در دهه 70، برخلاف این سالها، تلویزیون سریالهای جذاب و خاطرهانگیزی میساخت. و بیشتر مردم را پای جعبه جادویی مینشاند. یکی از سریالهای پرطرفداران آن سالها، «همسران» بود. فرهاد جم، در آن سریال، نقش «علی» را بازی میکرد؛ نقشی که ماندگار شد و مخاطبان، هنوز او را با همان شخصیت میشناسند. حالا پس از 20 سال، فرهاد جم -که دانشآموخته تئاتر است- وارد عرصه نویسندگی شده و مجموعه داستانی با عنوان «مرد همهچیزدان» منتشر کرده است. با او درباره تجربه نویسندگیاش، گفتوگو کردیم.
هنوز هم خیلیها شما را با نام علی در سریال «همسران» میشناسند؟
بله. همچنان ...
از وضعیت فردوس کاویانی (آقا کمال) خبری دارید؟
میدانم که متاسفانه بیمار هستند و در آخرین عکسهایی که از ایشان دیدم، متوجه شدم وضعیت جسمی مساعدی ندارند.
در دهه 70، شما از ستارگان تلویزیون و پرکار بودید. چه شد که بهمرور، کمکار شدید؟
شرح چراییاش، دراز است. اما مختصر اگر بخواهم بگویم، علتش این بوده که دلم با پیشنهادها نیست و به همین خاطر، یک «نَه» ساده و کوچک میگویم و تمام میشود.
پیشنهادهایی که ردشان میکنید، بیشتر سینماییاند یا تئاتر یا تلویزیون؟
بیشتر آثار تلویزیونی هستند اما در تئاتر هم بعد از یرما -که سال پیش اجرا کردیم- چندین نمایشنامه پیشنهاد شد که دوستشان نداشتم. امسال هم باز اجرای مجدد یرما پیشنهاد شد که مشغول نوشتن بودم و نتوانستم آنها را همراهی کنم.
خیلی وقت است که نویسندگی را دنبال میکنید یا اخیرا به آن علاقهمند شدهاید؟
اولین داستان مدونی که نوشتم، در کلاسهای قصهنویسی دانشکده، در خدمت استاد جمال میرصادقی بود. همین قصه با کمی تغییرات، در مجموعه داستانی که منتشر کردهام هم آورده شده است. این قصه، قدمت بیستوچند ساله دارد. در دهههای هفتاد و هشتاد، کار بازیگری، فرصت چندانی برای نوشتن باقی نمیگذاشت. اما در دهه نود، وقت بیشتری پیدا کردم که بنویسم؛ اوایل پاییز پارسال بود که عزمم را جزم کردم و قصههای مانده در کشو را بیرون آوردم و دستی به سر و رویشان کشیدم و تعدادی قصه تازه هم در پاییز و زمستان نوشتم که مجموعش شد همین کتاب «مرد همهچیزدان» که حالا چاپ شده است.
با این تجربه، مایل هستید که به نویسندگی ادامه دهید؟
نمیخواهم در حواشی دنیای کتاب باشم. اینها دغدغه من نیست. دوست دارم تصاویری را که در ذهنم است، با مخاطبم به اشتراک بگذارم. قاعدتا دلم میخواهد اثرم بیشتر خوانده و دیده شود ولی برای این هدف، حاضر نیستم دست به هر کاری بزنم. راضیام که کارم دیده شده است. البته شاید نقدهایی به ناشر عزیز داشته باشم و شاید میتوانست بهتر عمل کند، اما فکر میکنم در این آشفتهبازار کتاب، کار خوب پیش رفته است و هم و غمم حالا برای رمانی است که مایلم هرچه زودتر آن را به دست ناشر بسپرم.
پس در نمایشگاه کتاب، رمان شما را هم خواهیم دید؟
فکر نمیکنم. چون فرآیند گرفتن مجوز، دو یا سه ماه طول میکشد.
عنوانی برایش انتخاب کردهاید؟
«خورشید گوشه چهارم»
موضوعش چیست؟
فضایش نزدیک به قصههای دیگرم است. یک نوع سورئال است؛ با رفتوآمدهای زمانی. منظورم این است که شما شخصیت اصلی داستان را درحالی دنبال میکنید که میدانید رویدادها، تابع زمان رئال و معمول نیستند.
یعنی نوعی سیال ذهن است؟
شاید به نوعی .... ترجیح میدهم اهل فن، در اینباره قضاوت کنند.
به آشفتهبازار کتاب اشاره کردید. پیش از ورود به حوزه نویسندگی، اطلاعی از این وضع داشتید؟
از آنجا که در سینما، به نوعی دیگر، ماجرا را لمس کرده بودم، کمی حدس میزدم؛ اما نه به شدتی که اکنون لمس کردهام. به هر حال، برخی قدرت بیشتر و روابط بیشتر و بدهبستانهای بیشتری دارند و این، کارشان را سریعتر پیش میبرد.
با این حال به نظر میآید شما تصمیم جدی گرفتهاید که کارتان را در عرصه نویسندگی ادامه دهید.
بله، در اینباره جدی هستم. سه دفتر شعر دارم که مایلم آنها را هم منتشر کنم و سپس یک مجموعه داستانهای مینیمالیستی آماده چاپ میکنم. اگر بتوانم در سال 97 این آثار را به بازار بدهم، بسیار خوشحال خواهم شد.
برای نوروز امسال، چه برنامهای دارید؟
قصد دارم از فروردین 97 دور ایران را در 45 روز رکاب بزنم؛ با هدف کمک به کودکان بااستعدادی که به علت مسائل اقتصادی، از تحصیل دور ماندهاند. با کمک بنیاد کودک، 6 شهر کرمانشاه، اهواز، ایلام، بوشهر، زاهدان و بیرجند را انتخاب کردهایم که در آنها رکاب خواهم زد. علت انتخاب این شهرها هم تعداد زیاد کودکان بااستعداد محروم از تحصیل در آنهاست. میخواهم آنقدر رکاب بزنم که 500 کودک، تحتپوشش همیارها قرار بگیرند و به مدرسه برگردند.
تاکنون در ارتباط با بیمه، به مشکلی برخوردهاید؟
خیلی زیاد! سالها پیش، از سوی خانه سینما بیمه بودم و تحتپوشش بیمه تامیناجتماعی، اما مدتی درگیر بودم و از بیمه هم بیبهره ماندم. متاسفانه درحال حاضر نیز بیمه نیستم. با این حال فکر میکنم آنها که تحتپوشش بیمه هستند، خدمات زیادی از بیمه میگیرند و این، به نفعشان است.