همهچیز با دیدن فیلم سینمایی ملبورن، در خوابگاه دانشجویی دانشگاه امیرکبیر تهران شروع شد. فیلم، داستان زن و شوهری است که درحال جمعکردن وسایل خود هستند و قصد دارند از ایران به ملبورن مهاجرت کنند. در همین اوقات، همسایه، نوزاد خود را برای نگهداری موقت چندساعتی، به این زوج میسپارد و با سهلانگاری آنان، نوزاد فوت میشود و تراژدی غمگینی بهوجود میآید. امیر شکوهینیا و دو همخوابگاهیاش -که همگی دانشجوی مهندسی برق بودند- از یکدیگر سوال میکنند که آیا میشود ابزاری برای کنترل و چککردن وضعیت سلامت نوزاد، از راه دور ساخت یا خیر؟ این سوال، هماکنون با تولید گجت هوشمند سلامت کودک، توسط این دانشجویان، در عمل پاسخ داده شده است.
محصول سختافزاری آنها با اتصال به بدن کودک، علائم حیاتی نوزاد را -همچون چگونگی تنفس، دمای بدن و چگونگی خواب کودک- بهطور لحظهای پایش و از طریق گوشی تلفن هوشمند والدین، به آنان گزارش میکند. اگر او در حین خواب بچرخد، سریعا والدین را مطلع میسازد و همچنین در صورت نیاز به تعویض پوشک، اعلام هشدار میکند.
ابزار کنترل هوشمند کودک یا smart baby monitor آنها، هماکنون فاز اول تولید انبوه را سپری کرده و تعدادی از آن نیز پیشفروش شده است و به دست مصرفکننده رسیده است.
این استارتآپ، در سال جاری از بین حدود ۱۵۰۰ محصول ارائهشده به برنامه جهانی استارتآپ بوتکمپ در لندن، به لیست ۲۰ ایده منتخب دنیا راه یافت. در زیر، داستان کسبوکار نوپا اما موفق امیر شکوهینیا و همکارانش را میخوانیم.
داستان آن سه دانشجو
«هسته مرکزی ما همان سه نفر دانشجوی کارشناسی برق دانشگاه امیرکبیر بود که در سال ۸۸ آن فیلم را در خوابگاه تماشا کرده بودیم. بعد از فارغالتحصیلی، هرکدام جداگانه وارد بازارکار شدیم تا اینکه بهطور اتفاقی، سال قبل، هر سه در یک شرکت همکار شدیم. در اوقات فراغت، گاهی خاطرات دانشگاه را با هم مرور میکردیم و یکروز به خاطره آن شب رسیدیم و این شد که پیرامون بحث کنترل سلامت نوزاد از راه دور، جدیتر صحبت کردیم.» علی شعبانی، مرتضی بهبویی و امیر شکوهینیا تصمیم گرفتند تحقیقات مقدماتی را آغاز کنند. «با یکماه بررسی اولیه به این نتیجه رسیدیم که این موضوع الان در دنیا موردتوجه است. این بازار، پرسود بود و در دنیا چندان روی آن کار نشده بود اما پیش از ما، دو استارتآپ آمریکایی -یکی در سال ۲۰۱۵ و دیگری در سال ۲۰۱۶- به روشی متفاوت، این کار را انجام داده بودند. ما روش سومی را یافتیم که سادهتر بود و کارایی بیشتری داشت.»
اینگونه شد که آنها دل از شغل و حقوقشان کندند و با استعفا از شرکت، به ایده جدیدشان دل بستند که اسمش را نینیکس گذاشته بودند. در شهریور ۹۵، سرمایههای کوچک خود را که مجموعا حدود ۶۰ میلیون تومان بود، جمع کردند و کار، در منزل یکی از آنها آغاز شد. تمام وقت کار میکردند و آنقدر جدی بودند که علی شعبانی، از تحصیلش در مقطع کارشناسیارشد دانشگاه صنعتی شریف، انصراف داد تا بتواند تمام وقتش را صرف این پروژه کند!
