخاب میکنند. بیمارستانهای خصوصی همچنین با جذب پزشکان نامی و پرداخت بهموقع و صددرصدی دستمزد آنان، دسترسی سریع و مطلوب این پزشکان را برای بیماران ممکن میکنند. اما در بسیاری از موارد این قدرت انتخاب برای بیماران وجود ندارد.
در چه مواردی بیمار قدرت انتخاب ندارد؟
آسیبهای ناشی از سوانح سوختگی، درمان انواع سرطانها یا دریافت پیوند مغز استخوان از مواردی هستند که در نظام سلامت تعداد مراکز درمانی و بیمارستانهای مناسب برای این درمانها، به نسبت تقاضا کافی نیست و در این موارد، بخش دولتی متولی اصلی محسوب میشود. در مواردی که تشخیص بیماری نیازمند تجهیزات پیشرفته ویژه در بیمارستانهای دولتی باشد، پس از انجام مراحل تشخیص در بیمارستانهای دولتی، آن دسته از پزشکانی که در بیمارستانهای خصوصی نیز طبابت و عمل جراحی میکنند گاهی ترجیح میدهند فرایند درمان این بیماران در بیمارستانهای خصوصی دنبال شود.
اگر درمان این بیماران در بیمارستانهای دولتی امکانپذیر است، چرا فرایند درمان در بیمارستانهای خصوصی انجام میشود؟
در این موارد پزشکان بنا به سلیقه و تشخیص خود تصمیم میگیرند. عواملی مانند وضعیت مالی بیمار، تاخیر دریافت دستمزد عمل در بیمارستانهای دولتی یا نوبتهای طولانی برای برخی اعمال جراحی در این بیمارستانها میتواند بر این اعمالسلیقه اثر بگذارد. از طرفی در بیمارستانهای خصوصی توجه ویژهای به جلب رضایت مشتری از طریق رعایت اخلاق و مهارتهای ارتباطی وجود دارد و بیماران در زمان بستری، مراقبتهای پرستاری و هتلینگ بهتری دریافت میکنند که میتواند با کاهش استرس بیماران و پرسنل، اثربخشی درمان را تحتتاثیر قرار دهد. در ضمن انتقال بیمارانی با تشخیص درست و درمان نسبتا قطعی به بیمارستان خصوصی، نرخ موفقیت درمان را در این بیمارستانها افزایش میدهد و در پی این افزایش رضایت مشتریان، اعتبار بیمارستان خصوصی افزایش مییابد. در واقع بدین ترتیب بخشخصوصی سهم کمتری از ریسک درمان را متقبل میشود.
سیاستگذاران و مدیران نظام سلامت چگونه میتوانند دریافت خدمات بهداشتی- درمانی را برای بیماران کارآمدتر و عادلانهتر کنند؟
نظارت کارآمدتر بیمهها و تصحیح نظام ارجاع توسط پزشک خانواده میتواند به دریافت درمان کارآمد کمک کند. ایجاد پروندههای الکترونیکی همچنین میتواند از تحمیل هزینههای خدمات تکراری تشخیصی مانند آزمایشها، گرافیها و درمانهای تکراری جلوگیری کند. از دیگر عوامل مهم در این میان نقش مغفول مانده «فرهنگ رسیدگی و ارتباط با بیمار» است. در نظام سلامت شاید بخش اعظم هزینهها صرف پرداخت دستمزد نیروی انسانی شود، اما از این مقدار، سهم بسیار زیادی به پزشکان تعلق دارد. دستمزدهای پایین سایر ارائهدهندگان خدمات سلامت و نسبت غیراستاندارد پرستار به بیمار در بسیاری از بیمارستانها، مستقیما بر کاهش کیفیت مراقبت و رسیدگی به بیمار اثر میگذارد. آن دسته از بیمارستانهای دولتی که با مدیریت مناسب توانستهاند از تشخیص تا ترخیص، کیفیت درمان و مراقبت از بیماران را بهبود بخشند، نمونههای موفقی هستند که توانستهاند امکانات، تجهیزات و نیروی انسانی بخشدولتی را با مراقبتهای پرستاری موثر تلفیق و تکمیل کنند.