زمان زیادی از حرکت علی ملاقلیپور نمیگذرد، او پس از آنکه احساس کرد فیلمش مورد بیمهری قرار گرفته و بیلبورد و تیزر به او نمیدهند، به این نتیجه رسید که خودش تیشرت بپوشد و تراکتهای فیلمش را دست بگیرد و به خیابان بیاید. میخواست به این روش بیشتر توجه مسئولان را جلب کند و بگوید که ناراضی است و این نارضایتی را به همه نشان میدهد. با این حال، حرکتش تبدیل به یکی از روشهای تبلیغاتی ساده شد. اینکه اگر کسی برای شما و فیلمتان آستین بالا نمیزند، دستکم خودتان هم یک گوشه ننشینید و این پا را روی آن پا نیندازید. به این ترتیب بود که یکی از عجیبترین تبلیغات را برای سینما شاهد بودیم.
کلاهمخملیها در خیابان
تابستان سال گذشته، همزمان با هیاهوی آغاز پخش سریال «شهرزاد» در شبکه خانگی، نخستین حرکت تبلیغاتی این سریال نیز آغاز شد، حرکتی که باعث شد برخی از آگاهان و مورخان و حتی دانشگاهیان نسبت به آن عکسالعمل منفی نشان دهند و از تبرئه کلاهمخملیها بنویسند. ماجرا از این قرار بود که یکی از روشهای تبلیغاتی ابتدایی این سریال، پخش تراکتهای تبلیغاتی از سوی کلاهمخملیها بود، که بیایند و با کتوشلوارهای یکدست سیاه و کلاه شاپوهای روی سر، در میان مردم بگردند و از «شهرزاد» بگویند. اما از آنجایی که قشر چندان محبوبی در جامعه امروز به حساب نمیآیند، بلافاصله این شکل از تبلیغ برچیده شد و حتی در شب جشن پایان سریال نیز خبری از آنها نبود.
خونآشامان در پردیس کوروش
در تازهترین اقدام تبلیغاتی برای یک فیلم سینمایی، خونآشامها از فیلم فانتزی رضا عطاران بیرون آمدند و مهمانی افتتاحیه این فیلم را میزبانی کردند. یعنی اگر روز شنبه هفته گذشته، گذرتان به طبقه پنجم پردیس کوروش میافتاد، آدمهایی را با گریم خونآشام میدیدید که نوشیدنیهای قرمزرنگ جلوی شما میگرفتند و با چشمهای ترسناکشان شما را به تماشای «دراکولا» دعوت میکردند. آنها دانشجوهای تئاتر بودند و نوشیدنیهای قرمزرنگ آبآلبالو و گیلاس. افتتاحیهای که کاملا شلوغ بود و چشم چشم را نمیدید و اگر بینظمیهای رایج در این برنامهها را به آن ببخشیم، میتوانیم بگوییم آغاز باشکوهی را رقم زد، مخصوصا با خونآشامهای ترسناکش.