تولید موفق
«مرتضی و علی، همچنان در حوزه تکنیکال مشغول بودند اما من کارشناسیارشدم را در رشته مدیریت MBA دانشگاه تهران گرفته بودم. بنابراین، من در زمینه مارکتینگ پروژه کار میکردم و آن دو نفر، اجرای فنی و ساخت گجت را دنبال میکردند. در این مرحله، نیاز به کارشناس نرمافزار داشتیم. پس دو نفر را که به نرمافزار مسلط بودند، به تیم اضافه کردیم. حدود سهماه گذشت و موفق شدیم اولین« نمونه اولیه» را تولید کنیم.» نمونه را با موفقیت در دانشگاه صنعتی شریف ارائه میکنند و در نتیجه، میز و دفتری در دانشگاه به آنان اختصاص پیدا میکند و امکان مشاوره و راهنمایی اساتید این حوزه رسما برایشان مهیا میشود. حالا وقت پیداکردن سرمایهگذار بود. «با سرمایهگذاران مختلفی در کشور گفتوگو کردم و درنهایت، با یک سرمایهگذار به نتیجه رسیدم. با جذب سرمایهگذار، امکان اجاره دفتری مستقل و بزرگتر فراهم شد و در روزهای نزدیک به نوروز ۹۶، کار را در دفتری تازه و با اضافهکردن دو کارمند، توسعه و ادامه دادیم.» آنها در خرداد امسال، موفق به ساخت نمونه عملیاتی شدند و کار برای آمادهسازی تولید انبوه، آغاز شد. «هماکنون بیش از دویست نمونه، پیشفروش شده و نزدیک به هزار محصول هم در روزهای آتی، روانه بازار خواهد شد. البته یک قرارداد غیرتجاری نیز با بیمارستان کودک تهران بسته شده و بخشی از بیمارستان، با این محصول، بهطور رایگان تجهیز خواهد شد. با ثبت شرکت و دریافت گواهی دانشبنیان صنعتی، فعالیت تیم، رسمیتر شد و اتاق بازرگانی و صنایع معادن کشور، شرکت ما را به عنوان یکی از نمایندگان ایران به نمایشگاه فناوری جیتکس دبی فرستاد. حضور در دبی، روابط خوبی برایمان ایجاد کرد. شرکتهایی در قطر و امارات، درخواست نمایندگی کردند و شرکایی در نروژ، استرالیا و سوئد پیدا کردیم.»
از اروپاییها چیزی کم نداشتیم
«برگزیدهشدن در استارتاپ بوتکمپ اعتمادبهنفس ما را بالا برد و متوجه شدیم که چیزی از اروپاییها کم نداریم. در سفر به لندن، اتفاقات خوبی افتاد که ماحصل آن احتمالا ایجاد دفتر فروش محصول در لندن، در آیندهای نزدیک، برای ورود به بازارسازی محصول در اروپا باشد.» شکوهینیا و همکارانش، برخلاف بسیاری از جوانان معتقدند که برای راهاندازی استارتآپ، سرمایه لازم نیست و هر استارتآپی که ایده خوبی داشته باشد، تیم را درست ببندد و تماموقت کار کند، مشکل سرمایه نخواهد داشت؛ چرا که سرمایهگذاران، از آنها استقبال خواهند کرد و هر چقدر پول بخواهند، تامین خواهد شد. بهخصوص در شرایط فعلی که بورس و مسکن، از تب و تاب افتادهاند و سرمایهداران، دنبال بازار مناسبی برای پولشان میگردند. تجربه شخصی تیم نینیکس چنین است: «ما در ابتدا آنقدر از کارمان اطمینان داشتیم که نخواستیم سرمایهگذار بگیریم، چون هرچه جلو میرفتیم، ارزش کار بیشتر میشد و سهم ما افزایش پیدا میکرد. بنابراین، در دریافت سرمایه، عجله نکردیم. در کشور، پول زیاد است. ممکن است در شروع، قانعکردن سرمایهگذاران دشوار باشد، اما بعدتر، این روند، معکوس میشود. الان حدود ۱۵ سرمایهگذار، درخواست همکاری دادهاند و ما براساس شرایط آنها، قدرت انتخاب داریم. ما در مرحله دوم کار، تلاشی برای پیداکردن سرمایهگذار نکردیم، بلکه خود آنها با ما تماس میگرفتند و اعلام آمادگی میکردند.»
به کسبوکارهای نوپا کمک کنید
« پس از خروج از دانشگاه صنعتی شریف و ایجاد دفتر مستقل، متوجه شدیم که فضای دفتر، قدری برایمان بزرگ است. بنابراین تصمیم گرفتیم به کسانی مثل خودمان که درحال راهاندازی استارتآپ هستند، کمک کنیم. یعنی بهطور رایگان، به آنها جا بدهیم و اگر راهنمایی و کمکی لازم بود، درحد توان، در اختیارشان قرار دهیم و خداراشکر، این کار را هم کردیم و پذیرای چند تیم بودیم.» حرف مشکلات که میشود، زیاد گلایه نمیکند و سعی میکند مختصر توضیح دهد: «اولین مشکل این است که اکوسیستم ما واقعا آماده نیست. سرمایهگذار برای یک محصول سختافزاری یا فناوریهای بر پایه سختافزار، سختتر پیدا میشود و از طرفی، دانشگاه هم صرفا جا و مکان را فراهم میکند و مانیتورینگ، نظارت و مشاوره مناسبی داده نمیشود. یعنی استاد دانشگاهی که تدریس میکند، تجربه حضور در صنعت را ندارد. به عبارتی، در دانشگاههای ما، هنوز روح کارآفرینی، حاکم نیست و بیشتر، آموزشمحور هستند.»