چرا باید نحوه جستوجوی مراقبت در طبقات پایین جامعه را بشناسیم؟
الگوهای فرهنگی-اجتماعی طبقات مختلف و ربط آن به سیاستگذاری سلامت
مرتضی کریمی؛ دانشجوی دکترای انسانشناسی
آمار بیماری و مرگومیر رابطه مستقیمی با میزان توسعهیافتگی کشورها دارد. همچنین تحقیقات نشان داده در هر کشور و جامعهای، صِرف میزان درآمد یا ثروت و سرمایه مادی افراد نیست که میزان سلامت یا کیفیت آن را تعیین میکند. عامل مهم تاثیرگذار در این میان، الگوهای فرهنگی و از آن جمله رفتارهای جستوجوی مراقبتهای مرتبط با سلامت پیش از ابتلا و در حین ابتلا به یک بیماری در بین طبقات مختلف اجتماعی است. بهویژه در مورد بیماریهای خاصی مانند سرطان، کمبود اطلاعات، الگوهای منفعل ارتباطی مردم در برخوردهای کلینیکی و بار معنایی و سنگین بودن اسم این بیماری به لحاظ عرفی و فرهنگی منجر به بدفهمی متقابل میان مردم و متخصصان شده و مراجعه به مراکز درمانی را به تاخیر میاندازد. این مسئله باعث میشود افراد در وضعیتهای وخیمتری به مراکز درمانی مراجعه کنند که ضمن بالابردن هزینهها، گزینههای درمان را، چه به لحاظ خصوصی یا عمومی بودن بیمارستان و چه به لحاظ روشهای مختلف درمانی از دست بدهند. به عبارت دیگر، این افراد چارهای جز مراجعه و نشستن در صفهای طولانی انتظار در بیمارستانهای خصوصی، دریافت خدمات باکیفیت پایینتر، استفاده از روشهای ارزانتر و گرفتن خدمات مراقبتی بیکیفیتتر پس از انجام عملهای جراحی ندارند. اگرچه این مسئله قابل تعمیم به همه بیمارستانهای دولتی در مقایسه با تمام بیمارستانهای خصوصی نیست، اما الگوهای اشتباه تشخیص و پیشگیری و حتی الگوهای مراقبت و درمان بعد از تشخیص و ابتلا از مسائل مهم تاثیرگذار در طیکردن روند بهبود یا درمان است. برخلاف نظر بسیاری از متخصصان حوزه سلامت در ایران، این مسئله تنها با اطلاعرسانی به افراد در طبقات پایینتر اجتماعی حل نمیشود. از طرفی نشانهها و علامتهای بیماری سرطان، کاملا مشخص نیستند. بسیاری از علامتهای قید شده، میتواند نشانههایی از بیماریهای دیگر باشند. همچنین مردم، مخصوصا زنان در طبقات پایینتر در ایران، عادت به «تحمل درد» دارند، بنابراین بسیاری از نشانههای قید شده توسط متخصصان، از نظر مردم، یک دلدرد، کمردرد، دردسینه یا سردرد ساده یا موسمی است. بنابراین آنچه میتواند این ابهامها را روشن و نشانههای واقعی را غربالگری کرده و منجر به تشخیص بهموقع بیماری سرطان شود، کمکها و امکانات پزشکی و نه صرف اطلاعات پزشکی است. در نتیجه، برای فهم تاثیر واقعی الگوهای مراقبتی در طبقات مختلف باید نشان داده شود که این الگوها در زندگی روزمره این طبقات چه جایگاه و سهم واقعی دارند. به عبارت دیگر، این سیاستگذاریهای سیستم سلامت، مبتنی بر علایق و امتیازهای گروههای ذینفع است که باعث میشود این الگوها، در زندگی روزمره طبقات مختلف یک جامعه پیادهسازی شود. مادامی که این سیاستگذاریها توسط پزشکان و تنها بر مبنای ابعاد زیستی مسئله سلامت طرحریزی شوند و ابعاد فرهنگی و اجتماعی مسئله مورد مطالعه قرار نگرفته و نتایج آن در برنامهریزیهای کلان و بلندمدت کشوری مورد استفاده قرار نگیرند، این افراد از طبقات پایین هستند که مجبور به پرداخت هزینههای سلامت از جیب خواهند بود. همچنین این مسئله هزینه زیادی را به سیستم سلامت کشور، در سطح ملی تحمیل خواهد کرد. کما اینکه امروزه بیشتر بیماریهای خاص در ایران، توسط مراکز و بیمارستانهای دولتی و در سطوح و استیجهای بالای بیماری، بنابراین با صرف هزینههای هنگفت، کنترل و درمان میشوند.