printlogo


گفتار
امید را از سالمندان نگیریم
نسیبه زنجری - عضو هیئت‌علمی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی

نویسنده‌ای فرانسوی می‌گوید: «ما براساس امید، قول می‌دهیم، بر اساس ترس، قول‌ها و میثاقهای‌مان را نگه می‌داریم و هرچند امید، واژه‌ای فریبنده است، اما کمک می‌کند تا انتهای زندگی، مسیری رضایت‌بخش داشته باشیم.» همین جمله‌ها اهمیت بیش از حد امید را نشان می‌دهند. امید، مفهومی مستمر از گذشته، امروز و آینده و واژه‌ای است که درباره تعالی صحبت می‌کند. امید، به قدری مهم است که گفته می‌شود انسان، بیش از آنکه در گذشته ریشه داشته باشد، پای در آینده دارد. سالمندان، از جمله گروه‌های آسیب‌پذیر جامعه هستند و برای داشتن سالمندی موفق، به امید و امید اجتماعی نیازمند هستند. در نظریه‌های سالمندی –به‌خصوص در نظریه اریک اریکسون- سالمندی موفق (successful aging) و مباحثی مانند «تقابل انسجام و ناامیدی» در یک‌سوم پایانی زندگی و اهمیت امید اجتماعی سالمندان، به بحث گذاشته می‌شود. کلید ورود به داشتن امید یا انسجام در دوران پایانی زندگی، نسل‌پروری در دوران میانسالی یا همان خلق پیامدهای اجتماعی مثبت است. در اینجا منظور از نسل‌پروری، فرزندآوری صرف نیست؛ بلکه هر نوع پیامد اجتماعی‌ای که احساسات مثبت خلق کند، نسل‌پروری است. در ایران تاکنون مطالعات جامعی درباره امید اجتماعی سالمندان انجام نشده و اکثر پژوهش‌ها در حوزه روانشناسی و روان‌درمانی بوده است. با این حال، مطالعات ما درباره امید اجتماعی در میان سالمندان تهرانی نشان می‌دهد که امیدواری سالمندان مناطق 22 گانه تهران در حد متوسط است و تنها یک‌سوم آنها فکر می‌کنند در پنج سال آینده، وضعیت 7 شاخص رفاهی، نابرابری، اخلاقی، دینی، اقتصاد، وحدت و همدلی، جرم و جنایت، و فقر و نداری، بهتر می‌شود. مقایسه‌ میان سالمندان روستایی و شهری نیز نشان می‌دهد که امیدواری اجتماعی در میان روستاییان، از شهرنشینان بالاتر است. در بعد فردی نیز پژوهش ما نشان می‌دهد که به طور متوسط حدود نیمی از سالمندان نسبت به خود و آینده‌شان (سطح فردی امید اجتماعی) امیدوار هستند. بدون شک این وضعیت، رضایت‌بخش نیست اما قبل از همه باید توجه داشته باشیم که چارچوب مفهومی امید اجتماعی، در دو بعد ادراک مثبت نسبت به سالمندی و امیدواری به آینده، صورت‌بندی شده و در بافتار جامعه جای می‌گیرد. به این معنا که امید اجتماعی در جامعه‌ای شکل می‌گیرد که تبعیض سنی در آن وجود نداشته باشد. سالمندان باید بدانند تفاوتی با دیگران ندارند تا امیدواری در آنها برای ادامه زندگی به وجود آید. از طرف دیگر، این مفهوم در تمام دوران زندگی (life course) کاربرد دارد و از این رو مهم است که ادراک امیدواری افراد را به درستی معنا کنیم. اضافه بر اینها، معنویت و سلامتی جسم و روان نیز مولفه‌های دیگری هستند که بر امید اجتماعی سالمندان تاثیر می‌گذارند. به نظر می‌رسد سیاستگذاران باید در زمینه خدمت‌رسانی‌های طولانی‌مدت سلامت به سالمندان، فعال‌تر باشند و از طرفی دیگر، چون سالمندان 30 سال آینده ایران، جوانان امروزی هستند، لازم است مداخلاتی در دوران جوانی شهروندان انجام دهند تا مسیرهای ورود امیدوارانه آنها به سالمندی تسهیل شود. علاوه بر اینها، لازم است که برنامه‌ریزان کشور در کنار دیگر اقشار اجتماع، با کمک و یاری یکدیگر، سالمندان را برای مقابله با تبعیض‌های سنی و استرس‌های دوران سالمندی تجهیز کنند. ضمن اینکه استقلال، مشارکت، مراقبت، خودشکوفایی، سلامت و... هر کدام لازمه سالمندی امیدوارانه هستند. سالمندان ایرانی، نیازمند اقدامات جدی‌ هستند و لازم است بخش‌های سیاستگذاری و گروه‌های داوطلب و دانشگاه‌ها در این چاره‌اندیشی مشارکت کنند. پیشنهاد می‌شود برای سازگارکردن سالمندان با شرایط سالمندی و افزایش امیدواری اجتماعی در میان آنها و حتی برقراری تعادل میان رشد فردی و فقدان‌های دوران سالمندی، توانایی سالمندان بهینه‌سازی شود؛ که  این به معنای جبران کمبودها با استفاده درست از منابع در دسترس کنونی است.