printlogo


میدان‌ تقابل رفاه و عدالت
حسین اکبری؛ فعال کارگری

در نمایی کلی عدالت، رفاه اجتماعی و صلح پیکره‌ای را شکل می‌دهند که هیچ‌یک بدون دیگری برقرار نمی‌شوند. عدالت و رفاه اجتماعی محقق نمی‌شود مگر اینکه صلحی وجود داشته باشد و صلح محقق نمی‌شود مگر در کنار عدالت و رفاه. در هر سرزمینی که فقر و تبعیض و بی‌عدالتی وجود دارد، صلح نیز پایدار نخواهد بود. وقتی در جامعه‌ای عدالت برقرار نباشد و به‌جای آن، تبعیض و فقر بیداد کند، تبعات آن خشم است که در تمام سطوح جامعه تبلور می‌یابد و احتمالا به عصیان اجتماعی منتهی می‌شود. در چنین میدانی است که هر روز به سازمان تامین‌اجتماعی که قرار بوده خدمات درمانی شایسته به کارگران عرضه کند و هزینه‌های بهداشت و سلامت آن‌ها را کمتر کند، دست‌اندازی می‌کنند. تامین‌اجتماعی امروز به مظلوم‌ترین نهاد حمایتی کشور بدل شده و شوربختانه نه‌تنها دست‌اندازی‌ به آن فراقانونی شده، بلکه شکل قانونی نیز به خود گرفته است.
مصوبه اخیر مجلس درباره منابع بخش درمان تامین‌اجتماعی مثال بارزی از این دست‌اندازی‌ قانونی، اما تاسف‌برانگیز است که مقرر می‌کند منابع سهم درمان کارگران به خزانه دولت واریز شود. بخش دیگری از این میدان تقابل، آسیب‌های اجتماعی مانند طلاق و گسست‌های خانوادگی است و نشان می‌دهد که اقتصاد، فرهنگ و اخلاق خانواده‌ها همگی تحت‌تاثیر برخی زیاده‌خواهی‌ها و آزمندی‌هایی قرار گرفته که از امتیازات بالاتری برخوردار هستند. میدان دیگری که تقابل در آن جریان دارد، اقتصاد است. اقتصادی که پس از پیروزی انقلاب اسلامی و از برهه‌ای به بعد سرمایه‌داری تجاری آنچنان احاطه‌اش کرده ناگزیر از واردات بی‌رویه کالا شده‌ایم و قاچاق هم در آن بیداد می‌کند. تقابل نابرابر اقتصادی از سال‌های پس از انقلاب اسلامی شروع و در ادامه با سیاست‌هایی مانند تعدیل ساختاری و خصوصی‌سازی، واحدهای تولیدی زیادی را تعطیل و کارگران بسیاری را روانه خیابان‌ها کرده است. میدان دیگری که در آن، تقابل نابرابری جریان دارد، نقض آزادی‌های کارگران مانند حق داشتن سندیکاها و تشکل‌های مستقل است که گرچه به صراحت در قانون ذکر شده‌اند،اما امکان آن چندان به رسمیت شناخته نمی‌شود. تبعیض و نابرابری نیز میدان دیگری است که نمی‌توان برای آن، مرز مشخصی تعیین کرد. در این میدان تقابل چشمگیر و نابرابری که اکنون در کشور ما،به‌طور خاموش و در ابعاد مختلف جریان دارد، که تبعات بسیاری متوجه اجتماع کرده و معلوم نیست تا کی استمرار پیدا کند. برای کارگران، میدان مبارزه روابط کار بیش از سایر میدان‌ها اهمیت دارد. دیده‌ایم که کارگران برای دفاع از حق اشتغال خود در برابر تعدیل و تعطیلی کارخانه‌ها مقاومت کرده‌اند، اما شلاق خورده‌اند. کارگران به علت نبود شرایط استاندارد ایمنی و حفاظت و بهداشت محیط کار، زیر آوارهای معادن جان می‌دهند، اما هیچ‌گاه مسئول این حوادث، روشن نمی‌شود. به هرحال در میدانی به این فراخی، دست‌یابی به رفاه اجتماعی و عدالت ناممکن است.