
خیلیها دوست دارند بدانند پشت درهای کرهشمالی چه میگذرد؟ مردمش چگونه زندگی میکنند؟ چگونه میاندیشند؟ شایعات زیادی درباره کرهشمالی -یکی از بستهترین کشورهای جهان- وجود دارند. این کشور منزوی، مراوده مردمش با دیگر کشورها را به شدت محدود کرده که همین موضوع، به شایعات بیشتر دامن میزند. برخی میگویند مردم این کشور هر روز صبح روبهروی مجسمه کیم ایل سونگ، بنیانگذار و رئیسجمهور ابدی جمهوری خلق کرهشمالی میایستند و به نشانه احترام به رهبر فقیدشان، گریه میکنند. برخی دیگر میگویند در جریان قحطی سالهای گذشته، مردم بیشماری، از گرسنگی به خوردن علف رو آوردند و بسیاری هم از گرسنگی تلف شدند. نشر ثالث، به تازگی دو کتاب «هزار فرسنگ تا آزادی» و «حسرت نمیخوریم» را راهی بازار نشر کرده که هر دو به زندگی مردم عادی در کرهشمالی اختصاص دارند. «هزار فرسنگ تا آزادی» نوشته یون سون کیم است. نویسنده در این داستان از خاطراتش میگوید؛ از زمانی که در سن 12 سالگی، گرسنه و تنها منتظر مادر و خواهرش بود که برای پیداکردن غذا، خانه را ترک کرده بودند. دختربچه ۱۲ ساله، چند روز بدون غذا بود و تنها کاری که میتوانست بکند، انتظارکشیدن برای مرگ بود. «حسرت نمیخوریم» نوشته باربارا دمیک روزنامهنگار است. او برای نوشتن این کتاب، با پناهندههای زیادی در کرهجنوبی مصاحبه کرده و در نهایت، داستان 6 نفر از آنها را در کتابش آورده است. او در این اثر، به یمن سالها کار روزنامهنگاریاش، گزارشهای توصیفی-روانی را از زندگی این پناهندگان آورده است؛ پناهندگانی که زندگی و طبقه متفاوتی در کرهشمالی داشتند اما سرانجام همهشان، فرار بود. شخصیتهای کتاب دمیک، کسانی هستند که توانستهاند از سالهای قحطی کرهشمالی، جان سالم به در ببرند، اما مرگ عزیزانشان را به خاطر گرسنگی دیدهاند. این دو کتاب، با ترجمه زینب کاظمخواه از سوی نشر ثالث منتشر شده است.